فهرست مطالب
تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهمترین نقاط برخورد میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. خبرگزاری فارس در گزارشی مدعی شده دولت دونالد ترامپ تلاش دارد با بزرگنمایی میزان عبور نفت از این آبراه، زمینه یک معامله با ایران برای باز شدن مسیر کشتیرانی را فراهم کند. طبق همان گزارش، میانگین عبور نفت خام از تنگه در هفت روز گذشته حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز بوده است.
تنگه هرمز؛ نفت کمتر، فشار بیشتر
اهمیت تنگه هرمز برای اقتصاد ایران فقط به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان است و هرگونه اختلال در رفتوآمد نفتکشها میتواند مستقیماً بر درآمدهای نفتی و بازار انرژی اثر بگذارد.
فارس میگوید حجم عبور نفت از هرمز در مقایسه با دوره پیش از جنگ بیش از ۸۰ درصد کاهش یافته و بخشی از صادرات نیز از مسیرهایی مانند بندر فجیره امارات و عمان انجام میشود. این ارقام، طبق روایت همان رسانه، نشاندهنده تغییری جدی در مسیرهای صادرات انرژی است.
آیا تهران واقعاً در موقعیت معامله است؟
در داخل ایران، درباره آینده تنگه هرمز دو نگاه متفاوت وجود دارد. ناصر هادیان، استاد دانشگاه، معتقد است بسته ماندن مسیر در شرایط جنگی کارکرد خود را داشته، اما در شرایط کنونی بازگشایی آن میتواند زمینه یک «معامله خوب» با آمریکا را ایجاد کند.
در مقابل، گرگوری برو، تحلیلگر انرژی آمریکایی، در همان گزارش تأکید کرده است که ایران اهمیت هرمز را بهخوبی میداند و احتمالاً از این اهرم برای حفظ منافع خود استفاده خواهد کرد.
این اختلاف دیدگاه یک واقعیت مهم را نشان میدهد: هرمز برای تهران همزمان یک اهرم ژئوپلیتیکی و یک ضرورت اقتصادی است.
هزینه سیاست خارجی روی دوش اقتصاد ایران
مشکل اصلی زمانی آشکار میشود که یک اهرم اقتصادی به ابزار فشار سیاسی تبدیل شود. جمهوری اسلامی سالها تلاش کرده است قدرت منطقهای و امنیتی خود را گسترش دهد، اما هزینه چنین سیاستی در نهایت به اقتصادی منتقل شده که با تورم، کاهش ارزش پول ملی و محدودیت درآمدهای ارزی دستوپنجه نرم میکند.
اکنون تنگه هرمز در چنین شرایطی اهمیت مضاعفی پیدا کرده است. ایران از یک سو میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای چانهزنی استفاده کند و از سوی دیگر، هرگونه اختلال طولانیمدت در مسیر صادرات، میتواند به درآمدهای خود ایران نیز آسیب بزند.
به همین دلیل، تبدیل هرمز به ابزار دائمی تقابل، بدون محاسبه هزینههای اقتصادی آن، میتواند در نهایت همان مردمی را تحت فشار قرار دهد که پیشتر نیز هزینه بحرانهای اقتصادی را پرداخت کردهاند.
تنگه هرمز؛ ثروت ملی یا برگ مذاکره؟
طبق گزارشی که فارس به آن استناد کرده، اندیشکده بروئگل ظرفیت اقتصادی تنگه هرمز را برای ایران بسیار قابل توجه میداند و حتی آن را دارای پتانسیلی معادل درآمد سالانه نفت کشور توصیف کرده است.
اما پرسش مهمتر این است که چنین ظرفیتی چگونه باید مورد استفاده قرار گیرد؟
اگر هرمز یک سرمایه ملی است، منافع آن باید در نهایت به اقتصاد ایران و زندگی شهروندان بازگردد؛ نه اینکه صرفاً به برگ دیگری در منازعه میان جمهوری اسلامی و آمریکا تبدیل شود.
براى اطلاعات بيشتر :
زندان شیبان؛ بیش از ۶۰۰ زندانی سیاسی در اهواز
معاملهای که مردم باید هزینهاش را ندهند
ماجرای تنگه هرمز در نهایت فقط یک پرونده نظامی یا دیپلماتیک نیست. پشت هر نفتکش، رقم صادرات و مسیر تجاری، اقتصادی قرار دارد که میلیونها ایرانی به آن وابستهاند.
اگر تهران و واشنگتن در نهایت به توافقی درباره عبور نفت و کشتیرانی برسند، سؤال اصلی برای مردم ایران این خواهد بود که نتیجه آن چه خواهد بود: افزایش درآمد عمومی و ثبات اقتصادی، یا صرفاً یک توافق موقت برای عبور از یک بحران سیاسی؟
تنگه هرمز میتواند برای ایران یک دارایی راهبردی باشد؛ اما تبدیل این دارایی به ابزار چانهزنی، زمانی معنا دارد که نتیجه آن به جای افزایش فشار بر جامعه، به ثبات اقتصاد و کاهش هزینههای زندگی مردم منجر شود.