فهرست مطالب
در ایران پس از سال ۱۳۵۷، جایی که آوازهای دستگاهی و ردیفهای کهن بارها در رادیو و تلویزیون ممنوع اعلام شد، غنای سنتی ایرانی به عنوان یکی از غنیترین میراثهای فرهنگی، تحت فشار شدید قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای سایت ایرانوایر و تحلیل کتاب «صدای انقلاب» نوشته ناهید سیامدوست، غنای سنتی ایرانی از نخستین قربانیان سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی بود.
غنای سنتی ایرانی چیست؟
غنای سنتی ایرانی یا آواز، سبک بیضرب و بداههپردازانهای است که بر پایه دستگاههای موسیقی ایرانی و شعر کلاسیک فارسی شکل گرفته. این هنر، که ریشه در قرنها تاریخ دارد، با نامهایی چون شجریان، ناظری و بنان شناخته میشود و همواره نماد هویت فرهنگی ایرانی بوده است.
براى اطلاعات بيشتر :
شيخ مهديزادي معارض: نظام ايران تهديد استقرار منطقه
سرکوب سیستماتیک پس از انقلاب
با آغاز انقلاب، غنای سنتی ایرانی ابتدا کاملاً ممنوع شد. طبق آمار رسمی وزارت ارشاد که ایرانوایر منتشر کرده، بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ تنها ۱۱ اثر موسیقی کلاسیک مجوز تولید گرفت و در دوره ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ فقط ۱۳ اثر دیگر. در همان هشت سال، حتی یک قطعه پاپ هم مجوز نگرفت. غنای سنتی ایرانی اگرچه بعدها تا حدی تحمل شد، اما همچنان تحت سانسور شدید قرار داشت و اجرای آن برای زنان به طور کامل ممنوع گردید.
نمونههای مقاومت و هزینهها
بسیاری از استادان غنای سنتی ایرانی هزینه سنگینی پرداخت کردند. محمدرضا شجریان در سال ۱۳۸۸ پس از اعتراضات، درخواست کرد صدای او از رسانههای دولتی پخش نشود. دهها هنرمند دیگر به تبعید رفتند یا اجراهایشان به زیرزمین منتقل شد. گزارش خانه موسیقی ایران در سال ۱۴۰۱ از بازداشت ۲۴ نوازنده و خواننده حکایت دارد که بسیاریشان در حوزه سنتی فعالیت میکردند.
وضعیت امروز و پیامدهای فرهنگی
امروز، غنای سنتی ایرانی بیشتر در فضای مجازی و اجراهای خصوصی زنده مانده است. رژیم با ممنوعیت اجرای عمومی زنان و سانسور شعرها، تلاش کرده این هنر را به ابزاری برای تبلیغ ایدئولوژی خود تبدیل کند، اما نتوانسته ریشه آن را بخشکاند.
غنای سنتی ایرانی نه فقط یک هنر، بلکه صدای هویت یک ملت است که رژیم با همه ابزارهایش نتوانسته آن را خاموش کند. حفظ این میراث، مقاومتی آرام اما عمیق در برابر طمس فرهنگی است.