فهرست مطالب
کرسیهای دبیری مجلس این روزها دستبهدست میچرخند در اتاقهایی که صدایشان به بیرون نمیرسد، میان چهرههایی که مردم انتخابشان نکردهاند تا این مناصب را بگیرند. نمایندگانی که نامشان ماههاست در اخبار نیست، ناگهان برای صندلیهایی رقابت میکنند که هیچ رأیگیری عمومی پشتشان نیست. طبق آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی، اعضای هیئت رئیسه برای مدت یک سال با رأی مستقیم نمایندگان انتخاب میشوند نه با رأی مردم. این خبر را خبرگزاری مهر در چهارم خرداد ۱۴۰۵ منتشر کرد؛ روزی که انتخابات هیئت رئیسه سومین سال مجلس دوازدهم برگزار شد. اما پشت این انتخابات، داستانی است که رسانه دولتی آن را روایت نمیکند.
ساختار: ۱۲ کرسی، صفر زن، چهلوپنج سال
ترکیب ۱۲ نفره هیئت رئیسه مجلس شامل رئیس، دو نایب رئیس، شش دبیر و سه ناظر است اما در دو دوره متوالی اجلاسیههای اول و دوم مجلس دوازدهم، هیچیک از این کرسیها به زنان نرسید.
این یک استثنا نیست یک الگوست. این موضوع فقط منحصر به مجلس دوازدهم نیست و در ادوار مختلف مجلس هم شاهد این ماجرا بودیم.
اعداد این شکست را ملموس میکنند:
- ۱۴ نماینده زن در مجلس دوازدهم حضور دارند از مجموع ۲۹۰ نماینده
- یعنی زنان تنها ۴.۸ درصد مجلس را تشکیل میدهند
- سال گذشته ۳ نماینده زن کاندیدای دبیری هیئت رئیسه مجلس بودند که در نهایت نتوانستند هیچیک از ۶ کرسی دبیری را به دست آورند.
- نتیجه: صفر از ۱۲ برای سومین سال متوالی
در مجلسی که قرار است نماینده ملت باشد، نیمی از ملت زنان در مدیریت آن هیچ کرسی ندارند. این نه تصادف است، نه کمبود کاندیدا بلکه انعکاس یک اراده سیاسی است که سالهاست تغییر نکرده.
کرسیهای دبیری مجلس و قالیباف در برابر چهرهای که کسی نمیشناسد
کرسیهای دبیری مجلس در سایه یک رقابت بزرگتر قرار گرفتهاند. محمدباقر قالیباف، رئیس فعلی مجلس، بار دیگر قصد دارد برای حفظ کرسی ریاست نامزد شود. حضور همزمان بیگدلی و قالیباف، انتخاباتی دوقطبی را در رأس مجلس رقم خواهد زد که میتواند نشانگر صفبندیهای جدید سیاسی درون قوه مقننه باشد.
براى اطلاعات بيشتر :
تجمعات شبانه ایران؛ آمار دولتی یا افکارسنجی؟
اما این «دوقطبی» را باید با چشم باز دید. این رقابتها نهتنها پیچیدگی سیاست داخلی مجلس را نشان میدهد، بلکه بازتابی از تنوع جناحی و گاهی شکافهای دروناصولگرایی است.
به عبارت سادهتر: این انتخابات نه رقابت میان اصلاحطلب و اصولگراست بلکه دعوای درون خانوادگی اصولگرایان است. مردم در هیچ طرف این معادله نیستند.
صف طولانی برای کرسیهای دبیری مجلس: نامهایی که تکرار میشوند
برای جایگاه دبیری و ناظران، افرادی همچون محمدمهدی فروردین، علیرضا سلیمی، روحالله متفکرآزاد، احمد نادری، محمد رشیدی، عباس گودرزی، اکبر رنجبرزاده، رضا جباری، صدیف بدری، جلیل میرمحمدی، فاطمه مقصودی، مجتبی بخشیپور، عباس پاپیزاده و مجتبی یوسفی اعلام آمادگی کردهاند.
از میان این فهرست، در حال حاضر اعضای هیئت رئیسه شامل قالیباف، نیکزاد، حاجیبابایی، بخشیپور، نادری، متفکرآزاد، پاپیزاده، جباری، بدری، سلیمی، گودرزی و میرمحمدی هستند.
تعداد قابل توجهی از همان چهرههای سال گذشته دوباره کاندیدا شدهاند. این چرخش بسته کرسیهای دبیری مجلس میان همان افراد سال به سال خودش یک پیام دارد: این مجلس باشگاه بستهای است که اعضایش خودشان را انتخاب میکنند.
مجلس دوازدهم: پارلمانی که با فیلتر آمد
کرسیهای دبیری مجلس را نمیتوان بدون فهمیدن نحوه تشکیل این مجلس تحلیل کرد. مجلس دوازدهم در انتخاباتی برگزار شد که:
- شورای نگهبان بیش از ۱۵,۰۰۰ نفر از کاندیداها را رد صلاحیت کرد
- مشارکت انتخاباتی به ۴۱ درصد پایینترین سطح تاریخ جمهوری اسلامی رسید
- در تهران مشارکت به ۲۵ درصد سقوط کرد
- یعنی ۷۵ درصد پایتختنشینان پشت این مجلس را امضا نکردند
حالا همین مجلس که پایگاه مردمیاش بحرانی است برای توزیع کرسیهای دبیریاش دچار «رقابت داغ» شده. این رقابت نه نشانه سلامت دموکراسی بلکه نشانه توزیع قدرت در یک ساختار بسته است.
انتخاباتی که فقط ۲۹۰ نفر رأی میدهند
کرسیهای دبیری مجلس امروز تعیین میشوند ،اما نه توسط ۸۵ میلیون ایرانی. توسط ۲۹۰ نمایندهای که خودشان از دل یک فرایند فیلترشده بیرون آمدهاند.
در دموکراسی واقعی، پارلمان جایی است که اراده مردم به قانون تبدیل میشود. در ایران، پارلمان جایی است که اراده یک جریان سیاسی فیلترشده، میان خودش تقسیم میشود و هر سال هم همین چهرهها برمیگردند، با عنوانهایی که فقط عوض میشود.
زنان نیستند. مخالفان نیستند. مردم عادی نیستند. آنچه هست رقابت میان افرادی است که همه در یک چیز مشترکاند: تأیید همان دستگاهی که باید نظارت بر آن، وظیفه اصلی این مجلس باشد.