فهرست مطالب
در تازهترین جلوههای سرکوب اعتراضات در ایران، نیروهای وابسته به سپاه پاسداران و مأموران لباسشخصی به خانههای خانوادههای جانباختگان اعتراضات اخیر در شرق تهران یورش بردند؛ اقدامی که نشان میدهد سرکوب از خیابانها عبور کرده و به حریم خصوصی شهروندان رسیده است. این حملات، تلاشی آشکار برای شکستن نمادهای انسانی و اجتماعی قربانیان و خاموشکردن هرگونه همدلی عمومی است.
براى اطلاعات بيشتر :
۲۰۲۶؛ فصل جدیدی در اپوزیسیون داخلی در ایران
یورشهای شبانه و پیامهای ارعاب
بر اساس شهادتهای محلی، این یورشها در ساعات اولیه بامداد و بدون ارائه حکم قضایی انجام شده است. نیروهای امنیتی در جریان این حملات:
- به دیوار خانهها تیراندازی کردند
- با الفاظ توهینآمیز خانوادهها را تحقیر کردند
- اموال شخصی را تخریب یا غارت کردند
چنین اقداماتی بخشی از سیاست سیستماتیک سرکوب اعتراضات در ایران است که بر ارعاب جمعی بهجای پاسخگویی قانونی متکی است.
مجازات پس از مرگ
یکی از تکاندهندهترین ابعاد سرکوب اعتراضات در ایران، تحمیل شرایط غیرانسانی به خانوادههای جانباختگان پس از کشتهشدن عزیزانشان است. خانوادهها مجبور شدهاند:
- پیکر فرزندانشان را فقط در ساعات پیش از طلوع آفتاب تحویل بگیرند
- مراسم دفن را بهصورت فردی و مخفیانه برگزار کنند
- تعهد دهند که هیچ مراسم عمومی عزاداری برگزار نکنند
در صورت مخالفت، تهدید شدهاند که پیکرها بدون حضور خانوادهها دفن خواهد شد.
باجگیری مالی؛ چهره دیگر سرکوب
در اقدامی بیسابقه، برخی خانوادهها برای تحویل پیکر فرزندانشان با مطالبه مبالغ سنگین مواجه شدهاند؛ از جمله ۲۵۰ میلیون تومان برای هر گلولهای که به جانباختگان شلیک شده است.
این شیوه، مصداق روشن استفاده از پول بهعنوان ابزار فشار در چارچوب سرکوب اعتراضات در ایران و تحقیر سیستماتیک خانوادههاست.
قوه قضاییه غایب، امنیتیها حاکم
این وقایع بار دیگر نشان میدهد که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی عملاً استقلال خود را از دست داده و تصمیمگیریها در پروندههای مرتبط با اعتراضات، مستقیماً توسط نهادهای امنیتی انجام میشود.
سرکوب اعتراضات در ایران امروز خارج از هر چارچوب شفاف و قانونی پیش میرود و بر ترس، تهدید و مجازات جمعی استوار است.
سیاست حذف حافظه جمعی
هدف اصلی این سطح از سرکوب اعتراضات در ایران، جلوگیری از تبدیل جانباختگان به نمادهای مقاومت و جلوگیری از شکلگیری حافظه جمعی است.
یورش به خانهها، محدودکردن مراسم خاکسپاری و ارعاب خانوادهها، همگی در راستای:
- شکستن همبستگی اجتماعی
- منزویکردن خانوادههای قربانیان
- تبدیل سوگواری به سکوت و ترس
اما تجربه نشان داده است که چنین سیاستهایی اغلب نتیجه معکوس بهدنبال دارد.
پیامدهای داخلی و بینالمللی
ادامه این روند میتواند پیامدهای جدیتری برای حاکمیت بههمراه داشته باشد، از جمله:
- افزایش خشم اجتماعی پنهان
- تشدید فشارهای حقوق بشری بینالمللی
- انزوای سیاسی بیشتر نظام
- تعمیق شکاف میان جامعه و حکومت
در این چارچوب، سرکوب اعتراضات در ایران به یکی از بحرانیترین پروندههای حقوق بشری منطقه تبدیل شده است.
آنچه در شرق تهران رخ داده، حادثهای مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک سیاست سرکوبگرانه ساختاری است.
سرکوب اعتراضات در ایران امروز نهتنها معترضان، بلکه خانوادهها، حافظه جمعی و کرامت انسانی را هدف قرار داده است. در حالی که حاکمیت میکوشد حقیقت را همراه با پیکر قربانیان دفن کند، واقعیتهای میدانی نشان میدهد بحران، عمیقتر و گستردهتر از آن است که بتوان آن را پنهان کرد.
