فهرست مطالب
بحران معیشتی ایران دیگر فقط مسئله اقشار کمدرآمد نیست و به بخشهایی از طبقه متوسط نیز رسیده است. یک رسانه محلى در گزارشی به نقل از «اسرائیل هیوم» نوشته است که تحریمها، جنگ و سوءمدیریت اقتصادی، فشار بر زندگی مردم را افزایش دادهاند؛ در این گزارش، تورم سالانه بیش از ۷۰ درصد و کاهش تقریبی نصفشدن ارزش ریال طی یک سال مطرح شده است.
بحران معیشتی ایران از سفره تا درمان
یکی از نشانههای روشن بحران معیشتی ایران تغییر الگوی مصرف خانوارهاست. بر اساس گزارش مورد استناد، قیمت گوشت و لبنیات طی یک سال بیش از دو برابر شده و متوسط مصرف ماهانه گوشت قرمز برای هر نفر به کمتر از نیم کیلوگرم رسیده است.
فشار فقط به مواد غذایی محدود نمانده است. گزارش میگوید افزایش قیمت دارو باعث شده برخی بیماران درمان بیماریهای مزمن خود را به تعویق بیندازند و شماری از مراکز درمانی نیز با کمبود برخی تجهیزات و داروها روبهرو شوند. این ادعاها در گزارش به منابع مختلف نسبت داده شدهاند و همه آنها بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیستند.
طبقه متوسط هم از بحران در امان نمانده است
شاید مهمترین بخش این بحران، فرسایش طبقه متوسط باشد. گزارش به نقل از روزنامه «شرق» از شکلگیری نوعی «اقتصاد تعمیر» در میان خانوادهها سخن میگوید؛ اقتصادی که حتی تعمیر وسایل خانگی و خودرو نیز برای بسیاری پرهزینه شده است.
در حوزه دندانپزشکی نیز برخی مدیران مراکز درمانی از تعویق درمان یا انتخاب کشیدن دندان به جای درمانهای گرانتر مانند ایمپلنت خبر دادهاند.
این تصویر نشان میدهد که بحران معیشتی ایران فقط به ناتوانی در خرید کالاهای لوکس مربوط نیست؛ بخشی از جامعه در حال حذف هزینههایی است که زمانی جزء نیازهای عادی زندگی محسوب میشدند.
بیش از ۱۶ میلیون نفر و گسترش فقر
در گزارش، به نقل از مسعود نیلی، اقتصاددان و وزیر پیشین، آمده است که طی هفت سال نزدیک به ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر ایران اضافه شدهاند. همچنین نرخ تورم بیش از ۷۰ درصد و افزایش بیش از دو برابری قیمت سبد پایه غذایی در این تحلیل مطرح شده است.
البته این ارقام باید با توجه به منبع و روش محاسبه آنها بررسی شوند؛ اما حتی اختلاف میان برآوردها نیز نمیتواند اصل فشار اقتصادی بر خانوارها را نادیده بگیرد.
براى اطلاعات بيشتر :
محسن نامجو ۲۰۲۶؛ بازگشت به ایران پس از ۲۰ سال
تحریمها تنها مقصر نیستند
در روایت رسمی جمهوری اسلامی، تحریمها بخش مهمی از مشکلات اقتصادی ایران هستند. اما تحلیلگران مورد استناد گزارش تأکید کردهاند که سوءمدیریت، فساد، تصمیمهای سیاسی و حضور گسترده سپاه پاسداران در اقتصاد نیز در شکلگیری وضعیت کنونی نقش دارند.
این نکته اهمیت دارد؛ زیرا نسبتدادن تمام مشکلات اقتصادی به تحریمها، پرسش درباره سیاستهای داخلی را از میان نمیبرد.
کشوری که با بحران آب، کمبود انرژی، کاهش درآمدهای نفتی، تورم بالا و کاهش قدرت خرید روبهروست، نمیتواند همه مشکلات خود را صرفاً به فشار خارجی نسبت دهد.
آیا فقر بیشتر به اعتراض بیشتر منجر میشود؟
اینجا یک تناقض مهم وجود دارد. از یک سو، فشار اقتصادی میتواند نارضایتی عمومی را افزایش دهد؛ از سوی دیگر، فردی که تمام توان خود را برای تأمین غذا و نیازهای اولیه خانواده صرف میکند، ممکن است توان و فرصت کمتری برای اعتراض داشته باشد.
گزارش به تجمع بازنشستگان و برخی گروههای صنعتی با شعارهایی درباره خالیبودن سفرهها اشاره میکند. در مقابل، برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که فشار بیش از حد اقتصادی میتواند حکومت را به جای عقبنشینی، به سمت سرکوب بیشتر یا سیاست خارجی تهاجمیتر سوق دهد.
بحران اقتصادی؛ آزمون واقعی جمهوری اسلامی
بحران معیشتی ایران در نهایت یک پرسش سیاسی را نیز مطرح میکند: حکومتی که سالها از مقاومت اقتصادی سخن گفته، تا چه اندازه میتواند هزینه این سیاست را از جامعه دریافت کند؟
گرانی غذا، کاهش مصرف گوشت، تأخیر در درمان، تعطیلی کسبوکارها و فرسایش طبقه متوسط، شاخصهایی هستند که مستقیماً با زندگی مردم ارتباط دارند.
مشکل زمانی عمیقتر میشود که جامعه احساس کند هزینه تصمیمهای سیاسی و اقتصادی کشور را میپردازد، در حالی که امکان اثرگذاری بر همان تصمیمها را ندارد.
از همین رو، بحران معیشتی ایران را نمیتوان صرفاً یک مسئله اقتصادی دانست. این بحران به مسئله اعتماد عمومی، کارآمدی حکومت و آینده اجتماعی کشوری تبدیل شده است که شهروندانش هر روز مجبورند بخش دیگری از زندگی عادی خود را از سبد هزینههایشان حذف کنند.