فهرست مطالب
آلودگی آب در ایران بحرانی نیست که تصادفی پدید آمده باشد یا تنها آبوهوا آن را ساخته باشد. کشوری که ۱۲۰ میلیارد متر مکعب منابع آب تجدیدپذیر سالانه دارد، در ساخت سد رتبه سوم جهان را در اختیار دارد و در پروژههای سدسازی بیش از ۴۰ کشور جهان مشارکت دارد، از تأمین آب آشامیدنی سالم برای روستاهایش ناتوان است و رودخانههایش را با فاضلاب تصفیهنشده آلوده میکند. رسانه بين المللى به نقل از گزارشهای رسمی ایران تأیید میکند که بیشتر فاضلاب جمعآوریشده در شهرها بدون تصفیه تخلیه میشود و این منبع اصلی آلودگی آبهای زیرزمینی در کشور است. این را نه یک نهاد مخالف، بلکه دادههای رسمی گفتهاند.
فاضلاب بدون تصفیه — آلودگی آب در ایران
آلودگی آب در ایران ناشی از فاضلاب صنعتی و شهری و همچنین کشاورزی است. در خصوص فاضلاب شهری، بخش اعظم فاضلاب جمعآوریشده بدون تصفیه تخلیه میشود و منبع اصلی آلودگی آبهای زیرزمینی و خطری جدی برای سلامت عمومی به شمار میرود. در شماری از شهرهایی که فاقد سیستم فاضلاب هستند، خانهها فاضلاب خود را از طریق کانالهای باز آب باران تخلیه میکنند.
اینها شهرهای دورافتاده و حاشیهای نیستند. اینها شهرهایی با تراکم جمعیتی بالا هستند که فاضلابشان در خیابانها جاری است، در حالی که بودجه دولتی به سمت برنامههای تسلیحاتی و ایدئولوژیک خارج از مرزها سرازیر میشود. اولویتها کاملاً وارونه است.
آلودگی آب در ایران — کشاورزی آنچه را مانده میبلعد
ایران ۷۵ درصد از منابع آبیاش را در بخش کشاورزی مصرف میکند و برخی آمارها این رقم را تا ۹۳ درصد بالا میبرند، به این معنا که تمام آب آشامیدنی کشور را بخش کشاورزی مصرف میکند.
کشاورزی ناپایداری که آفتکشها و کودهای شیمیایی را به خاک تزریق میکند و بهآرامی لایههای آب زیرزمینی را آلوده میسازد. و این تناقض جالب توجه است که ایران که خود را قدرتی بزرگ منطقهای معرفی میکند، هنوز از روشهای آبیاری سنتی استفاده میکند که بخش بزرگی از آب را پیش از رسیدن به ریشهها هدر میدهد.
فروپاشی رودخانهها و دریاچهها — شواهد عینی
رسانهها خشک شدن دریاچه ارومیه يکی از بزرگترین دریاچههای شور جهان را پوشش دادهاند، در کنار کاهش مستمر ذخایر سدهایی که آب آشامیدنی طهران را تأمین میکنند.
دریاچه ارومیه در دهه هشتاد میلادی بر مساحتی بالغ بر ۵۲۰۰ کیلومتر مربع گسترده بود. امروز تنها تکههای پراکنده آب و زمینی نمکزار و بایر باقی مانده که گرد و غبار را به سوی شهرهای مجاور میفرستد. این تنها یک خشکسالی طبیعی نیست، بلکه یک جنایت زیستمحیطی است که با تصمیمات انحراف مسیر رودخانههای تغذیهکننده به نفع پروژههای کشاورزی مرتبط با چهرههای نافذ در ساختار اقتصادی نظام پشتیبانی شده است.
آلودگی آب در ایران در پرونده دریاچه ارومیه فاجعهبارترین نمونه خود را مییابد؛ جایی که مقامات نه تنها اجازه آلوده شدن آن را دادند بلکه در خشکاندنش سهیم بودند.
طهران — پایتختی بر لبه تشنگی
از ابتدای سال آبی جاری، میزان بارش در استان طهران حدود ۴۸ درصد نسبت به دوره قبل کاهش یافته و استان برای پنجمین سال متوالی با خشکسالی دستوپنجه نرم میکند؛ امری که در مطالعات اقلیمی و سوابق آماری بیسابقه است.
شرکت آب و فاضلاب طهران بر ضرورت صرفهجویی حداقل ۲۰ درصدی در مصرف آب تأکید کرده و توصیه نموده از ابزارهایی برای کاهش مصرف آب در شیرها استفاده شود تا نسبتی تا ۳۰ درصد از آب صرفهجویی گردد.
براى اطلاعات بيشتر :
کافهها در ایران؛ رکود اقتصادی و بحران فزاینده بیکاری
پایتختی با چهارده میلیون نفر جمعیت از شهروندانش میخواهد ۳۰ درصد در مصرف آب صرفهجویی کنند، در حالی که به پمپاژ پول به موشکهای بالستیک و منظومههای تسلیحاتی ادامه میدهد. این معادلهای است که با صراحت میگوید: شهروند اولویت نیست.
بر اساس آمار رسمی، مجموع ورودی آب به سدها از ابتدای سال آبی جاری به حدود ۲۴.۱۹ میلیارد متر مکعب رسیده که نسبت به ۴۱.۵۶ میلیارد متر مکعب در همان دوره سال گذشته، ۴۲ درصد کاهش نشان میدهد.
عُمان ممنوعیت اعلام کرد و آلودگی آب در ایران بحرانی
سلطنت عُمان واردات تمامی انواع آب بستهبندیشده از ایران را پس از ثبت موارد افت کیفیت ممنوع اعلام کرد.
کشوری همسایه با روابط دیپلماتیک متوازن با طهران دست به ممنوعیت آبهای بستهبندی ایرانی میزند. این تصمیم سیاسی نیست بلکه بر اساس گزارشهای آزمایشگاهی است که چیزی یافتند که نباید در یک بطری آب باشد.
آلودگی آب در ایران به حدی از خطر رسیده که یک کشور ثالث اقدام رسمی اتخاذ کرده است. اما دولت ایران انکار میکند و اطمینان میدهد — همان کاری که در هر بحرانی عادت داشته انجام دهد.
سیاست زیستمحیطی: مدیریت یا بیتوجهی برنامهریزیشده؟
بحران آب که کارشناسان آن را بزرگترین تهدید زیستمحیطی کشور میدانند، تصادفی نبوده، بلکه نتیجه دههها سیاستهای مبتنی بر سوء مدیریت منابع طبیعی و فساد گستردهای است که اولویتهای اقتصادی را گروگان جریانهای نافذ کرده به جای تمرکز بر زیرساخت آبی.
این تشخیصی دقیق است. اما آنچه صریحاً گفته نمیشود این است که فساد زیستمحیطی در ایران ساختاریافته است؛ یعنی استثنایی که به دادگاه کشیده شود نیست، بلکه قاعدهای است که با امتیازات نهادهای نافذ حفاظت میشود. کارخانههای مرتبط با سپاه پاسداران پسابهایشان را در رودخانههایی میریزند که از نظارت در امانند، و شرکتهای انحراف آب مجوزهایی میگیرند که یک کشاورز عادی هرگز نمیتواند بگیرد.
آلودگی آب در ایران ضعف فنی نیست که با احداث تصفیهخانهها درمان شود. این ضعف سیاسی است که به ارادهای نیاز دارد که دولتی که عادت کرده بحرانهایش را به خارج صادر کند و ثروتهایش را به نمایندگانش برساند، از آن برخوردار نیست.
آلودگی آب در ایران در جوهر خود یک پرسش سیاسی است: این کشور برای چه کسی اداره میشود؟ اگر رودخانهها آلوده میشوند، دریاچهها خشک میشوند، پایتخت ۳۰ درصد صرفهجویی میطلبد، کشوری همسایه آبهای بستهبندیشدهاش را ممنوع میکند، و میلیونها ایرانی در جستجوی آب آشامیدنی سالم آواره میشوند در حالی که میلیاردها دلار به پروندههایی میرود که به یک شیر آب ارتباطی ندارند پاسخ کاملاً روشن است: این کشور به نفع شهروندانش اداره نمیشود.