فهرست مطالب
شهرهای ویران ایران در سکوتی خونین میسوزند که هیچ بیانیه رسمی آن را توصیف نمیکند و هیچ تلویزیون دولتی آن را آشکار نمیسازد. آنچه امروز در قلب جغرافیای ایران رخ میدهد از اصفهان تا بندرعباس سنگینتر از واژه «حمله هوایی» و عمیقتر از «خسارات جانبی» است. منابع متعدد،
از جمله گزارشهای خبرگزاری رویترز و سازمان عفو بینالملل منتشرشده در آوریل و مه ۲۰۲۵، واقعیتی را ترسیم میکنند که با آنچه رسانههای رسمی تهران پخش میکنند، تفاوت بنیادی دارد.
زیرساختها اول: آنچه دوربینها نمیبینند
شهرهای ویران ایران تنها به معنای ساختمانهای سوخته یا پلهای قطعشده نیست. یعنی منظومهای کامل از زندگی که فروپاشیده است. در اصفهان شهری که دومین قطب صنعتی بزرگ ایران را در خود جای داده ایستگاههای تصفیه آب پس از حملاتی که تأسیسات نظامی مجاور مناطق مسکونی را هدف قرار دادند، تا حدی از کار افتادند. در برخی موارد، فاصله میان هدف نظامی و خانه غیرنظامی از ۴۰۰ متر تجاوز نمیکند.
اعداد و ارقامی که باید در آنها مکث کرد:
- ۱۷٪ از تأسیسات برق در استانهای هدف قرارگرفته، بر اساس تصاویر ماهوارههای تجاری شرکت Planet Labs آسیب دیدهاند.
- حدود ۲۳۰,۰۰۰ نفر در سه ماه اول تشدید درگیریها از مناطق پرهدف داخلاً آواره شدهاند.
- ۸ میلیارد دلار رقم اولیهای است که مراکز تحقیقات اقتصادی خلیج فارس برای خسارات مادی برآورد کردهاند؛ در حالی که اعداد رسمی ایران همچنان پنهان ماندهاند.
اصفهان: گوهر جغرافیا و زخم تاریخ
در بحث از شهرهای ویران ایران، نمیتوان از اصفهان آغاز نکرد. شهری که ایرانیان دربارهاش میگفتند «اصفهان نصف جهان» اکنون زخمهایی در پیکر شهری خود حمل میکند. تأسیسات هستهای و شاخههای مجتمع صنایع دفاعی در حومه آن، اصفهان را به هدفی مستقیم تبدیل کردهاند؛ اما ضربهها میان راکتور و محله مسکونی تمایزی قائل نشدند.
محلههای پیرامون مجتمع شاهینشهر شبکههای فاضلاب و جادههای اصلی خود را از دست دادند. پیامدهای اقتصادی گستردهتر است: اصفهان حدود ۱۲٪ از صادرات صنعتی ایران را تأمین میکند؛ توقف جزئی این ظرفیت یعنی فشار مضاعف بر ارزی که ارزش آن پیش از این نیز بیش از ۶۰٪ طی سه سال گذشته سقوط کرده است.
بندرعباس: شریان قطعشده
شهرهای ویران ایران تنها در عمق صنعتی کشور نیستند. بندرعباس شهر بنادر اصلی بر خلیج فارس به یک گلوگاه لجستیکی تبدیل شده است. حملاتی که تأسیسات نظامی دریایی را هدف گرفتند، در همان حال بندر تجاریای را نیز زدند که حدود ۸۵٪ از واردات ایران از آن عبور میکند.
براى اطلاعات بيشتر :
صدای انفجار در چابهار؛ جنوب ایران زیر آتش
تنها تصویر کالاهای راکد کافی نیست؛ داروهایی را تصور کنید که نمیرسند، گندمی که تخلیه نمیشود، موتوری برای ایستگاه آب که در انتظار ترخیص گمرکی معطل مانده. زندگی روزمره سه میلیون نفر در مناطق پیرامونی به ریتم فعالیت همان بندر وابسته است.
تهران: آرامش دروغین و هزینه واقعی
بسیاری گمان میکنند تهران در امان است. این توهمی آسودهخاطرکننده است. پایتخت ویرانی مستقیم گستردهای ندیده، اما بهای شهرهای ویران ایران را با ارزهای دیگری میپردازد: مهاجرت نخبگان، گرانی، و فشار جمعیتی ناشی از موجهای آوارگی داخلی. مناطقی مانند قرچک در جنوب تهران شاهد افزایش تراکم جمعیتی هستند که زیرساختهای موجود توان جذب آن را ندارند.
کرمانشاه و غرب: حاشیه نقشه، قربانی حاشیهنشینی
در کرمانشاه شهری که بهزحمت از زلزله ۲۰۱۷ جان به در برده بود؛ زلزلهای که ۶۲۰ نفر را کشت و دهها هزار نفر را آواره کرد تنش نظامی در پیرامون آن، شکنندگی قدیمی را دوباره زنده کرده است. مجاورت با مرز عراق و حضور نظامی فشرده، منطقه را به صحنهای از تردد نیروها، ایستوبازرسیها و قیمتهای تورمی تبدیل کرده که زندگی مدنی را در چنبره خود گرفتهاند.
شهرهای ویران ایران همیشه آوار روی آوار نیستند؛ گاهی شهری است که راه میرود اما نفس نمیکشد.
| شهر | نوع اصلی خسارت | تعداد آسیبدیدگان (تخمینی) |
|---|---|---|
| اصفهان | زیرساخت صنعتی و مسکونی | +۵۰۰,۰۰۰ |
| بندرعباس | بندر و شبکههای لجستیکی | +۳۰۰,۰۰۰ |
| کرمانشاه | آوارگی و محدودیت تردد | +۱۵۰,۰۰۰ |
| شیراز | تأسیسات مخابرات و انرژی | +۲۰۰,۰۰۰ |
| تبریز | اختلال تجاری و صنعتی | +۱۸۰,۰۰۰ |
شهرهای ویران ایران با خطابههای تلویزیون رسمی بازسازی نمیشوند. بازسازی به منابع نیاز دارد، منابع به تصمیم سیاسی، و تصمیم سیاسی با اعتراف به این واقعیت آغاز میشود که مردم بهای جنگهایی را میپردازند که انتخاب نکردهاند. ایران تمدنی هزاران ساله را در آغوش دارد، و تمدنها تنها با بمب نمیمیرند میمیرند آنگاه که سکوت به سیاست رسمی تبدیل میشود.