فهرست مطالب
دلار ۲۰۰ هزار تومانی دیگر فقط یک عدد در تابلوی بازار ارز نیست؛ به یکی از روشنترین نشانههای کاهش قدرت خرید ریال تبدیل شده است. در شرایطی که نرخ دلار در بازار آزاد به حدود ۲۰۰ هزار تومان رسیده، روزنامه کیهان در یادداشتی تلاش کرده مسئولیت این جهش را از جنگ و بستهشدن تنگه هرمز جدا کند و ریشه بحران را در سیاستهای ارزی و انضباط مالی دولت بداند.
دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ اختلاف بر سر علت بحران
کیهان که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی منتشر میشود، در تحلیل خود افزایش نرخ ارز را نتیجه مستقیم «سیاستهای غلط ارزی» و ضعف انضباط مالی دانسته و حذف ارز ترجیحی را یکی از عوامل اصلی تورم معرفی کرده است.
این روایت، در واقع مسئولیت بحران را تا حد زیادی متوجه سیاستگذاری اقتصادی دولت میکند. اما مسئله برای شهروند ایرانی سادهتر از جدال میان روایتهای سیاسی است: وقتی دلار ۲۰۰ هزار تومان میشود، هزینه کالاهای وارداتی، مواد اولیه و بسیاری از خدمات نیز تحت فشار قرار میگیرد.
سقوط ریال؛ عددها چه میگویند؟
بر اساس گزارش ، نرخ دلار پیش از آغاز جنگ حدود ۱۶۵ هزار تومان بود و اکنون به حدود ۲۰۰ هزار تومان رسیده است. این یعنی برای خرید یک دلار، حدود ۲۱ درصد ریال بیشتری نسبت به پیش از جنگ لازم است.
این تغییر برای اقتصادی که بخش مهمی از تولید آن به واردات کالا، مواد اولیه و تجهیزات وابسته است، تنها یک نوسان ارزی نیست. کاهش ارزش پول ملی مستقیماً بر هزینه تولید و در نهایت بر قیمت مصرفکننده اثر میگذارد.
کیهان چه چیزی را انکار میکند؟
نکته قابل توجه در گزارش امروز، موضع متفاوت کیهان درباره نقش جنگ است. این روزنامه تأکید دارد که افزایش قیمت دلار را نباید صرفاً به جنگ یا بستهشدن تنگه هرمز نسبت داد و حذف ارز ترجیحی و سیاستهای اقتصادی دولت را عامل مهمتری میداند
اما حتی اگر این استدلال را بپذیریم، یک سؤال اساسی باقی میماند: چرا سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی در برابر چنین شوکهایی تا این اندازه آسیبپذیر است؟
سالها تحریم، کسری بودجه، کاهش درآمدهای ارزی، سیاستهای چندگانه ارزی و بیثباتی تصمیمگیری، مجموعهای از مشکلات ساختاری ایجاد کردهاند که با یک تصمیم کوتاهمدت قابل حل نیستند.
براى اطلاعات بيشتر :
طرح سنتکام علیه ایران؛ حمله هوایی گسترده روی میز واشنگتن
هزینه دلار ۲۰۰ هزار تومانی برای مردم
برای خانواری که درآمدش ریالی است، دلار ۲۰۰ هزار تومانی فقط به معنای گرانشدن ارز نیست. تجهیزات پزشکی، قطعات صنعتی، برخی مواد غذایی، کالاهای الکترونیکی و بسیاری از محصولاتی که به واردات وابستهاند، مستقیماً یا غیرمستقیم از نرخ ارز تأثیر میپذیرند.
به همین دلیل، اختلاف میان کیهان و منتقدان حکومت درباره اینکه «جنگ» یا «سیاست اقتصادی» مقصر اصلی است، نباید اصل مسئله را پنهان کند: ریال در حال از دست دادن قدرت خرید خود است و هزینه این کاهش ارزش را عمدتاً مصرفکننده پرداخت میکند.
اقتصاد ایران میان جنگ و سوءمدیریت
واقعیت میتواند پیچیدهتر از یک علت واحد باشد. جنگ، محدودیت صادرات نفت و فشارهای مالی خارجی میتوانند عرضه ارز را کاهش دهند؛ در مقابل، سیاستهای ارزی، کسری بودجه و ضعف مدیریت اقتصادی نیز میتوانند فشار موجود را تشدید کنند.
بنابراین، دلار ۲۰۰ هزار تومانی را نمیتوان صرفاً با یک جمله توضیح داد. آنچه امروز در بازار دیده میشود، حاصل انباشتهشدن مجموعهای از فشارهای خارجی و مشکلات داخلی است.
و شاید مهمترین پرسش همین باشد: اگر مسئولان جمهوری اسلامی میگویند جنگ عامل اصلی بحران نیست، چه برنامهای برای متوقفکردن سقوط ریال و بازگرداندن قدرت خرید مردم دارند؟ صرف تعیین مقصر، دلار را ارزان نمیکند و تورم را از سفره خانوار ایرانی بیرون نمیبرد.