فهرست مطالب
فشار امنیتی بر سکولارها در ایران دیگر پدیدهای فصلی نیست که با اعتراضات اوج بگیرد و پس از آن فروکش کند؛ بلکه به سیاستی سازمانیافته تبدیل شده که هر صدایی را هدف میگیرد که دولت را امری مدنی میداند نه دینی. در طهران، تبریز، شیراز و دیگر شهرها، فعالان، روشنفکران، حقوقدانان و هنرمندان با اتهاماتی آماده و تکراری دستگیر میشوند: «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبر» و «محاربه». سازمان هیومن رایتس واچ در فوریه ۲۰۲۶ آنچه را «سونامی بازداشتهای خودسرانه» نامید مستند کرد و تأیید نمود که بازداشتها کودکان و مجروحان بستری در بیمارستانها را نیز در بر گرفته است.
فشار امنيتى بر سکولارها در ايران و کارزاری که متوقف نمیشود
فرمانده پلیس ایران احمدرضا رادان در ۱۷ مه ۲۰۲۶ اعلام کرد که از ۲۸ فوریه بیش از ۶۵۰۰ نفر را که آنها را خائن و جاسوس خواند بازداشت کرده است.
این رقم ۶۵۰۰ نفر در کمتر از سه ماه بازتاب تعقیب مجرمان نیست، بلکه نشاندهنده یک کارزار سازمانیافته خاموشسازی است. بر اساس گزارش سازمان فعالان حقوق بشر ایران HRANA، ۳۷ شهر در ۲۴ استان شاهد تجمع، اعتراض و اعتصاب بودند و مجموع مناطق درگیر از ابتدای اعتراضات به ۳۴۸ نقطه در ۱۱۱ شهر در ۳۱ استان رسید.
فشار امنیتی بر سکولارها در ایران به معترضان خیابانی محدود نمیشود، بلکه به خانهها، بیمارستانها و مجالس عزاداری نیز کشیده شده است.

نمونههای مستند: نامها و تاریخها
نیروهای امنیتی فعال یوروش مهر علیبیگلو را در ۴ ژانویه در تبریز یا حومه آن پس از انتشار ویدئویی که در آن درباره اعتراضات صحبت کرده بود بازداشت کردند و بیش از یک ماه تنها یک تماس تلفنی کوتاه با خانوادهاش به او اجازه داده شد.
دادگاه انقلاب تهران حکم زندان ۳۷ سال و شش ماه برای زندانی سیاسی بیژن کاظمی صادر کرد و گزارشهای حقوقی تأیید کردند که او در دوران بازداشت مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته است.
براى اطلاعات بيشتر :
کرسیهای دبیری مجلس: رقابتی که مردم در آن نیستند
فعال سیاسی بهزاد قدیانی متولد ۱۹۴۵ از سپتامبر ۲۰۲۴ در حال گذراندن حکم زندان سه سال و شش ماه به اتهام «توهین به رهبر» و «تبلیغ علیه نظام» در زندان اوین است.
سه نام، سه پرونده و یک پیام واحد: هر که سخن بگوید زندانی میشود، هر که تظاهرات کند بازداشت میشود، و هر که حقوقش را مطالبه کند خود را در اوین مییابد.

ساز و کار فشار: مهندسی اجتماعی با زور
گزارش جمعیت به این نتیجه رسید که این بازداشتها فراتر از اقدامات تنبیهی هستند و یک فرایند «مهندسی اجتماعی اجباری» را تشکیل میدهند که هدفش تهی کردن جامعه از رهبران طبیعی و میدانیاش است.
این توصیف دقیق است. فشار امنیتی بر سکولارها در ایران واکنشی خودجوش به اعتراضات نیست، بلکه استراتژی پیشگیرانهای است که جامعه مدنی را از ابزارهای انسانیاش تهی میکند: وکیل بازداشت میشود، روزنامهنگار تحت تعقیب قرار میگیرد، استاد دانشگاه اخراج میشود و هنرمند زندانی میشود. سازمان عفو بینالملل تأیید کرد که اتهامات وارده به بازداشتشدگان مبهم و طراحیشده برای توجیه مجازات هستند، از جمله اتهامات «محاربه» و «افساد فیالارض».
فشار امنیتی بر سکولارها در ایران در سال ۲۰۲۶ به سطوحی رسیده که در مستندسازی بینالمللی بیسابقه است. ۶۵۰۰ بازداشتی در سه ماه، احکام دهها سال زندان، اعترافاتی که زیر شکنجه گرفته شدند، و خانوادههایی که صرفاً برای گریستن بر عزیزانشان بازداشت شدند. نظامی که از کلمه نوشتهشده چنان میهراسد که نویسندهاش را زندانی میکند، مردمی را حکومت نمیکند بلکه آن را محاصره کرده است.