فهرست مطالب
در اوج تشدید فضای امنیتی در ایران پس از اعتراضات ، نام نرگس محمدی بار دیگر به کانون توجه بازگشته است؛ نه صرفاً بهعنوان یک فعال حقوق بشر، بلکه بهمثابه نمادی زنده از بهای سنگین آزادی بیان در نظامی که تاب شنیدن صدای مخالف را ندارد.
اعتصاب غذای او در زندان، کنشی فردی نیست، بلکه پیامی سیاسی و انسانی است که واقعیت سرکوب و محدودیتهای قدرت را عریان میکند.
نرگس محمدی کیست و چرا حکومت از او هراس دارد؟
نرگس محمدی از برجستهترین مدافعان حقوق بشر در ایران است؛ زنی که سالها زندگی خود را صرف مبارزه با:
- مجازات اعدام
- شکنجه و بدرفتاری در زندانها
- سرکوب سیستماتیک زنان و مخالفان سیاسی
کرده است. او بارها به احکام سنگین محکوم شده و سالهای طولانی از عمر خود را در زندان گذرانده؛ تنها به این دلیل که حقیقت را مستند کرد و از سکوت سر باز زد.
در دسامبر ۲۰۲۵، نرگس محمدی بار دیگر در چارچوب موج گستردهای از بازداشتها همزمان با اوجگیری اعتراضات مردمی، دستگیر شد. این بازداشت:
- بدون روند شفاف قضایی
- همراه با قطع فوری ارتباط با خانواده
- و در شرایطی سخت و غیرانسانی
انجام گرفت؛ نشانهای روشن از آنکه هدف، اجرای قانون نبود، بلکه حذف صداهای تأثیرگذار از صحنه عمومی بود.
اعتصاب غذا؛ وقتی بدن به سند اتهام تبدیل میشود
در ژانویه ۲۰۲۶، نرگس محمدی اعتصاب غذای خود را آغاز کرد؛ در اعتراض به:
- محرومیت از تماس با خانواده
- ادامه بازداشت خودسرانه
- شرایط غیرانسانی نگهداری در زندان
این اقدام در شرایطی صورت گرفت که برآوردهای حقوقی از:
- بیش از ۴۰ هزار زندانی سیاسی پس از اعتراضات ۲۰۲۵
- هزاران کشته و مجروح
- و گسترش استفاده از زندان بهعنوان ابزار فشار روانی و سیاسی
حکایت دارد. در چنین بستری، بدن نرگس محمدی خود به میدان تقابل با قدرت بدل شده است.
نرگس محمدی و زن ایرانی؛ نبردی دوچندان
پرونده نرگس محمدی بهطور مستقیم با وضعیت زنان در ایران گره خورده است؛ زنانی که با:
- قوانین تبعیضآمیز
- سرکوب شدیدتر در عرصه سیاسی
- و هدفگیری مستقیم در اعتراضات خیابانی
روبرو هستند. از همینرو، نرگس محمدی به نمادی فراتر از یک فعال حقوق بشر بدل شده و نماینده صدای زنانی است که هزینه اعتراض را با آزادی و جان خود میپردازند.
براى اطلاعات بيشتر :
رضا پهلوی: سقوط نظام ایران نزدیکتر از هر زمان دیگر
سکوت جهانی؛ همدستی غیرمستقیم
با وجود شفافیت واقعیتها، واکنش جهانی به وضعیت نرگس محمدی همچنان محدود است؛ سکوتی که عملاً به حکومت امکان میدهد:
- بازداشتهای خودسرانه را ادامه دهد
- استانداردهای انسانی و پزشکی را نادیده بگیرد
- و اعتصاب غذا را به ابزاری برای فرسایش زندانی بدل کند
در چنین پروندههایی، سکوت بیطرفی نیست؛ بلکه همراهی غیرمستقیم با تداوم رنج است.
