فهرست مطالب
اخبار اخیر مربوط به تشدید سرکوب علیه اپوزیسیون ایران، موجی از ترس، خشم و ناامیدی را در میان شهروندان ایرانی ایجاد کرده است؛ بهویژه پس از انتشار آمار تکاندهندهای از سوی خبرگزاری فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا) که مقر آن در ایالات متحده قرار دارد.
این نهاد روز چهارشنبه ۱۴ ژانویه اعلام کرد که شمار جانباختگان اعتراضات در ایران به ۲۵۷۱ نفر رسیده است.
براى اطلاعات بيشتر :
چرا اعتراضات مردمی در ایران افزایش یافته است؟
با این حال، سنگینی این عدد از منظر انسانی و اخلاقی، با واکنشی متناسب در سطح بینالمللی همراه نشد؛ گویی جهان نه با تکذیب، بلکه با نادیده گرفتن این فاجعه، از کنار آن عبور کرده است. در چنین شرایطی، حمایت خارجی از اپوزیسیون ایران بیش از هر زمان دیگری زیر سؤال رفته است.
آمار کشتار؛ آزمون وجدان جهانی
تعداد قربانیان ثبتشده تنها یک داده آماری نیست، بلکه بازتاب خشونت سیستماتیکی است که دستگاههای امنیتی علیه معترضان بیدفاع اعمال میکنند؛ مردمی که با مطالبات ابتدایی آزادی و کرامت انسانی به خیابانها آمدند.
با این وجود، واکنشهای بینالمللی نشان داد که حمایت خارجی از اپوزیسیون ایران در عمل، تابع ملاحظات سیاسی است؛ نه پایبندی واقعی به اصول حقوق بشر.
حمایت معلق؛ وعدههایی بدون اجرا
در اوج سرکوبها، رئیس یکی از کشورهای مدعی حمایت از اپوزیسیون ایران، در اظهاراتی تند اعلام کرد که اگر نیروهای جمهوری اسلامی به سوی معترضان شلیک کرده و آنها را بکشند، کشورش فوراً مداخله خواهد کرد.
او در پیامی در شبکه اجتماعی Truth Social نوشت:
«ما در حالت آمادهباش هستیم و برای اقدام آمادهایم.»
اما پس از اعلام کشته شدن هزاران نفر، این پرسش بهطور جدی مطرح میشود:
آیا آنچه رخ داد، مصداق شلیک و کشتار نبود؟
این فاصله میان شعار و عمل، نشان داد که حمایت خارجی از اپوزیسیون ایران بیش از آنکه تعهدی انسانی باشد، ابزاری مشروط و محدود است.
چرا خبر، وقتی آزاردهنده میشود، حذف میشود؟
برخورد سرد با گزارش هرانا، الگوی آشنایی را در سیاست جهانی بازتاب میدهد:
زمانی که فاجعه انسانی به هزینهای دیپلماتیک تبدیل میشود، ترجیح داده میشود که به حاشیه رانده شود.
در چنین فضایی، حمایت خارجی از اپوزیسیون ایران نه یک اصل اخلاقی، بلکه کارت فشاری است که بسته به منافع، فعال یا مسکوت میماند.
اپوزیسیونی که تنها رها میشود
قطع یا تعلیق حمایت خارجی از اپوزیسیون ایران نهتنها رژیم را تضعیف نمیکند، بلکه بهای مقاومت را برای مردم عادی چند برابر میسازد. معترضی که میداند جهان نظارهگر است اما سکوت کرده، با دست خالی در برابر گلوله میایستد.
خطرناکتر از همه، این سکوت پیامی ضمنی به حاکمیت میدهد:
کشتار، هزینهای در پی نخواهد داشت.
آمار منتشرشده از سوی هرانا را نمیتوان جدا از عقبنشینی محسوس در حمایت خارجی از اپوزیسیون ایران تحلیل کرد. میان مواضع پرهیاهو و سکوت در لحظه آزمون، شکافی عمیق و اخلاقی شکل گرفته است.
امروز در خیابانهای ایران، پرسش اصلی دیگر این نیست که:
«چه کسی کشت؟»
بلکه این است:
چه کسانی تصمیم گرفتند چشم ببندند؟