فهرست مطالب
بیسوادی در ایران تنها یک عدد آماری سرد نیست، بلکه شاهدی خاموش بر چهار دهه اولویتهای وارونه است. کشوری که سومین ذخیره نفتی بزرگ جهان را در اختیار دارد و میلیاردها دلار صرف صادرات ایدئولوژی خود به خارج از مرزهایش میکند، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامیاش بالاترین نهاد تقنینی کشور صراحتاً اعلام کرده که دستکم ۹ میلیون شهروند ایرانی توانایی خواندن و نوشتن ندارند. این را مخالفان تبعیدی نگفتهاند و نه روزنامهنگارانی که دنبال سروصدا میگردند؛ این سخن مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ایران است در گزارشی که آوریل ۲۰۱۹ منتشر شد.
ارقام بیسوادی در ايران با روایت رسمی تناقض دارد
مقامی در وزارت آموزش و پرورش ایران اعلام کرد که تعداد بیسوادان به حدود ۸ میلیون نفر میرسد، یعنی حدود ۱۰ درصد از کل جمعیت. اما بانک جهانی که نمیتوان آن را به تعصب سیاسی متهم کرد این سقف را بالاتر میبرد.
برآوردهای بانک جهانی نشان میدهد که تعداد بیسوادان در ایران از ۱۱.۶ میلیون نفر فراتر رفته است. در همین راستا، بانک جهانی اشاره کرده که نرخ باسوادی در ایران در آستانه انقلاب ۱۹۷۹ حدود ۶۵ درصد بود و این رقم در سال ۲۰۱۶ به ۸۵.۵ درصد رسیده است.
فاصله میان ۸۵.۵ درصد و ۱۰۰ درصد صرفاً یک حاشیه فنی نیست؛ این یعنی ۱۱ تا ۱۳ میلیون انسان در تاریکی دانش زندگی میکنند. برای مقایسه، نرخ باسوادی در ترکیه در همان سال به ۹۶ درصد رسیده بود.
بیسوادی در ایران: پدیدهای با دو چهره
بیسوادی در ایران بهطور یکسان توزیع نشده است. تمرکز آشکاری وجود دارد که روی دو محور متقاطع امتداد مییابد: محور جنسیت و محور جغرافیا.
اول: زنان بیشترین بار را حمل میکنند
زنان ۶۰ درصد از بیسوادان ایران را تشکیل میدهند. این رقم برای کسانی که سیاستهای نظام را از سال ۱۹۷۹ دنبال کردهاند تعجبآور نیست؛ زمانی که زنان از ورود به برخی رشتههای دانشگاهی محروم شدند، از بازار کار در بخشهای گستردهای کنار گذاشته شدند، و آموزششان از اولویت ملی به حاشیه دستور کار دولت تبدیل شد.
نرخ ترک تحصیل دختران سه برابر پسران است، و این را خبرگزاری دولتی «آنا» تأیید کرده است. دولت از طریق رسانههای خودش به مشکل اعتراف میکند، اما دلیل واقعی آن را فاش نمیکند.
دوم: حاشیههای فراموششده
بیسوادی در ایران پدیدهای شهری نیست؛ بحران روستاها و مناطق مرزی است، جایی که کردها، بلوچها و عربهای اهواز زندگی میکنند. در این مناطق، مدارس یا وجود ندارند یا ساختمانهایشان فرسوده است، و معلمان به دلیل نبود انگیزه مالی نمیتوانند به آنجا بروند.
هر سال دهها دانشآموز در مدارس مناطق دورافتاده بر اثر آتشسوزی جان میبازند، و این امر خانوادههای روستایی را از فرستادن فرزندانشان به مدرسه به دلیل نگرانی از ایمنی آنها باز میدارد.
براى اطلاعات بيشتر:
اینترنت طبقاتی در ایران؛ شکاف تازه در عصر خاموشی دیجیتال
فراتر از ارقام: بیسوادی در ایران بهمثابه سیاست
ناظرانی که از افشای هویتشان خودداری میکنند میگویند حضور یک بیسواد در میان هر نه ایرانی در آغاز قرن بیستویکم بازتابی از سیاستهای نظامی است که اقشار ناآگاه برایش جذابترند و در حفظ قدرتش به او کمک میکنند.
این دیدگاه در واقعیتها پشتوانه دارد. نظامی که نوجوانان را آموزش میدهد تا شعارها را حفظ کنند نه واقعیت را تحلیل کنند، ترجیح میدهد بارگاههای مذهبی بسازد تا مدارس متروک را بازسازی کند، و در برنامه درسی چیزی میگنجاند که وفاداری ایدئولوژیک را خدمت میکند نه کنجکاوی عقلی چنین نظامی در تمام معنای کلمه از بیسوادی رنج نمیبرد، بلکه شاید آن را در سکوت پرورش دهد.
تبدیل آموزش به تجارت در نقض آشکار اصل ۳۰ قانون اساسی ایران که دولت را ملزم به تأمین آموزش رایگان تا پایان دوره متوسطه میکند به محروم شدن هزاران کودک و نوجوان از تحصیل انجامیده است.
ترک تحصیل: پنجره بیسوادی در ایران فردا
تعداد بیسوادان در ایران از ۹.۵ میلیون به ۱۱ میلیون نفر افزایش یافته و حدود ۱۳ درصد از جمعیت را تشکیل میدهند. اما خطرناکتر آن چیزی است که اکنون در صفوف نسل آینده شکل میگیرد.
مرکز آمار ایران رسماً در گزارشی که دسامبر ۲۰۲۰ منتشر شد تأیید کرد که نرخ ترک تحصیل تقریباً دو برابر شده، و این ناشی از گرایش به آموزش آنلاین بدون فراهم کردن زیرساختهای لازم است. فقرا دو بار هزینه میپردازند: یک بار وقتی نمیتوانند گوشی هوشمند بخرند، و یک بار دیگر وقتی فرزندانشان از مدرسه ترک تحصیل میکنند.
پس از شیوع کرونا در ایران، بین ۳ تا ۵ میلیون دانشآموز از منظومه آموزشی خارج شدند. اینها بیسوادان فردا هستند، مگر اینکه معادله بهکلی تغییر کند.
بیسوادی در ایران سرنوشت نیست
بیسوادی در ایران نتیجه ناتوانی اقتصادی نیست؛ کشوری که صدها میلیون دلار برای تأمین مالی گروههای مسلح از بیروت تا صنعا پمپاژ میکند نمیتواند ادعا کند که از ساختن مدرسه در سیستان و بلوچستان یا کردستان عاجز است. بیسوادی یک انتخاب سیاسی غیرمستقیم است انتخابی که خود را در هر نسل بازتولید میکند تا هشت نفر از هر صد ایرانی از دنیای نوشتار بریده بمانند، در برابر هر گفتمانی که از طریق صدا و تصویر به آنها میرسد، نه از طریق سطر و منطق، آسیبپذیر بمانند.