فهرست مطالب
فروپاشی ازدواج در ایران دیگر صرفاً پدیدهای اجتماعی نیست که در محافل آکادمیک مورد بحث قرار گیرد، بلکه به رقمی تبدیل شده که نهادهای رسمی خود بیپرده اعلامش میکنند. در کشوری با بیش از نود میلیون نفر جمعیت، و بهویژه در پایتختش تهران، نسبت طلاق به ازدواج به ۵۲ درصد رسیده، یعنی طلاق در برخی مناطق از ازدواج هم رایجتر شده است؛ این را آخرین آمار سازمان ثبت احوال کشور در سال ۲۰۲۴ تأیید میکند.
سقوط آزاد: از ۲۱ هزار به ۱۹۱ هزار طلاق
اعداد بهتنهایی برای روایت این ماجرا کافیاند. در سال ۱۳۵۷، حدود ۳۰۲ هزار ازدواج در برابر تنها ۲۱ هزار طلاق ثبت شد. اما در سال ۲۰۲۴، تعداد ازدواجها به ۴۶۹ هزار مورد کاهش یافت در حالی که طلاقها از ۱۹۱ هزار مورد گذشت و نسبت به ۴۰.۹ درصد رسید. یعنی فروپاشی ازدواج در ایران از سر اتفاق نبوده، بلکه زیر فشار بحرانهای درهمتنیده در طول چهار دهه انباشته شده است.
مؤسسه تحقیقات جمعیتی ایران اعلام کرد که نرخ ازدواج از سال ۲۰۱۱ سالانه شش درصد کاهش داشته و میانگین سن ازدواج در طول ۵۷ سال پنج و نیم سال برای زنان و سه و نیم سال برای مردان بالا رفته است.
دلیل اول: جیب خالی طلاق میدهد
فروپاشی ازدواج در ایران پیش از آنکه اجتماعی باشد، اقتصادی است. آسیبهای اجتماعی ناشی از فقر، شکاف طبقاتی و اختلالات بازار ارز، بیشترین ضربه را به نهادهای اجتماعی میزنند. جوانی که با بیکاری مزمن دستوپنجه نرم میکند و اجارهبها کل حقوقش را میبلعد توان ازدواج ندارد؛ و آنکه زیر فشار مهریه و مسکن و تورم ازدواج میکند خیلی زود خودش را پشت در دادگاه خانواده مییابد. بیکاری، گرانی زندگی و ناتوانی جوانان در تأمین مسکن از مهمترین عوامل بالا رفتن سن ازدواج و فروپاشی آن در جامعه ایرانی هستند.
دلیل دوم: ازدواج سفید عقد رسمی را میدزدد
به خاطر فقر، بیکاری و گسترش اعتیاد، ایران درگیر پدیده ازدواج سفید یا «همباشی» شده؛ جایی که دختر و پسر بدون عقد رسمی با هم زندگی میکنند. این پدیده که نظام آن را قاطعانه رد میکند، به یک واقعیت موازی در برابر فروپاشی ازدواج در ایران تبدیل شده؛ جوانان از زیر بار هزینههای قانونی و اجتماعی فرار میکنند و رابطهای بدون ثبت رسمی را انتخاب میکنند که جداییاش اصلاً در آمار طلاق محاسبه نمیشود.
براى اطلاعات بيشتر :
خوانندگان معارض ایران: داريوش و گوگوش
دلیل سوم: تحول ارزشها و ظهور زن جدید
زن ایرانی امروز آن زنی نیست که در سال ۱۳۵۷ بود. تحصیلاتش از مردان در دانشگاهها پیشی گرفته، آگاهیاش از حقوق قانونیاش چند برابر شده، و تا سال ۲۰۲۵ میانگین سن ازدواج به ۳۰ سال رسیده، همراه با کاهش همزمان نرخ مواليد. زنی که کار میکند، درآمد دارد و انتخاب میکند، چیزی را که مادرش میپذیرفت نمیپذیرد؛ و این تحول ارزشی عمیق، الگوی سنتی ازدواج را که هنوز خودش را با این واقعیت جدید تطبیق نداده، کاملاً آشفته کرده است.
دلیل چهارم: سالمندان هم طلاق میگیرند
شگفتآور است که فروپاشی ازدواج در ایران تنها به جوانان محدود نمیشود. مرکز آمار ایران اعلام کرد که تعداد سالمندان به حدود ۱۰.۲ میلیون نفر رسیده و ۶۷ درصد آنها — یعنی ۶.۸ میلیون نفر — به دلایلی مثل فوت همسر، طلاق یا اصلاً ازدواجنکردن بهتنهایی زندگی میکنند، و طلاق در میان کسانی که بالای شصت سال دارند افزایش قابل توجهی داشته است. فشارهای اقتصادی وقتی وارد خانه میشوند، بین نسلها فرق نمیگذارند.
فروپاشی ازدواج در ایران آنطور که خطبههای نماز جمعه تصویر میکنند بحران اخلاقی نیست، بلکه صورتحساب اقتصادی و اجتماعی نظامی است که نهادهایش را پیش از نهاد خانواده از پا درآورده. وقتی جوان نمیتواند خانهای اجاره کند، دولت اعتیادش به چاپ پول را ترک نمیکند، و زنی که قانوناً محاصره شده ناگهان همه را غافلگیر میکند و رد میکند، عجیب نیست که گواهیهای طلاق از عقدنامههای ازدواج سبقت بگیرند.