نشانههای جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران در محافل تصمیمگیری تلآویو رو به افزایش است؛ جایی که وبسایت «الشروق» در گزارشی به تاریخ ۲۶ فوریه ۲۰۲۶ فاش کرد دولت اسرائیل فشارهایی بر نهاد نظامی وارد کرده تا درباره مخاطرات راهبردی هرگونه رویارویی گسترده با تهران، اظهارنظرهای علنی را محدود کند. این خبر یک درز اطلاعاتی ساده نبود، بلکه بازتابدهنده تنشی پنهان میان سیاست و ارتش در لحظهای حساس از تحولات منطقهای است.
براى اطلاعات بيشتر :
ماکرون از ترامپ خواست تحریمها را لغو کند – تنش اروپا و آمریکا
در مرکز این صحنه، جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران دیگر یک سناریوی فرضی صرف نیست. برآوردهای امنیتی اسرائیل نشان میدهد هر حمله متقابل میتواند دستکم سه جبهه همزمان را فعال کند، با احتمال شلیک صدها موشک در روز به عمق سرزمینهای اشغالی.
برخی تحلیلهای نظامی از توان محور ایران برای شلیک بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ موشک در هفته نخست سخن میگویند؛ رقمی که فراتر از ظرفیت رهگیری کامل سامانههای دفاعی است.
سکوت ارتش در سایه جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران
فشار سیاسی ـ آنگونه که گزارش نقل میکند ـ با هدف جلوگیری از انتشار ارزیابیهایی است که میتواند جبهه داخلی را تضعیف کند. اما نهاد نظامی بهخوبی میداند که جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران عملیات کوتاه و جراحیگونه نخواهد بود، بلکه جنگی فرسایشی است که ممکن است هفتهها ادامه یابد. سامانههایی مانند «گنبد آهنین»، «آرو» و «فلاخن داوود» سپر دفاعی مهمی فراهم میکنند، اما کارآمدی آنها مطلق نیست؛ بهویژه در برابر حملات انبوه و چندمحوره.
اعداد برای هراسافکنی نیست، برای سنجش واقعیت است: هزینه رهگیری هر موشک میتواند به ۵۰ هزار دلار برسد و هزینه هر موشک «آرو» از سه میلیون دلار فراتر رود. اگر تنها طی چند روز ۲۰۰۰ موشک شلیک شود، هزینه دفاعی به میلیاردها دلار میرسد، بدون احتساب خسارات انسانی و فلج اقتصادی.
معادله بازدارندگی و سردرگمی سیاسی
چالش اصلی آن است که جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران صرفاً معادلهای نظامی نیست، بلکه آزمونی سیاسی نیز هست. دولت میکوشد ابتکار عمل را در دست نگه دارد، در حالی که ارتش ترجیح میدهد بر مبنای برآورد حرفهای و واقعگرایانه عمل کند. اینجاست که تنش پدیدار میشود: پنهانکاری برای حفظ روحیه عمومی یا شفافیت برای آمادگی واقعی؟
در سطح منطقه، هرگونه درگیری مستقیم میتواند بازیگران لبنان، عراق و یمن را وارد میدان کند و دامنه بحران را گسترش دهد. برخی برآوردهای غربی حاکی است که گسترش چنین جنگی ممکن است بهطور موقت تا ۵ درصد بر عرضه انرژی جهانی اثر بگذارد؛ عاملی که فشار مضاعفی بر قدرتهای بزرگ وارد میکند.
در نهایت، جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران آزمونی دوگانه است: سنجش توان بازدارندگی از یک سو و میزان شفافیت تصمیمگیری سیاسی از سوی دیگر. آنچه پشت درهای بسته تلآویو جریان دارد، تنها بحثی امنیتی نیست، بلکه جدالی بر سر تعریف واقعیت است. هنگامی که سیاست از ارتش میخواهد سکوت کند، پرسش دیگر فقط درباره جنگ نیست؛ بلکه درباره هزینهای است که پیش از بیرون، در داخل پرداخت خواهد شد.
