فهرست مطالب
بیماریهای واگیردار در زندانهای ایران دیگر پدیدهای نیست که بتوان آن را پشت بیانیههای رسمی پنهان کرد. تنها طی ده روز در سپتامبر ۲۰۲۵، سه زن در زندان قرچک ورامین در استان تهران جان باختند؛ نه بهدلیل اجرای حکم اعدام، بلکه در نتیجه محرومیت عامدانه از خدمات درمانی؛ موضوعی که مرکز بینالمللی حقوق بشر در ایران آن را مستند کرده است. این زندانها پیش از صدور هر حکمی، زندانیان را به مرگ تدریجی محکوم میکنند: با ازدحام، بیماری و فرسایش در محیطی که حکومت آن را به مجازاتی بیپایان تبدیل کرده است.
سلول؛ محیطی آماده برای تولید اپیدمی
آمار ثبتشده توسط سازمان حقوق بشری ههنگاو در گزارش جامع سال ۲۰۲۵ نشان میدهد ۵۹ زندانی در همان سال در زندانهای ایران جان باختهاند؛ آماری که نسبت به سال قبل ۱۶۸ درصد افزایش داشته است. دستکم ۳۴ زندانی بر اثر محرومیت از درمان جان دادهاند و ۷ نفر نیز در نتیجه شکنجه مستقیم کشته شدهاند.
براى اطلاعات بيشتر :
زنان بازداشتی زندان وکیلآباد مشهد.. بند لانه مورچه
بیماریهای واگیردار در زندانهای ایران از خلأ بهوجود نمیآیند. این وضعیت محصول مستقیم محیطی است که ویژگیهای آن کاملاً مشخص است: پس از حمله اسرائیل به زندان اوین، زندانیان به مراکزی با شرایط فاجعهبار منتقل شدند؛ اتاقهایی آلوده، مملو از حشرات، فاقد آب آشامیدنی سالم و ابتداییترین امکانات بهداشتی.
وقتی ۶۰ زن در فضایی جا داده میشوند که ظرفیت ۱۰ نفر را دارد و تنها سه سرویس بهداشتی برای دهها زندانی وجود دارد، سؤال این نیست که آیا بیماری شیوع پیدا خواهد کرد یا نه؛ سؤال این است که کدام بیماری زودتر گسترش مییابد.
ایدز و بیماریهای منتقلشونده؛ چرخهای پایانناپذیر
بیماریهای واگیردار در زندانهای ایران تنها به سل محدود نمیشود. پژوهشی منتشرشده در مجله پزشکی وابسته به سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد نرخ شیوع HIV در زندانهای ایران در سال ۲۰۰۲ به ۳.۸۳ درصد رسید؛ موضوعی که ارتباط مستقیمی با تراکم زندانیان و مصرف تزریقی مواد مخدر در زندانها داشت. هرچند برنامههای درمان جایگزین بعدها بخشی از این آمار را کاهش داد، اما ساختارهایی که زمینهساز گسترش بیماری هستند همچنان پابرجا ماندهاند.
قرچک و بیماریهای واگیردار در زندانهای ایران
زندان زنان قرچک ورامین در استان تهران در گزارش مارس ۲۰۲۵ گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره ایران، بهعنوان نمونهای از شرایط «فاجعهبار» معرفی شد؛ جایی با آب آلوده، هجوم آفات و ازدحام شدید.
جزئیات تکاندهندهتر از شهادتهای ثبتشده زندانیان بهدست آمده است: برای هر ۶۰ زن تنها سه توالت و سه حمام وجود دارد. برخی اتاقهای ۲۰ متری میزبان ۱۳ زندانی هستند. بسیاری از سالمندان و بیماران مجبورند روی زمین بخوابند. آب آلوده است و حضور موشها و حشرات به امری عادی تبدیل شده؛ وضعیتی که خطر شیوع بیماری را هر روز بیشتر میکند.
بیماریهای واگیردار در زندانهای ایران حوادثی تصادفی یا ناشی از ناتوانی دولت نیستند. ایران سالانه حدود ۱۵۰ هزار پزشک و نیروی درمانی تربیت میکند و از نظام سلامت نسبتاً گستردهای برخوردار است؛ اما این نظام پشت درهای زندان متوقف میشود، نه بهخاطر کمبود امکانات، بلکه بهدلیل تصمیم سیاسی.
وقتی سه زن ظرف ده روز در یک زندان بهدلیل محرومیت از دارو جان میبازند و نرخ ابتلا به سل در زندانها تا پنجاه برابر جامعه بیرون است، دیگر نمیتوان از «قصور» سخن گفت. آنچه وجود دارد، سیاستی سازمانیافته است که بیماری را به ابزار سرکوب تبدیل کرده است.