فهرست مطالب
تغییر حکومت در ایران بار دیگر به یکی از بحثهای جدی درباره آینده جمهوری اسلامی تبدیل شده است. یورونیوز فارسی در گزارشی در ۲۸ اوت ۲۰۲۶، دیدگاه دیوید روزنبرگ، تحلیلگر و نویسنده هاآرتص، را بررسی کرده که معتقد است شرایط کنونی ایران با دورههای قبلی تحریم تفاوتهایی دارد و فشار اقتصادی ممکن است این بار مستقیماً توان ساختار قدرت را هدف قرار دهد.
تغییر حکومت در ایران؛ اقتصاد دیگر فقط مسئله مردم نیست
بحران اقتصادی ایران سالهاست که در زندگی مردم دیده میشود؛ از تورم و کاهش قدرت خرید گرفته تا سقوط ارزش ریال و کمبود سوخت. اما از نگاه روزنبرگ، نقطه تعیینکننده زمانی شکل میگیرد که بحران اقتصادی از سطح جامعه عبور کند و به منابع مالی ساختار امنیتی جمهوری اسلامی برسد.
این تفاوت مهمی است. جمهوری اسلامی در دهههای گذشته نشان داده که میتواند فشار اقتصادی سنگین را بر جامعه تحمیل کند و همزمان با استفاده از دستگاه امنیتی، اعتراضات را کنترل کند. بنابراین فقر بیشتر مردم بهتنهایی الزاماً به معنای سقوط حکومت نیست.
مسئله زمانی تغییر میکند که خودِ دستگاهی که هزینه حفظ قدرت را پرداخت میکند، با کمبود منابع روبهرو شود.
نفت؛ منبعی که میتواند معادله را تغییر دهد
در تحلیل منتشرشده، کاهش شدید صادرات نفت ایران یکی از عوامل اصلی مورد توجه است. روزنبرگ معتقد است اگر درآمد نفتی به اندازهای کاهش پیدا کند که حکومت برای تأمین هزینههای نیروهای امنیتی، نظامی و شبهنظامی با مشکل مواجه شود، یکی از پایههای مهم بقای ساختار قدرت تحت فشار قرار خواهد گرفت.
این مسئله اهمیت ویژهای برای سپاه پاسداران دارد؛ نهادی که علاوه بر نقش نظامی و امنیتی، طی دهههای گذشته نفوذ گستردهای در بخشهای مختلف اقتصاد ایران پیدا کرده است.
از همین زاویه، بحران ارزی و نفتی دیگر فقط مسئله سفره مردم نیست؛ میتواند به مسئلهای برای خود ساختار قدرت تبدیل شود.
سپاه پاسداران و تغيير حكومت در ايران
روزنبرگ در تحلیل خود، سپاه پاسداران را یکی از حلقههای کلیدی حفظ جمهوری اسلامی میداند. به اعتقاد او، وفاداری نیروهای امنیتی تنها به انگیزه ایدئولوژیک وابسته نیست و تأمین مالی، حقوق و امکانات نیز در حفظ انسجام این ساختار نقش دارد.
این دیدگاه یک پرسش مهم را مطرح میکند: اگر بحران اقتصادی عمیقتر شود و منابع حکومت کاهش یابد، آیا همه لایههای دستگاه امنیتی همچنان همان انگیزه و توان گذشته برای کنترل اعتراضات را خواهند داشت؟
پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست؛ اما اهمیت آن در بررسی آینده تغییر حکومت در ایران قابل انکار نیست.
اعتراضات؛ حلقهای که میتواند اقتصاد را به سیاست وصل کند
تجربه اعتراضات گذشته نشان داده است که بحران اقتصادی بهتنهایی جمهوری اسلامی را از پا درنیاورده است. حکومت در مقاطع مختلف توانسته اعتراضات را با بازداشت، محدودیت ارتباطات و استفاده از نیروهای امنیتی کنترل کند. یورونیوز نیز در گزارش خود بر همین نکته تأکید دارد که صرف فقیرتر شدن جامعه برای سقوط یک حکومت کافی نیست.
اما اگر فشار اقتصادی با اعتراضات گسترده، کاهش منابع مالی و شکاف در ساختار امنیتی همزمان شود، معادله میتواند متفاوت باشد.
در چنین سناریویی، اعتراض دیگر فقط صدای خیابان نیست؛ به عاملی تبدیل میشود که میتواند شکافهای موجود در ساختار قدرت را آشکارتر کند.
براى اطلاعات بيشتر :
پخش بازی ایران؛ چرا روسیه استثنا شد؟
آیا تغییر حکومت در ایران واقعاً نزدیک است؟
هیچ تحلیل جدی نمیتواند زمان یا نتیجه تغییر حکومت در ایران را با قطعیت پیشبینی کند. خود روزنبرگ نیز تأکید میکند که جمهوری اسلامی هنوز تواناییهایی برای تأمین منابع، کنترل اعتراضات و حفظ ساختار امنیتی خود دارد.
بنابراین سخن از سقوط قطعی حکومت زودهنگام است. اما نادیده گرفتن نشانههای فرسایش اقتصادی نیز به همان اندازه سادهانگارانه خواهد بود.
تفاوت شرایط کنونی، از منظر این تحلیل، در این است که فشار خارجی میتواند مستقیماً منابعی را هدف قرار دهد که حکومت برای حفظ ماشین امنیتی خود به آنها نیاز دارد.
مسئله اصلی؛ مردم یا ساختار قدرت؟
شاید مهمترین نکته این تحلیل همین باشد: تغییر حکومت در ایران زمانی به یک احتمال واقعیتر تبدیل میشود که بحران از مردم عبور کند و به ساختار حفظ قدرت برسد.
مردم ایران سالهاست هزینه بحران اقتصادی، تورم و سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی را پرداخت کردهاند. اما تا زمانی که حکومت بتواند منابع لازم برای حفظ نهادهای امنیتی و نظامی خود را تأمین کند، فشار اجتماعی الزاماً به تغییر سیاسی منجر نخواهد شد.
در مقابل، اگر کاهش درآمد نفتی، بحران اقتصادی و اعتراضات اجتماعی همزمان شوند و در نهایت بر انسجام نیروهای حافظ حکومت اثر بگذارند، آنوقت بحث تغییر حکومت در ایران از یک شعار سیاسی به یک مسئله واقعی در محاسبات آینده کشور تبدیل خواهد شد.
با این حال، اینکه این نقطه چه زمانی فرا برسد و آیا اساساً فرا خواهد رسید یا نه، همچنان یک پرسش باز است؛ پرسشی که پاسخ آن بیش از هر چیز به وضعیت اقتصاد ایران، رفتار جامعه و میزان انسجام ساختار قدرت وابسته خواهد بود.