فهرست مطالب
جامعه ایران در دوران جنگ واقعیتی پیچیده را با ورود مناقشه کنونی با اسرائیل و آمریکا به هفته سوم خود تجربه میکند، جایی که تحقیق میدانی شبکه BBC با شهروندان ایرانی از تحولاتی عمیق در فضای عمومی، دور از روایتهای رسمی، پرده برمیدارد. این گزارش بر اساس شهادتهای انحصاری از داخل ایران تلاش میکند تصویری نزدیک به زندگی مردم در زیر بمبارانهای روزانه و کارزارهای رسانهای ترسیم کند.
تلاطم عواطف: از حمایت پرشور تا ترس وجودی
در روزهای نخست جنگ، بهطور مشخص پس از بیست و هشتم فوریه، به نظر میرسید برخی از اقشار جامعه معارض، حملات نظامی را فرصتی برای تغییر سیاسی میبینند. “سماء”، مهندس 31 ساله ساکن تهران میگوید: “وقتی حملات شروع شد، فکر کردم این همان چیزی است که نظام نمیتواند تحمل کند.” اما با ادامه عملیات نظامی که به آوارگی بین 600 هزار تا یک میلیون خانواده ایرانی (حدود 3.2 میلیون نفر) بر اساس برآوردهای اولیه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل انجامید، نگرانی بسیاری را فراگرفته است.
این تلاطم عاطفی را سینا، یکی از ساکنان تهران، تأیید کرده و میگوید: “برخی از کسانی که در ابتدا از حمله ترامپ حمایت کردند، اکنون پشیمان هستند. در این شرایط، نیاز به امنیت فوریتر از نیاز به آزادی میشود.”
براى اطلاعات بيشتر :
حملات اسرائیل علیه ایران و تشدید بیسابقه تنشها
زندگی زیر بمباران: فلج اقتصادی و آوارگی جمعی
با ادامه جنگ، جامعه ایران در دوران جنگ فلجی تقریباً کامل در زندگی روزمره را تجربه میکند. گزارشی از خبرگزاری فرانس پرس به واقعیتی تلخ در شهرهای مختلف میپردازد. در بوکان در شمال غرب ایران، میدان اصلی و تنها سینما تخریب شده و بازاری که پیش از عید نوروز مملو از خریداران بود، دیگر وجود ندارد. در کرمانشاه، 90٪ از مغازهها تعطیل هستند و بانکها فقط دو روز در هفته کار میکنند، در حالی که مردم پس از از دست دادن اعتماد به نظام بانکی، برای برداشت پساندازهای خود هجوم آوردهاند.
آمارهای حاکی از کشته شدن حداقل 1045 شهروند، از جمله 224 زن و 202 کودک، بر اساس اعلام اخیر وزارت بهداشت ایران است.
نبرد روایتها: رسانه جنگ و وعدههای آمریکایی
در بحبوحه این صحنه خونین، دو جناح درگیر نبردی رسانهای شدید هستند. از آغاز مناقشه در 28 فوریه، مقامات تقریباً محدودیت کاملی بر اینترنت اعمال کردهاند که تأیید اطلاعات را بسیار دشوار ساخته است. در مقابل، رسانه رسمی تصاویری از اجتماعات هواداران و اظهارات تهدیدآمیز پخش میکند، به طوری که یکی از مقامات در تلویزیون رسمی اظهار داشت: “به محض اینکه غبار این فتنه فروکش کرد، شما را یکی پس از دیگری دستگیر خواهیم کرد.”
در سوی دیگر، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، پیامهایی را برای ایرانیان ارسال کرده و میگوید: “وقتی کارمان تمام شد، دولت خود را تصاحب کنید. مال شما خواهد بود.” اما این وعدهها با شک فزایندهای مواجه شده است. سعید، جوان ایرانی که در اعتراضات دیماه شرکت کرده بود، میپرسد: “آیا ترامپ واقعاً در پایان دادن به کار جدی است؟”
میان تغییر و ویرانی
هنوز دوگانگی بر احساسات ایرانیان حاکم است. برخی مانند محسن، 36 ساله، معتقدند “کشتار سرکوب معترضان صلحجو در سالهای 98 و 1401 و دیماه 1404 بسیاری از ما را قانع کرد که شاید جنگ تنها راه خلاصی از این نظام باشد، صرفنظر از هزینه آن.” در مقابل، آریزو، زنی اهل تهران، از سناریویی تاریک میترسد: “شهرهای بسیاری ویران شدند، مردم بسیاری کشته شدند و مرد دیگری رهبر عالی شد که تفاوت چندانی با سلف خود ندارد. حتی اگر این اتفاق نیفتد، دیکتاتوری بدتر خواهد شد.”
بدینسان، جامعه ایران در دوران جنگ بهعنوان پیکرهای دوپاره میان اشتیاقی سوزان برای تغییر و ترسی وحشتناک از ناشناختهها، و میان وعدههای بیرونی و چالشهای داخلی ظاهر میشود و شهروند عادی همچنان ضعیفترین حلقه در معادله مناقشه بزرگ باقی میماند.