فهرست مطالب
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی منابع حقوق کودک و دادههای گردآوریشده توسط نهادهای مستقل مدنی در سالهای اخیر، نسبت ربایش کودکان در ایران به یکی از دغدغههای جدی خانوادهها و فعالان اجتماعی تبدیل شده است. موارد ثبتشده نشان میدهد که کودکان در شهرهای بزرگ و مناطق حاشیهای، بهویژه از سال ۱۳۹۸ به بعد، بیش از گذشته در معرض خطر ناپدیدشدن یا ربایش قرار گرفتهاند؛ روندی که همزمان با تشدید بحرانهای اقتصادی و افزایش آسیبهای اجتماعی شدت یافته است.
براى اطلاعات بيشتر :
تجاوز جنسی کودکان در سیستان و بلوچستان: آمارهای متناقض
نسبت ربايش كودكان در ايران و تحقیقات میدانی
بررسیهای میدانی نشان میدهد نسبت ربایش کودکان در ایران در برخی استانهای مرزی و کمبرخوردار بالاتر از میانگین کشوری است. طبق یک مطالعه که در غرب کشور انجام شد، در یک بازه زمانی مشخص بیش از ۱۹۰ مورد ربایش یا ناپدیدشدن کودک گزارش شده که حدود ۸۲ درصد آنان پسر و ۱۸ درصد دختر بودهاند. در همین گزارش، بیشترین فراوانی مربوط به گروه سنی ۱۰ تا ۱۵ سال اعلام شده است. این ارقام اگرچه کامل نیستند، اما تصویری هشداردهنده از وضعیت امنیت اجتماعی کودکان ارائه میکنند.
تحليل نسبت ربايش كودكان در ايران
از منظر آماری، مشکل اصلی در تحلیل نسبت ربایش کودکان در ایران نبود سامانه شفاف و یکپارچه ثبت اطلاعات است. آمارهای رسمی بهصورت منظم منتشر نمیشوند و بسیاری از پروندهها در دسته «اختلافات خانوادگی» یا «فرار از منزل» طبقهبندی میشوند؛ در حالی که در برخی موارد، شواهد از وقوع ربایش یا سوءاستفاده سازمانیافته حکایت دارد. نبود شفافیت آماری باعث میشود برآورد دقیق نرخ سالانه یا نسبت جمعیتی این پدیده دشوار باشد.
مطابق دادههای منتشرشده در رسانههای داخلی، در یک دوره هفتماهه دستکم ۲۰ تا ۳۰ مورد کودکربایی رسانهای شده است. با توجه به اینکه بسیاری از خانوادهها به دلیل نگرانیهای امنیتی یا بیاعتمادی به روند رسیدگی قضایی، موارد را رسانهای نمیکنند، احتمال میرود رقم واقعی بالاتر باشد.
اگر این عدد را با جمعیت حدود ۱۵ میلیون کودک زیر ۱۸ سال در کشور مقایسه کنیم، نسبت ربایش کودکان در ایران شاید در ظاهر پایین به نظر برسد، اما روند افزایشی و تمرکز جغرافیایی آن نگرانکننده است.
عوامل مؤثر بر نسبت ربايش كودكان
عاملهای مؤثر بر نسبت ربایش کودکان در ایران را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد: فقر اقتصادی، ضعف نظارت اجتماعی و خلأهای قانونی. افزایش نرخ بیکاری، رشد حاشیهنشینی و گسترش کار کودک، آسیبپذیری کودکان را بیشتر کرده است. کودکان کار که طبق برخی برآوردها شمارشان به صدها هزار نفر میرسد، به دلیل حضور طولانیمدت در خیابانها بیشتر در معرض خطر ربایش، قاچاق یا بهرهکشی قرار دارند.
از سوی دیگر، نبود قوانین بازدارنده کافی و طولانیبودن روند رسیدگی قضایی، اثر پیشگیرانه مجازاتها را کاهش داده است. کارشناسان معتقدند تا زمانی که مجازاتها بهصورت شفاف اجرا نشوند و سیستم حمایتی برای خانوادههای کمدرآمد تقویت نشود، نسبت ربایش کودکان در ایران کاهش معناداری نخواهد داشت.
در جمعبندی میتوان گفت نسبت ربایش کودکان در ایران صرفاً یک عدد یا شاخص آماری نیست، بلکه بازتابی از وضعیت کلی حکمرانی اجتماعی، عدالت اقتصادی و کارآمدی نظام حمایت از کودک است. بدون انتشار منظم دادههای رسمی، تقویت نهادهای حمایتی و اصلاح سیاستهای پیشگیرانه، این پدیده همچنان بهعنوان یکی از چالشهای پنهان اما روبهگسترش جامعه باقی خواهد ماند.
