فهرست مطالب
در حالی که مقامات جمهوری اسلامی همواره از «پیشرفتهای پزشکی» سخن میگویند، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. مشکل بخش پزشکی در ایران امروز به یکی از عمیقترین بحرانهای اجتماعی تبدیل شده است؛ بحرانی که نتیجه سالها سوءمدیریت، فساد ساختاری، مهاجرت گسترده کادر درمان و اولویتدادن به پروژههای امنیتی بهجای سلامت شهروندان است.
کمبود پزشک و پرستار؛ هسته اصلی مشکل بخش پزشکی در ایران
یکی از مهمترین شاخصهای سنجش کارآمدی نظام سلامت، نسبت کادر درمان به جمعیت است. در این شاخص، ایران فاصلهای نگرانکننده با استانداردهای جهانی دارد:
- نسبت پزشک به جمعیت در ایران حدود ۱.۶ پزشک به ازای هر ۱۰۰۰ نفر است، در حالی که میانگین کشورهای توسعهیافته بیش از ۳ پزشک است.
- نسبت پرستار به جمعیت کمتر از ۱.۵ پرستار به ازای هر ۱۰۰۰ نفر گزارش میشود؛ رقمی که تقریباً نصف حداقل استاندارد جهانی است.
- طی یک دهه گذشته، دهها هزار پزشک و پرستار یا از سیستم درمانی خارج شدهاند یا بهدلیل شرایط معیشتی و امنیت شغلی، کشور را ترک کردهاند.
این کمبود مستقیمترین نمود مشکل بخش پزشکی در ایران است و بیشترین فشار آن بر بیماران مناطق محروم وارد میشود.
فرار مغزهای پزشکی؛ زنگ خطر برای آینده درمان
یکی از ابعاد کمتر گفتهشده مشکل بخش پزشکی در ایران، مهاجرت گسترده نیروی متخصص است. طبق آمارهای صنفی:
- ایران جزو سه کشور اول منطقه در مهاجرت پزشکان قرار دارد.
- سالانه هزاران پزشک عمومی و متخصص برای دریافت مجوز کار در اروپا، کانادا و کشورهای عربی اقدام میکنند.
- دستمزد پایین، فشار کاری شدید و نبود امنیت حرفهای، دلایل اصلی این موج خروج است.
نتیجه این روند، خالیشدن بیمارستانهای دولتی از نیروهای باتجربه و افزایش مرگهای قابل پیشگیری است.
کمبود تخت و زیرساخت؛ درمان در صف انتظار
بحران زیرساختی، ستون دیگر مشکل بخش پزشکی در ایران است:
- ایران بهطور متوسط کمتر از ۲ تخت بیمارستانی به ازای هر ۱۰۰۰ نفر دارد، در حالی که استاندارد جهانی حداقل ۳ تخت است.
- برآوردها نشان میدهد کشور با کمبود ۶۰ تا ۱۰۰ هزار تخت بیمارستانی مواجه است.
- بسیاری از بیمارستانها عمری بالای ۳۰ تا ۴۰ سال دارند و از نظر ایمنی، تهویه و کنترل عفونت در وضعیت بحرانی هستند.
در عمل، این ارقام به معنای صفهای طولانی، خوابیدن بیماران در راهروها و تأخیرهای مرگبار در درمان است.
بحران دارو؛ سلامت گروگان سیاست
یکی از ملموسترین جلوههای مشکل بخش پزشکی در ایران، بحران داروست:
- کمبود داروهای حیاتی، بهویژه داروهای بیماران خاص، سرطانی و صعبالعلاج به یک معضل دائمی تبدیل شده است.
- سهم پرداخت مستقیم مردم از هزینههای درمانی در ایران بیش از ۴۰ درصد است؛ رقمی که بسیار بالاتر از حد قابلقبول سازمان جهانی بهداشت است.
- بازار سیاه دارو، نتیجه مستقیم فساد در زنجیره واردات، توزیع رانتی و اولویتدادن به منافع نهادهای خاص است.
در چنین شرایطی، درمان عملاً به کالایی لوکس برای طبقات پایینتر جامعه تبدیل شده است.
آموزش پزشکی؛ صندلیهای خالی در رشتههای حیاتی
برخلاف تبلیغات رسمی، نظام آموزش پزشکی نیز بخشی از مشکل بخش پزشکی در ایران است:
- بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد ظرفیت برخی رشتههای حیاتی مانند طب اورژانس، بیهوشی و پزشکی خانواده خالی میماند.
- دانشجویان پزشکی تمایلی به ادامه تخصص در این حوزهها ندارند، زیرا آینده شغلی آنها مبهم و فرساینده است.
این وضعیت، بحران نیروی انسانی را در سالهای آینده تشدید خواهد کرد.
براى اطلاعات بيشتر :
بیماریهای دستگاه تنفسی در ایران؛ درمانی که به همه نمیرسد
سلامت طبقاتی؛ وقتی پول جای جان را میگیرد
یکی از خطرناکترین پیامدهای مشکل بخش پزشکی در ایران، شکلگیری سلامت طبقاتی است:
- بیمارستانهای خصوصی مجهز فقط در دسترس اقلیت ثروتمند قرار دارند.
- اکثریت مردم وابسته به بیمارستانهای دولتی فرسودهاند.
- کیفیت درمان بهطور مستقیم به توان مالی بیمار گره خورده است.
این شکاف، نهتنها ناعادلانه بلکه تهدیدی جدی برای انسجام اجتماعی است.
مشکل بخش پزشکی در ایران صرفاً ناشی از کمبود منابع نیست؛ بلکه نتیجه تصمیمات سیاسی، فساد سیستماتیک و بیاولویتی جان انسانها در ساختار حاکم است. تا زمانی که سلامت عمومی قربانی سیاست، تحریمگریزی و اقتصاد رانتی باشد، هیچ اصلاح مقطعی قادر به نجات این بخش نخواهد بود.
بحران پزشکی در ایران، امروز نه یک هشدار، بلکه واقعیتی جاری است؛ واقعیتی که هزینه آن را مردم با جان و زندگی خود میپردازند.
