فهرست مطالب
تحولات اخیر در ایران بار دیگر نشان داد که سرکوب سینماگران در ایران به مرحلهای فراتر از محدودیتهای اداری و سانسور رسیده و به برخوردهای امنیتی مستقیم انجامیده است. اعلام جعفر پناهی، فیلمساز شناختهشده ایرانی، درباره کشتهشدن جواد گنجی ــ فیلمساز و دستیار کارگردان ــ به ضرب گلوله نیروهای امنیتی در میدان صادقیه تهران، نمونهای تکاندهنده از تبدیل هنر به خط قرمز سیاسی است.
براى اطلاعات بيشتر: کودکان قربانی اعتراضات ایران؛ آمار دردناک کودکان آسیبدیده | تصاوير
قتل جواد گنجی؛ روایت مستقل در برابر روایت رسمی
بر اساس اظهارات جعفر پناهی، جواد گنجی در ساعات ابتدایی ۱۸ دیماه هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت و در محل جان باخت. پس از این واقعه، نیروهای حکومتی با نصب بنری بر سردر منزل او مدعی شدند که گنجی عضو «بسیج» بوده است؛ اقدامی که بسیاری آن را تلاشی آشکار برای تحریف واقعیت و تطهیر عاملان قتل میدانند.
همزمان، گزارشها حاکی از احضار و بازجویی چندین سینماگر از جمله مجید برزگر و بهتاش صناعیهاست؛ افرادی که تنها جرمشان امضای بیانیههایی در اعتراض به خشونت حکومتی بوده است. این مجموعه اقدامات، تصویر روشنی از سرکوب سینماگران در ایران بهعنوان یک سیاست سیستماتیک ارائه میدهد.
فراتر از یک قتل؛ الگوی سرکوب سازمانیافته
پرونده جواد گنجی در خلأ اتفاق نیفتاده است. طی ماههای اخیر:
- برای دستکم ۱۰ عضو خانه سینما پرونده قضایی گشوده شده است.
- بیش از ۱۵ هنرمند و چهره فرهنگی و ورزشی با اتهاماتی نظیر «تحریک افکار عمومی» یا «همراهی با اغتشاشات» تحت پیگرد قرار گرفتهاند.
این آمارها نشان میدهد که سرکوب سینماگران در ایران بخشی از راهبرد گستردهتری برای خاموشکردن صداهای تأثیرگذار در جامعه است؛ صداهایی که به دلیل نفوذ فرهنگی، برای حاکمیت خطرناکتر از کنشگران سیاسی کلاسیک تلقی میشوند.
چرا سینما هدف قرار گرفته است؟
سرکوب سینماگران در ایران ریشه در نقش خاص سینما در شکلدهی به افکار عمومی دارد:
نخست؛ سینما بهعنوان آینه جامعه:
سینمای مستقل ایران واقعیتهای اجتماعی و سیاسی را بازتاب میدهد؛ واقعیتهایی که روایت رسمی تلاش در پنهانسازی آنها دارد.
دوم؛ تأثیر فراملی سینما:
فیلمهای ایرانی، حتی اگر در داخل توقیف شوند، در جشنوارههای جهانی دیده میشوند و روایت جایگزین از وضعیت ایران ارائه میدهند؛ امری که حاکمیت آن را تهدیدی جدی تلقی میکند.
واکنشها؛ از داخل ایران تا افکار عمومی جهانی
قتل جواد گنجی و تداوم سرکوب سینماگران در ایران واکنشهای گستردهای در میان هنرمندان داخل و خارج از کشور برانگیخته است. فیلمسازانی چون جعفر پناهی و محمد رسولاف پیشتر نیز نسبت به سرکوب سیستماتیک فرهنگ هشدار داده بودند و این حادثه، صحت آن هشدارها را عریانتر کرده است.
در سطح بینالمللی، نهادهای حقوق بشری و رسانههای مستقل این روند را نشانهای از تشدید بحران حقوق بشر و آزادی بیان در ایران ارزیابی میکنند.
آنچه امروز در قالب سرکوب سینماگران در ایران شاهد آن هستیم، تنها محدود به سینما نیست؛ بلکه تلاشی فراگیر برای کنترل روایت، حذف حافظه جمعی و مهار هر صدای مستقلی است که از دل هنر برمیخیزد.
قتل جواد گنجی نشان داد که در ایران معاصر، دوربین، فیلمنامه و حتی سکوت هنرمند میتواند به «تهدید امنیتی» تعبیر شود. با این حال، تجربه تاریخی ثابت کرده است که سرکوب ممکن است فیلم را توقیف کند، اما روایت را نه؛ چرا که حقیقت، راه خود را از دل تاریکی پیدا میکند.
