فهرست مطالب
در میانه تحولات شتابگرفته داخلی، یک واقعیت انکارناپذیر بیش از پیش خودنمایی میکند: گسترش اعتراضات در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه دیگر یک پدیده حاشیهای نیست، بلکه به شاخصی خطرناک از عمق بحران در جمهوری اسلامی تبدیل شده است. بر اساس تحلیل روزنامه والاستریت ژورنال، پس از حمله نظامی به اهدافی در داخل ایران و پایان جنگ ۱۲ روزه، نهتنها «وحدت ملی» مورد انتظار شکل نگرفت، بلکه دامنه اعتراضات در شهرهای مختلف گسترش یافت؛ اعتراضاتی که با مشارکت اقشار متنوع اجتماعی، علیه فساد ساختاری، فروپاشی معیشتی و نارضایتی فزاینده از حاکمیت شکل گرفت.
براى اطلاعات بيشتر :
شواهد میدانی نشان میدهد که گسترش اعتراضات در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه را نمیتوان واکنشی زودگذر تلقی کرد. جرقههای نخست از بازار آغاز شد؛ جایی که بازاریان و صاحبان مشاغل با بستن مغازهها، سکوت سنتی خود را شکستند و به سقوط ارزش پول ملی و کاهش شدید قدرت خرید اعتراض کردند. این حرکت اعتراضی بهسرعت به دانشگاهها و بخش حملونقل عمومی کشیده شد و نوعی همگرایی اجتماعی فراتر از شکافهای رایج در جامعه ایران را رقم زد.
اعتراضات؛ فراتر از بحران اقتصادی
تحلیلگران معتقدند که عوامل اقتصادی تنها محرک گسترش اعتراضات در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه نیستند. ناامیدی سیاسی، بنبست اصلاحات و فقدان چشمانداز روشن در ساختار قدرت، خشم اجتماعی را شعلهور کرده است. افزایش بیسابقه قیمتها، گسترش فقر و فروپاشی وعدههای حکومتی، باعث شده بخش گستردهای از جامعه اعتماد خود را به تصمیمگیران در تهران از دست بدهد؛ بحرانی که دیگر صرفاً معیشتی نیست، بلکه به چالشی مستقیم علیه کلیت نظام تبدیل شده است.
گزارش والاستریت ژورنال تأکید میکند که گسترش غیرمنتظره این اعتراضات، نشاندهنده تغییر کیفی در رفتار جامعه ایران است. مقامات تصور میکردند جنگ اخیر میتواند جامعه را حول محور «دشمن خارجی» متحد کند، اما نتیجه کاملاً معکوس بود. معترضان امروز دیگر به تغییر چهرهها قانع نیستند؛ مطالبات آنها متوجه ساختار قدرت و بنیانهای حکمرانی است، امری که زنگ خطری جدی برای حاکمیت به شمار میرود.
ابعاد راهبردی بحران داخلی
در حالی که مقامات رسمی از «کنترل اوضاع» و حفظ ثبات سخن میگویند، پرسش اصلی این است: آیا نظام توان مهار این موج تازه را دارد؟ گزارشهای تحلیلی نشان میدهد آنچه حکومت «اعتراضات پراکنده» مینامد، در واقع بخشی از یک روند عمیقتر اجتماعی است که خواستار تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور است. در صورت تداوم گسترش اعتراضات در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، جمهوری اسلامی با چالشهایی روبهرو خواهد شد که دیگر با ابزارهای سنتی سرکوب قابل مهار نیستند.
آیا تغییر در راه است؟
در چارچوب گسترش اعتراضات در ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، نشانهها حاکی از آن است که نارضایتی عمومی دیگر محدود به قشر یا منطقهای خاص نیست. این نارضایتی به گفتمان غالب جامعه تبدیل شده و ایران را در برابر یک دوراهی تاریخی قرار داده است. در حالی که نظام برای حفظ سلطه خود تقلا میکند، این خیزش اجتماعی بیانگر تمایل فزاینده جامعه برای رهایی از ساختاری است که سالها فساد، سرکوب و فروپاشی اقتصادی را بازتولید کرده است. نادیده گرفتن این واقعیت، تنها به تعمیق بحران و تسریع تحولات اجتنابناپذیر منجر خواهد شد.