فهرست مطالب
با آغاز زمستانی سرد و طاقتفرسا، میلیونها شهروند در شهرهای مختلف با قطع مکرر گاز و برق روبهرو شدهاند؛ در حالی که گزارشهایی از جمله گزارش منتشرشده توسط Reuters از کسری شدید در شبکه تأمین انرژی به دلیل سوءمدیریت و کاهش سرمایهگذاری حکایت دارد. در کشوری که یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز جهان است، مردم هفتههاست برای تهیه سوخت جایگزین در صف ایستادهاند و نهادهای رسمی مسئولیت را به گردن یکدیگر میاندازند.
بررسیهای میدانی نشان میدهد که کمبود گرمایش در ایران دیگر یک مشکل فصلی و موقتی نیست، بلکه به بحرانی ساختاری تبدیل شده که ریشه در ضعفهای عمیق بخش انرژی دارد. زیرساختهای فرسوده، نبود شفافیت در تخصیص منابع و تأثیر تحریمها همگی در شکلگیری این وضعیت نقش دارند. نتیجه آن است که هر زمستان، کمبود گرمایش در ایران با شدت بیشتری تکرار میشود.
براى اطلاعات بيشتر :
بحران سوخت در ایران اقتصاد و معیشت را فلج کرد
در شمال ايران و سرد
در استانهای شمالی و غربی که دما به زیر صفر میرسد، مدارس و ادارات ناچار به تعطیلی یا کاهش ساعات کاری شدهاند. این وضعیت نشان میدهد که کمبود گرمایش در ایران تنها به مناطق روستایی محدود نیست و کلانشهرهایی مانند تهران را نیز دربر گرفته است. با هر موج سرما، نگرانی درباره افزایش بیماریهای تنفسی در میان کودکان و سالمندان بیشتر میشود.
اقتصاد و كمبود گرمایش در ايران
از نظر اقتصادی، محدودیت در تأمین گاز فشار مضاعفی بر صنایع داخلی وارد کرده است. برخی کارخانههای فولاد و سیمان به دلیل سهمیهبندی انرژی تولید خود را کاهش دادهاند. ادامه کمبود گرمایش در ایران میتواند رکود اقتصادی را عمیقتر کرده و نرخ بیکاری را افزایش دهد، در حالی که خانوارها مجبورند هزینه بیشتری برای تأمین وسایل گرمایشی جایگزین بپردازند.
تناقض تلخ آنجاست که ایران دومین ذخایر بزرگ گاز جهان را در اختیار دارد، اما شکاف میان تولید و مصرف به دلیل نبود برنامهریزی راهبردی افزایش یافته است
قیمتهای یارانهای، مصرف بیرویه را تشویق کرده و سرمایهگذاری در توسعه میادین و نوسازی شبکه انتقال کافی نبوده است. به این ترتیب، کمبود گرمایش در ایران بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، نتیجه سیاستگذاری نادرست است.
در بعد اجتماعی
اعتراضهای پراکندهای در برخی شهرها نسبت به قطع گاز شکل گرفته است. خانوادهای که در سرمای شدید بدون گرمایش مانده، بیش از هر چیز خواهان راهحل عملی است. تصاویر منتشرشده از دانشآموزانی که با لباسهای ضخیم در کلاس درس نشستهاند، نشان میدهد که کمبود گرمایش در ایران به نمادی از ناکارآمدی مدیریتی تبدیل شده است.
از منظر زیستمحیطی نیز پیامدها نگرانکننده است. بسیاری از شهروندان برای جبران کمبود گاز به استفاده از سوختهای آلاینده مانند مازوت روی آوردهاند که باعث افزایش آلودگی هوا در شهرهای بزرگ شده است. در نتیجه، کمبود گرمایش در ایران تنها یک بحران انرژی نیست، بلکه به تهدیدی برای سلامت عمومی تبدیل شده است.
سياست و كمبود گرمایش در ايران
مقامات دولتی اغلب تحریمهای خارجی را عامل اصلی معرفی میکنند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که ریشههای اصلی بحران داخلی است. نبود اصلاحات ساختاری، ضعف نظارت و فساد اداری از جمله عواملی هستند که بحران را تشدید کردهاند. بدون پذیرش این واقعیتها، حل پایدار کمبود گرمایش در ایران امکانپذیر نخواهد بود.
راهکار اساسی در تدوین یک برنامه جامع برای بازسازی زیرساختهای انرژی، بهبود بهرهوری مصرف و جذب سرمایهگذاری شفاف نهفته است. اصلاح تدریجی نظام یارانهها نیز میتواند به کاهش هدررفت منابع کمک کند، بدون آنکه فشار مضاعفی بر اقشار کمدرآمد وارد شود.
در نهایت، کمبود گرمایش در ایران آزمونی جدی برای مدیریت منابع طبیعی کشور است. کشوری با چنین ظرفیت عظیمی در حوزه گاز نباید شاهد رنج مردم از سرما باشد. اگر اصلاحات فوری و اساسی صورت نگیرد، این بحران در سالهای آینده نیز تکرار خواهد شد و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهتری به همراه خواهد داشت.
