فهرست مطالب
صحنه سیاسی امروز ایران نشاندهنده نظامی است که میکوشد مشروعیتی فرسوده را حفظ کند؛ آن هم در شرایطی که مدیریت نظام ایران در مقایسه با مدیریت سایر کشورها با بحران جدی اعتماد عمومی، اقتصادی و سیاسی روبهروست.
اظهارات رسمی سرشار از ادبیات پیروزی و تقابل است، اما واقعیت اجتماعی ایران از شکافی عمیق میان گفتار حاکمیت و زیست روزمره شهروندان حکایت دارد.
نظام ایران؛ گفتار پیروزی در برابر واقعیت
در اظهارات اخیر، رئیس قوه قضائیه ایران از «پیروزی قطعی» در برابر آمریکا سخن گفت و تأکید کرد که مسیر تقابل، با وجود دشواریها، به موفقیت خواهد انجامید. این نوع روایت، بیش از آنکه تصویری واقعی از وضعیت کشور ارائه دهد، تلاشی است برای تثبیت گفتمان قدرت.
با این حال، مقایسه مدیریت نظام ایران در مقایسه با مدیریت سایر کشورها نشان میدهد که اصرار بر ادبیات تقابلی، اغلب به پنهانسازی ضعفهای ساختاری در اداره کشور میانجامد.
مدیریت بحران؛ از مسائل کوچک تا چالشهای بزرگ
هرچند برخی مسئولان به ضرورت حل مشکلات داخلی اذعان میکنند، اما این اعتراف خود نشانهای از پیچیدگی و ناکارآمدی در سازوکار اداره امور است. در مقابل، کشورهایی که با بحرانهای مشابه مواجهاند، معمولاً بر اصولی چون:
- ارزیابی واقعبینانه مشکلات
- مشارکت جامعه مدنی در راهحلها
- جداسازی منازعات سیاسی از مدیریت اقتصادی
در این نقطه، تفاوت مدیریت نظام ایران در مقایسه با مدیریت سایر کشورها آشکار میشود: اولی در چارچوب بقا و ایدئولوژی محصور مانده، دومی به انعطاف، اصلاح و پاسخگویی روی آورده است.
براى اطلاعات بيشتر :
سرکوب مطبوعات در ایران به اوج خود رسیده است
جنگ لفظی یا مدیریت واقعی؟
تمرکز مستمر بر «دشمن خارجی» و تأکید بر پیروزیهای اعلامی، با واقعیتی داخلی همخوان نیست که با:
- کاهش اعتماد عمومی
- فشارهای معیشتی ملموس
- شکافهای مدیریتی در نهادهای دولتی
وقتی مدیریت نظام ایران در مقایسه با مدیریت سایر کشورها بررسی میشود، روشن است که دولتهای موفق کمتر به خطابه متکیاند و بیشتر بر شاخصهای عملکرد، شفافیت و پاسخگویی تکیه دارند.
شکاف میان روایت رسمی و واقعیت اجرایی
تحلیل اظهارات و گزارشهای رسمی در داخل ایران نشان میدهد که فاصلهای معنادار میان روایت حاکمیت و تجربه شهروندان وجود دارد. این شکاف باعث شده مدیریت نظام ایران در مقایسه با مدیریت سایر کشورها در حوزههایی مانند:
- ارائه خدمات عمومی
- مدیریت بحرانهای اقتصادی
- بازسازی اعتماد اجتماعی
کارنامهای ضعیفتر از بسیاری از دولتهای منطقه و جهان داشته باشد؛ دولتهایی که اصلاح سیاستها و بهبود مدیریت را پیششرط توسعه میدانند.
در پرتو مدیریت نظام ایران در مقایسه با مدیریت سایر کشورها، مسئله اصلی نه یک سیاست مقطعی، بلکه ساختاری است که حفاظت از نظام را بر خدمت به جامعه مقدم میدارد. بازاندیشی در شیوه اداره کشور، فاصله گرفتن از منطق ایدئولوژیک در مدیریت اجرایی و حرکت بهسوی حکمرانی شفاف و پاسخگو، دیگر انتخابی اختیاری نیست؛ بلکه شرط بقا در قرن بیستویکم است.
