فهرست مطالب
توصیف مدیریت شکستخورده رژیم ایران دیگر یک نظر سیاسی یا لفاظی مخالف نیست؛ بلکه به نتیجهگیری گزارشهای اقتصادی بینالمللی و یک واقعیت ملموس تبدیل شده است که روزانه در زندگی ایرانیان منعکس میشود. از تورم افسارگسیخته گرفته تا سقوط ارزش پول، و از جمله بحرانهای انرژی و آب، آمارها نشان میدهند که مدیریت شکستخورده رژیم ایران مخرج مشترک مجموعهای از بحرانهای فزاینده است که آینده دولت و جامعه را تهدید میکند.
براى اطلاعات بيشتر :
اعتراضات مردمی ایران ۲۰۲۶؛ چگونه بیکفایتی رژیم آشکار شد
اقتصاد در حال فروپاشی: پیامدهای مستقیم سوءمدیریت
دادههای مراکز اقتصادی مستقل نشان میدهد که نرخ تورم در ایران در یک سال از ۴۵ درصد فراتر رفته است، در حالی که قیمت اقلام غذایی اساسی در برخی استانها بیش از ۷۰ درصد افزایش یافته است.
این وخامت اوضاع یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه نتیجه مستقیم سوءمدیریت رژیم ایران است که به جای اجرای اصلاحات ساختاری واقعی، به راهحلهای پراکنده، چاپ پول و گسترش هزینههای غیرمولد متکی بوده است.
برعکس، ریال ایران بیش از ۹۰ درصد از ارزش خود را در طول دهه گذشته از دست داده است و بر اساس شاخصهای برابری قدرت خرید، ایران یکی از سریعترین اقتصادهای رو به زوال در منطقه است.
شکست اداری یا فساد سیستماتیک؟
گزارشهای نظارتی نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد از بودجه عمومی به نهادهای امنیتی، نظامی و مذهبی اختصاص مییابد که مشمول پاسخگویی پارلمانی نیستند.
این تخصیص، هسته اصلی مدیریت شکستخورده رژیم ایران را منعکس میکند، جایی که بخشهای حیاتی مانند:
بهداشت
آموزش
زیرساختها
حمایت از فقرا نادیده گرفته میشود.
در همین حال، ضررهای فساد مالی سالانه کمتر از ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار تخمین زده میشود، مبلغی که در صورت مدیریت شفاف میتواند میلیونها ایرانی را از فقر نجات دهد.
فقر و بیکاری: چهره اجتماعی شکست
در نتیجه مستقیم مدیریت شکستخورده رژیم ایران، درصد جمعیتی که زیر خط فقر زندگی میکنند به نزدیک به ۳۵ درصد افزایش یافته است، در حالی که برآوردهای غیررسمی نشان میدهد که رقم واقعی ممکن است در مناطق حاشیهای از ۴۰ درصد فراتر رود.
بیکاری جوانان از ۲۵ درصد فراتر رفته است و دهها هزار کارگر ماهر سالانه مهاجرت میکنند که این امر بحران توسعه را عمیقتر کرده و آینده کشور را به خطر میاندازد.
بحرانهای انرژی و آب: کشوری ثروتمند که با طرز فکری ناکارآمد اداره میشود
ایران با وجود داشتن یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان، از موارد زیر رنج میبرد:
- قطعی مکرر برق
- کمبود شدید گاز در زمستان
- بحران آب در بیش از ۱۵ استان
این تناقض بار دیگر مدیریت شکستخورده رژیم ایران را آشکار میکند، رژیمی که به دلیل برنامهریزی ضعیف، فساد و فقدان چشمانداز بلندمدت نتوانسته است منابع طبیعی را به رونق اقتصادی تبدیل کند.
سرکوب به جای اصلاحات: انتخاب همیشگی رژیم
رژیم به جای اذعان به شکستهای سیاسی، واکنش امنیتی به پیامدهای مدیریت شکستخورده خود را برگزیده است.
در سالهای اخیر، اعتراضات با ماهیت اقتصادی و معیشتی سرکوب شدهاند که تأیید میکند رژیم میداند خطر واقعی نه در خارج، بلکه در داخل نهفته است، جایی که بحرانهای اقتصادی شکنندگی مشروعیت آن را آشکار میکند.
در نهایت، بزرگی بحرانهایی که ایران را درگیر کرده است، بدون برچیدن ساختار مدیریت شکستخورده رژیم ایران قابل درک نیست. آمار، حقایق و شهادتهای مردم عادی همگی تأیید میکنند که آنچه اتفاق میافتد یک بحران گذرا نیست، بلکه نتیجه تجمعی دههها سوءمدیریت، فساد و اولویت دادن به ایدئولوژی بر منافع ملی است.
با شکستهای مداوم رژیم ایران، این سؤال همچنان باقی است: جامعه تا چه مدت میتواند هزینه این شکست را تحمل کند تا اینکه تغییری را که رژیم قادر به مهار آن نیست، تحمیل کند؟