فهرست مطالب
صحبت از فروپاشی اقتصادی ایران دیگر صرفاً گمانهزنی رسانهای یا لفاظیهای مخالفان نیست؛ بلکه به توصیف دقیقی از واقعیتی تبدیل شده است که میلیونها ایرانی روزانه تجربه میکنند. در حالی که رژیم روایتی از «مقاومت» در مواجهه با تهدیدات نظامی را ترویج میدهد، تحلیلگران اقتصادی بینالمللی معتقدند که فروپاشی اقتصادی ایران جدیترین و واقعیترین تهدید برای ثبات رژیم است، زیرا پایههای مشروعیت اجتماعی آن را از درون، نه از بیرون، تضعیف میکند.
یک اقتصاد ناتوان، مشروعیت رژیم را از بین میبرد
کارشناسان بازار جهانی نشان میدهند که فروپاشی اقتصادی ایران به نقطهای رسیده است که توانایی دولت در مدیریت امور اساسی خود را تهدید میکند. تورم سریع، کاهش ارزش پول و کاهش درآمد واقعی شهروندان، همگی نشانههای اقتصادی هستند که تعادل خود را از دست داده است.
براى اطلاعات بيشتر :
فروپاشی ریال ایران؛ جرقه نارضایتی اجتماعی و نماد شکست اقتصادی
این فروپاشی اقتصاد ایران نه تنها در آمار و ارقام منعکس میشود، بلکه در زندگی روزمره مردم نیز به وضوح مشهود است: افزایش شدید قیمت مواد غذایی، ناتوانی خانوادهها در تأمین مایحتاج اولیه و تبدیل طبقه متوسط به بخشی که در معرض خطر انقراض قرار دارد.
اعتراضات: چهره سیاسی فروپاشی اقتصادی ایران
برخلاف تلاشهای رژیم برای به تصویر کشیدن آن، اعتراضات مکرر در شهرهای ایران حوادثی مجزا یا ناشی از عوامل خارجی نیستند. بلکه پیامد مستقیم فروپاشی اقتصادی ایران هستند.
هر موج جدید افزایش قیمتها و هر افت ارزش ریال به سرعت خشم مردم را شعلهور میکند. اینجاست که خطر فروپاشی اقتصادی ایران نهفته است، زیرا وضعیتی از نارضایتی مداوم ایجاد میکند که نمیتوان آن را صرفاً با اقدامات امنیتی مهار کرد.
چرا اقتصاد خطرناکتر از مداخله نظامی است؟
تحلیلگران بینالمللی استدلال میکنند که هرگونه مداخله نظامی، صرف نظر از مقیاس آن، یک رویداد محدود باقی میماند، در حالی که فروپاشی اقتصادی ایران یک بحران بلندمدت است که با گذشت زمان بدتر میشود.
یک اقتصاد در حال فروپاشی، توانایی رژیم را برای خرید وفاداری کاهش میدهد، ابزارهای آن را برای کنترل جامعه تضعیف میکند و نهادهای دولتی را به ساختارهای ناکارآمد تبدیل میکند. بنابراین، فروپاشی اقتصادی ایران، رژیم را در هسته خود تهدید میکند زیرا مستقیماً رابطه بین دولت و جامعه را تضعیف میکند.
سیاستهای شکستخورده بحران را عمیقتر میکنند
فروپاشی اقتصاد ایران را نمیتوان از سیاستهایی که رژیم در دهههای گذشته دنبال کرده است، جدا کرد:
- اولویت دادن به هزینههای نظامی و امنیتی
- غفلت از توسعه واقعی
- فساد سیستماتیک
- انزوای بینالمللی
این عوامل در کنار هم، فروپاشی اقتصادی در ایران را به یک پیامد اجتنابناپذیر تبدیل کردهاند، نه یک توطئه خارجی، آنطور که روایت رسمی سعی در به تصویر کشیدن آن دارد.
در نهایت، سوال دیگر این نیست که آیا فروپاشی اقتصاد ایران تهدیدی برای رژیم است یا خیر، بلکه این است که این فروپاشی تا چه مدت میتواند ادامه یابد تا اینکه منجر به تغییر اساسی در چشمانداز سیاسی شود. با گذشت هر روز که فروپاشی اقتصادی در ایران عمیقتر میشود، توانایی رژیم برای بقا کاهش مییابد و جامعه به طور فزایندهای آگاه میشود که خطر واقعی نه از خارج، بلکه از سیاستهای داخلی است که کشور را به این بنبست تاریخی کشانده است.