فهرست مطالب
در ساعات گذشته، مناطق شرقی تهران شاهد فضای نگرانی و انتظار بودند؛ پس از آنکه صداهای پارچین و پاکدشت توسط ساکنان این مناطق شنیده شد.
صداهایی بلند و غیرمعمول که بار دیگر نگاهها را به پشت دیوارهای بسته مراکز نظامی معطوف کرد. اگرچه روایتهای رسمی با شتاب تلاش کردند فضا را آرام نشان دهند، اما ابهام حاکم بر این ماجرا بار دیگر بحران عمیق بیاعتمادی میان جامعه و حاکمیت را آشکار ساخت.
صداهای پارچین و پاکدشت؛ رویدادی عادی یا هشداری نگرانکننده؟
بر اساس توضیحات رسمی، صداهای پارچین و پاکدشت نه انفجار بوده و نه حادثه امنیتی، بلکه نتیجه «اقدامات فنی و معمول» عنوان شده است. با این حال، چنین توضیحات کلیشهای که در موارد مشابه بارها تکرار شده، دیگر برای بخش بزرگی از افکار عمومی قانعکننده نیست؛ بهویژه با توجه به سابقه طولانی پنهانکاری و تناقض در اطلاعرسانی.
پرسشی که بسیاری مطرح میکنند این است:
اگر صداهای پارچین و پاکدشت واقعاً عادی و برنامهریزیشده بوده، چرا پیشاپیش اطلاعرسانی نشد؟ و چرا حتی در سطح محلی نیز نوعی سردرگمی در توضیح ماجرا دیده میشد؟
نبود شفافیت، تقویتکننده تردیدها
این نخستین بار نیست که ساکنان اطراف این مناطق با صداهای پارچین و پاکدشت یا صداهایی مشابه مواجه میشوند. در هر نوبت، وقوع هرگونه حادثه مهم بهطور کامل رد میشود، بیآنکه گزارش فنی شفاف یا اطلاعات قابل راستیآزمایی در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
چنین رویکردی نهتنها به آرامش جامعه کمک نمیکند، بلکه تردیدها را عمیقتر میسازد و صداهای پارچین و پاکدشت را از یک رویداد صوتی ساده به نمادی از فقدان اعتماد عمومی تبدیل میکند.
واکنش جامعه؛ ترس فروخورده و خشم خاموش
پس از انتشار خبر صداهای پارچین و پاکدشت، شبکههای اجتماعی پر شد از گمانهزنیها و تحلیلهای مردمی. واکنشهایی که بیش از آنکه نشانه بزرگنمایی باشد، بازتاب سالها بیخبری، سانسور و انحصار اطلاعات است.
برخی این صداها را به فعالیتهای پرخطر نظامی نسبت دادند و برخی دیگر از احتمال وقوع حادثهای سخن گفتند که هنوز بهطور کامل اعلام نشده است. این واکنشها نشان میدهد که اعتماد عمومی تا چه اندازه فرسوده شده است.

براى اطلاعات بيشتر:
بحران سیگار در ایران؛ سود کلان سپاه به قیمت سلامت مردم
صداهای پارچین و پاکدشت در چارچوبی گستردهتر
نمیتوان موضوع صداهای پارچین و پاکدشت را جدا از شیوه کلی مدیریت بحران در کشور بررسی کرد. بهجای اطلاعرسانی شفاف، دقیق و پیشگیرانه، معمولاً به چند جمله کوتاه و مبهم بسنده میشود؛ جملاتی که نه پاسخگوی پرسشهاست و نه اعتماد از دسترفته را ترمیم میکند.
در جوامعی که به شهروندان خود احترام میگذارند، صداهای غیرعادی به بحران روانی و اجتماعی تبدیل نمیشود، زیرا اطلاعات بهموقع و شفاف در دسترس است. اما در اینجا، هر صدای نامعمول میتواند جرقه موج تازهای از نگرانی و بیاعتمادی باشد.
