فهرست مطالب
اعتراضات ایران در روزهای اخیر یکی از خشنترین مراحل خود را در چند سال گذشته تجربه کرده است، در میان نارضایتی فزاینده مردم از وضعیتهای اقتصادی و اجتماعی و تشدید سرکوب بیسابقه از سوی نیروهای رژیم.
براى اطلاعات بيشتر :
حمایت خارجی از اعتراضات در ایران: میان حقیقت و مانور سیاسی
شکستگان اعتراضات ایران و تعیین سرنوشت آنها ابعاد واقعی بحران را که کشور با آن مواجه است، نشان میدهد و اینکه چگونه خواستههای روزمره مردم به یک رویارویی علنی تبدیل شده است.
افزایش سرکوب: آمار رسمی و حقایق
بر اساس گزارشهای حقوق بشری مستقل، تعداد شکستگان اعتراضات ایران در روزهای اولیه تحرکات اعتراضی به حداقل ۳۶ کشته افزایش یافته است، به علاوه بیش از ۲۰۷۶ بازداشتی در بیش از ۹۲ شهر و ۲۸۵ محل اعتراضی در ۲۷ استان ایران.
سازمانهای حقوق بشری مانند “هرانا” سرکوبهای گستردهای را مستند کردند، از جمله استفاده از گلولههای جنگی و گاز اشکآور علیه معترضان، که منجر به کشته و زخمی شدن غیرنظامیان شد.
قربانيان زير فشار : چه کسانی کشته شدند؟
تحقیقات اولیه و عملیات مستند سازی مستقل نشان میدهد که شکستگان اعتراضات ایران تنها به بزرگسالان محدود نمیشوند، بلکه شامل نوجوانان و جوانان نیز میشوند. رادیو فردا تا کنون نام ۲۵ نفر از کشتهشدگان را مستند کرده است، از جمله ۵ نوجوان زیر ۱۸ سال، مانند مصطفی فلاحی (۱۵ ساله) و طاها صفری (۱۶ ساله) که توسط نیروهای امنیتی در استان لرستان کشته شدند.
این ارقام جزئی تصویری وحشیانهتر از آنچه رسانههای رسمی ارائه میدهند، منعکس میکنند، که تمایل دارند تعداد شکایات معترضان ایرانی را کماهمیت جلوه دهند یا به “شورشها” نسبت دهند. حملات کجا و چگونه رخ دادهاند؟
با اینکه جرقه اولیه اعتراضات مغازهداران در بازار تهران به دلیل سقوط ارزش پول و افزایش قیمتها بود، تحرکات به دانشجویان، کارگران و استانهای خارج از پایتخت گسترش یافت. نیروهای امنیتی با قاطعیت پاسخ دادند و در برخی موارد از سلاحهای هجومی استفاده کردند که به افزایش تعداد شکستگان اعتراضات ایران کمک کرده و انتقادات گستردهای از سوی سازمانهای حقوق بشری به همراه داشته است.
گزارشها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی حتی به بیمارستانهایی که مجروحان را درمان میکنند، یورش بردهاند، که نشانهای جدید از تشدید سرکوب و عدم احترام به قواعد اساسی حفاظت از غیرنظامیان است.
بازداشتهای گسترده و خفه کردن صداها
علاوه بر کشتهها، گزارشها به هزاران بازداشت اشاره دارند، از جمله دانشجویان، فعالان و خبرنگاران. سازمان هرانا تا کنون بیش از ۲,۰۰۰ مورد بازداشت را مستند کرده است، در حالی که صحبتهایی درباره کمپینهای هدفمند علیه رهبران اعتراضات و روشنفکران وجود دارد.
این کمپینها در چارچوب سرکوب سیستماتیک هستند که هدف آن خاموش کردن صدای جامعه مدنی و جلوگیری از انتشار هرگونه انتقاد جدی از نظام یا درخواست اصلاحات است.
شواهد بصری و شهادتهای میدانی
افزایش استفاده از تلفنهای همراه و پلتفرمهای اجتماعی در مستندسازی نقضها به کشف اندازه واقعی تعداد شکستگان اعتراضات ایران کمک کرده است، از طریق انتشار تصاویر و ویدیوهای کشتهشدگان و زخمیها، که روایت رسمی را در برابر جامعه بینالمللی کمتر معتبر میکند.
شهادتهایی از قبرستانها و تشییع جنازههای معترضان، جایی که اهالی در میان شعارهای ضد حکومت و نمادهای آن در هنگام دفن فرزندانشان تجمع میکنند، نشاندهنده شدت خشم مردمی و سختی واکنش نظام است.
چرا این مهم است؟ و چه چیزی را قدرت نادیده میگیرد؟ و چه چیزی را قدرت نادیده میگیرد؟
مسئله فقط اعداد در گزارشها نیست، بلکه شکستگان اعتراضات ایران افراد جامعه هستند: جوانان، دانشجویان، کارگران… همه آنها جان خود را برای مطالبه حقوق اساسی خود فدای کردند. هدف قرار دادن کودکان و نوجوانان به طور مستقیم، نقض صریح قوانین بینالمللی و اصول حقوق بشر است.
جامعه ایرانی امروز به حقیقت و عدالت چشم دوخته است، اما نظام بر سرکوب هر صدای مستقلی اصرار دارد و از سرکوب شدید به عنوان ابزاری اساسی برای حفظ قدرت استفاده میکند.
اعتراضات ایران عمق بحران در جامعه ایرانی را نشان میدهد، در حالی که شکستگان اعتراضات ایران شدت سرکوب و تلاش نظام برای مهار هر تهدیدی به مشروعیت خود را منعکس میکنند. این ارقام و جزئیات باید به طور جهانی منتشر و مورد بحث قرار گیرند نه تنها به عنوان خبر، بلکه به عنوان مدرکی بر رنج یک ملت کامل.