فهرست مطالب
روزنامه الجزیره به نقل از تحلیل منتشرشده در مجله «اکونومیست» گزارش داد که سیاستهای ترامپ در قبال ایران بیش از آنکه یک راهبرد منسجم از سوی یک قدرت جهانی باشد، به مدیریت بحرانی بدون قطبنما شباهت دارد. در واشنگتن و در هفتههای پایانی فوریه ۲۰۲۶، لحن سیاسی و نظامی علیه تهران تشدید شد؛ همزمان ناوهای آمریکایی در خلیج فارس مستقر شدند، اما هدف نهایی این تنشها همچنان مبهم باقی مانده است.
براى اطلاعات بيشتر :
تهدیدهای آمریکا ۲۰۲۶ تنش با تهران را افزایش داد
درصدهای رسمی در آمریکا
هسته اصلی ماجرا فقط در آرایش نظامی خلاصه نمیشود، بلکه به شیوه ارائه واقعیتها بازمیگردد. سیاستهای ترامپ در قبال ایران برای افکار عمومی آمریکا بهعنوان ضرورتی برای «امنیت ملی» عرضه میشود، اما آمار تصویر پیچیدهتری نشان میدهد. طبق نظرسنجی مشترک اکونومیست و مؤسسه یوگاو، تنها ۲۷ درصد آمریکاییها از اقدام نظامی مستقیم علیه ایران حمایت میکنند، در حالی که ۴۸ درصد راهحل دیپلماتیک را ترجیح میدهند. این شکاف، پیش از هر چیز از سردرگمی در داخل آمریکا حکایت دارد.
سیاستهای ترامپ در قبال ايران
نمیتوان سیاستهای ترامپ در قبال ایران را جدا از الگوی گستردهتر او در مدیریت اطلاعات تحلیل کرد. رئیسجمهور آمریکا پیشتر در زمینه آمار اشتغال، رشد اقتصادی و تورم نیز با اغراقگویی مواجه بوده است؛ موضوعی که رسانههای راستیآزمایی آمریکایی به آن اشاره کردهاند.
وقتی همین رویکرد به پرونده حساسی چون ایران منتقل میشود، خطر دوچندان خواهد بود، زیرا هر خطای محاسباتی میتواند به درگیریای منجر شود که مهار آن دشوار است.
اکونومیست اشاره میکند که هزاران نیروی آمریکایی در خاورمیانه بازآرایی شدهاند؛ بزرگترین تجمع نیروها از سال ۲۰۰۳ تاکنون. با این حال، سند رسمی شفافی درباره هدف دقیق این تحرکات ارائه نشده است: آیا هدف جلوگیری از غنیسازی اورانیوم است؟ تغییر رفتار منطقهای؟ یا صرفاً فشار برای مذاکره؟ این ابهام باعث شده سیاستهای ترامپ در قبال ایران بیشتر به تاکتیکی انتخاباتی شباهت داشته باشد تا یک دکترین استراتژیک پایدار.
تناقض در گفتار رسمی
تناقض اصلی در اینجاست که شعار «اول آمریکا» که ترامپ را به قدرت رساند، بر مخالفت با جنگهای پرهزینه استوار بود. اکنون برخی حامیان او با احتمال ورود به یک درگیری جدید مواجهاند؛ درگیریای که در صورت گسترش میتواند صدها میلیارد دلار هزینه در بر داشته باشد.
در نهایت، سیاستهای ترامپ در قبال ایران با دو چالش اساسی روبهروست: فقدان شفافیت و نبود انسجام. بازدارندگی مؤثر با پیامهای متناقض شکل نمیگیرد و اعتماد متحدان نیز با روایتهای متغیر تقویت نمیشود. در سیاست، اعداد دروغ نمیگویند؛ اما نحوه روایت آنها میتواند واقعیت را دگرگون کند. مسئله دقیقاً همینجاست.
