فهرست مطالب
سقوط نظام ایران دیگر پرسشی فلسفی نیست که مخالفان در تبعید با هم در میان بگذارند بلکه مراکز پژوهشی بزرگی چون بروکینگز و کارنگی آن را روی میز تحلیل جدی گذاشتهاند. بروکینگز معتقد است نظام ایران به سمت فرسایش کندی پیش میرود که آن را بیشتر به فروپاشی نزدیک میکند تا دور در مسیری که شبیه «فروپاشی آرام، نه انفجار سریع» است. فاصله بین این دو تعبیر صرفاً لفظی نیست بلکه فاصلهای است بین نظامی که کشته میشود و نظامی که از درون میپوسد.
سه زخم که التیام نمییابند
ایرانیان دیگر نمیپرسند «بعد چه کسی حکومت میکند؟»، بلکه میپرسند «چه نظامی میتواند جای جمهوری اسلامی را بگیرد؟» و این تغییر در سؤال خطرناکترین چیزی است که نظام با آن روبروست. سه زخم باز همزمان خون میدهند:
اول: خیابان — اعتراضات ۲۰۲۵-۲۰۲۶ شکافی فزاینده را میان نظامی دینی و فرسوده و جامعهای جوان آشکار کرد که دیگر در اولویتهای دولت از برنامه هستهای تا حمایت از بازوهای منطقهای چیزی نمیبیند که به زندگی روزمرهاش خدمت کند.
دوم: جنگ — هر چه سرنوشت جنگ باشد، این مسلم است که ایران از آن خسته و فرسوده بیرون خواهد آمد. و ارتشی فرسوده در کشوری خشمگین، فرمول کلاسیک فروپاشی است.
سوم: جانشینی — پرونده جانشینی رهبر عالی همچنان باز است و این عامل عدم قطعیتی را در زمانی بسیار حساس به آینده نظام اضافه میکند.
براى اطلاعات بيشتر :
ترور مجتبی خامنهای.. سه سناریو و نه چهارمی
چرا با وجود همه اینها الان سقوط نظام ايران نمیکند؟
قدرت سیاسی در ایران در دست یک نفر متمرکز نیست رهبر و دفترش، رئیسجمهور و دولتش، شورای امنیت ملی، مجلس شورا، شورای نگهبان، به علاوه صدها هزار نفر از نیروهای ارتش، سپاه پاسداران و بسیج وجود دارند. این درهمتنیدگی نهادی است که سقوط نظام ایران را به یک مسیر تبدیل میکند، نه یک لحظه واحد.
هر تلاشی برای تضعیف نظام ایران نیازمند ترکیب پیچیدهای از ابزارها خواهد بود: ترورهای هدفمند، استنزاف نظامی مداوم، و تلاشهای نفوذ از درون و حتی در آن صورت هم نتیجه تضمینشده نیست.
سناریوی آشوب: بزرگترین خطر
پژوهشگر ایرانی-آمریکایی سعید گلکار معتقد است مهمترین پرسش این نیست که «آیا نظام ایران سقوط خواهد کرد؟» بلکه این است که «بعد از سقوطش چه اتفاقی خواهد افتاد؟» و بزرگترین خطر نه آشوب موقت، بلکه بازتوزیع قدرت به شکلی غیرقابل مدیریت است. بیش از ۸۰ میلیون نفر در ایران زندگی میکنند در مساحتی بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومتر مربع و آشوب در آن درون مرزهایش نخواهد ماند.
نتیجهای که تهران نمیخواهد بشنود
سپاه پاسداران سلاحش را تسلیم قدرتی معادی نخواهد کرد اما نظامی که همزمان در سه جبهه میجنگد: با مردمش، با دشمن خارجی، و با نزاع جانشینی داخلی، نیازی به ضربه کاری ندارد. فقط به زمان نیاز دارد. سقوط نظام ایران شاید انفجاری نباشد بلکه شاید سکوتی طولانی باشد پیش از آنکه همه چیز در یک لحظه فرو بریزد.