فهرست مطالب
بر اساس گزارش منتشرشده توسط بیبیسی فارسی، موج تازهای از بازداشت روزنامهنگاران و فعالان مدنی در شهرهای مختلف کشور طی سالهای اخیر شدت گرفته است؛ روندی که همزمان با اعتراضات اجتماعی و افزایش نارضایتی عمومی، ابعاد گستردهتری پیدا کرده است. در چنین فضایی، سرکوب آزادی بیان در ایران به مسئلهای ساختاری و دائمی تبدیل شده که نهتنها رسانهها بلکه کل جامعه را تحت تأثیر قرار داده است.
توقیف روزنامهها در ايران
واقعیت این است که سرکوب آزادی بیان در ایران دیگر به توقیف روزنامهها محدود نمیشود. احضارهای امنیتی، پروندهسازیهای قضایی و صدور احکام سنگین برای خبرنگاران و کاربران شبکههای اجتماعی، بخشی از سازوکار تثبیتشده کنترل اطلاعات است.
اتهامهایی با عناوین کلی مانند «اقدام علیه امنیت ملی» به ابزاری برای خاموش کردن صداهای منتقد تبدیل شده است.
براى اطلاعات بيشتر :
تداوم ایستادگی مردم ایران و پیامهای پهلوی برای آینده آزادی
سركوب آزادی بيان در ايران و منظر ديجيتال
از منظر دیجیتال نیز سرکوب آزادی بیان در ایران با فیلترینگ گسترده، اختلال در اینترنت و نظارت سایبری تکمیل میشود. محدودسازی پلتفرمهای ارتباطی نهتنها جریان آزاد اطلاعات را مختل میکند، بلکه کسبوکارهای آنلاین و فعالیتهای مدنی را نیز تحت فشار قرار میدهد. این سیاستها در بزنگاههای سیاسی و امنیتی تشدید میشوند و نشاندهنده نگاه امنیتی به مقوله رسانه است.
براى اطلاعات بيشتر :
تهدید خبرنگاران بیبیسی فارسی؛ سرکوب رسانه فراتر از مرزها
مهاجرت روزنامهنگاران
تداوم سرکوب آزادی بیان در ایران پیامدهای جدی اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد. مهاجرت روزنامهنگاران، کاهش سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی، تنها بخشی از نتایج این رویکرد است. وقتی رسانه مستقل تضعیف میشود، فساد و ناکارآمدی نیز در سایه نبود نظارت عمومی تقویت میگردد.
اصلاح این وضعیت مستلزم بازنگری اساسی در قوانین مرتبط با رسانه و تضمین استقلال نهادهای قضایی است. تا زمانی که سرکوب آزادی بیان در ایران بهعنوان ابزار مدیریت سیاسی مورد استفاده قرار گیرد، امید به شکلگیری گفتوگوی ملی و اصلاحات پایدار کمرنگ خواهد بود. آزادی بیان نه تهدید، بلکه پیششرط ثبات و توسعه هر جامعهای است.
