فهرست مطالب
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای مستقل ، رنج کودکان در سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر به مرحلهای بحرانی رسیده است. در محرومترین استان کشور، هزاران کودک با سوءتغذیه، ترک تحصیل و کمبود خدمات اولیه زندگی روبهرو هستند؛ بحرانی که امروز به یکی از جدیترین چالشهای انسانی ایران تبدیل شده است.
طبق آمار رسمی دانشگاه علوم پزشکی استان، بیش از ۱۲ هزار کودک زیر پنج سال در سیستان و بلوچستان از سوءتغذیه رنج میبرند. همچنین نرخ کوتاهقدی ناشی از سوءتغذیه در برخی مناطق این استان تا سه برابر میانگین کشوری گزارش شده است. این ارقام بهروشنی نشان میدهد که رنج کودکان در سیستان و بلوچستان یک واقعیت مستند و گسترده است، نه صرفاً یک ادعا.
براى اطلاعات بيشتر :
سرکوب آزادی بیان در ایران و بحران رسانهای
سوءتغذیه؛ تهدیدی برای آینده
کارشناسان حوزه سلامت تأکید میکنند کودکانی که با کمبود مواد مغذی مواجهاند، در معرض ضعف سیستم ایمنی، اختلال رشد ذهنی و افزایش بیماریهای مزمن قرار میگیرند.
در استان سیستان و بلوچستان، نرخ کموزنی در کودکان زیر پنج سال حدود دو برابر میانگین ملی برآورد شده است. این شاخصها ثابت میکند که رنج کودکان در سیستان و بلوچستان نتیجه مستقیم فقر ساختاری و نبود سرمایهگذاری پایدار در حوزه سلامت عمومی است.
بحران آموزش و ترک تحصیل گسترده
در کنار بحران تغذیه، محرومیت آموزشی نیز ابعاد نگرانکنندهای دارد. بر اساس آمارهای رسمی، بیش از ۶۱ هزار کودک و نوجوان در این استان از چرخه تحصیل خارج شدهاند. برخی گزارشها حتی از رقم ۱۶۹ هزار کودک محروم از آموزش در سالهای گذشته خبر میدهند. چنین آماری عمق رنج کودکان در سیستان و بلوچستان را در حوزه آموزش آشکار میکند.
براى اطلاعات بيشتر :
درصد سیگار کشیدن کودکان در ایران؛ آمارهای نگرانکننده
فقر شدید، نبود زیرساختهای آموزشی در روستاهای دورافتاده، ازدواج زودهنگام دختران و حتی نداشتن شناسنامه از عوامل اصلی بازماندن کودکان از مدرسه است. هزاران کودک بلوچ فاقد مدارک هویتیاند و همین مسئله آنان را از ثبتنام رسمی در مدارس محروم کرده است. این وضعیت، چرخه فقر را در منطقه بازتولید میکند و رنج کودکان در سیستان و بلوچستان را به بحرانی مزمن تبدیل کرده است.
کمبود آب و خدمات درمانی
ابعاد دیگر رنج کودکان در سیستان و بلوچستان به بحران آب آشامیدنی و ضعف خدمات درمانی بازمیگردد. بسیاری از روستاها به آب لولهکشی پایدار دسترسی ندارند و خانوادهها ناچارند از تانکرهای سیار استفاده کنند. این شرایط خطر ابتلا به بیماریهای عفونی و گوارشی را در میان کودکان افزایش داده است.
زیرساختهای درمانی نیز با کمبود پزشک متخصص و تجهیزات مناسب مواجهاند. فاصله طولانی برخی روستاها تا مراکز درمانی، جان کودکان بیمار را به خطر میاندازد و خانوادهها را در شرایطی دشوار قرار میدهد.
با توجه به این آمارها، روشن است که رنج کودکان در سیستان و بلوچستان نتیجه سالها بیتوجهی، تبعیض توسعهای و مدیریت ناکارآمد است. کودکانی که باید آینده این سرزمین را بسازند، امروز قربانی فقر و سیاستهای ناعادلانه شدهاند. ادامه این وضعیت نهتنها یک بحران انسانی، بلکه تهدیدی برای آینده اجتماعی و اقتصادی کشور خواهد بود؛ بحرانی که بدون اصلاحات اساسی در حوزه سلامت، آموزش و زیرساختهای حیاتی، عمیقتر خواهد شد.
