فهرست مطالب
تحولات اخیر در ایران شتاب گرفته است؛ جایی که مفهوم سقوط نظام ایران بیش از هر زمان دیگری در خیابانها شنیده میشود. موج تازه اعتراضات مردمی از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و بهسرعت از تهران به بیش از ۴۰ شهر گسترش یافت؛ نشانهای روشن از خشم عمیق جامعه نسبت به ساختار حاکم و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی انباشتهشده.
اعتراضاتی در گستردهترین سطح طی سالهای اخیر
اعتراضات مردمی در دهها شهر ایران با درگیریهای مستمر میان معترضان و نیروهای امنیتی همراه بوده است. این اعتراضات دیگر صرفاً مطالبات معیشتی را دنبال نمیکند، بلکه بهوضوح به مطالبهای سیاسی با محوریت سقوط نظام ایران تبدیل شده است؛ شعاری که اکنون در خیابانها و تجمعات شنیده میشود.
براى اطلاعات بيشتر :
محمدجعفر قائمپناه:توجیه حمله رژیم به بیمارستانها در ایران
ارقام و آمار؛ تصویری روشن از عمق بحران
- بر اساس گزارشهای حقوق بشری، تاکنون بیش از ۱۱۶ نفر در جریان اعتراضات کشته و بیش از ۲۶۰۰ نفر بازداشت شدهاند.
- برخی منابع مستقل از کشته شدن دستکم ۵۱ نفر در ۱۱ استان خبر دادهاند؛ آماری که بهدلیل قطع اینترنت، احتمال افزایش آن وجود دارد.
- دامنه اعتراضات به بیش از ۲۴ استان و ثبت حداقل ۱۷۹ تجمع اعتراضی رسیده است؛ نشانهای از فراگیر شدن مطالبه سقوط نظام ایران در سطح ملی.
بحران اقتصادی؛ موتور محرک سقوط نظام ایران
فروپاشی اقتصادی یکی از عوامل اصلی شعلهور شدن اعتراضات است. کاهش شدید ارزش ریال در برابر دلار، تورم افسارگسیخته و گسترش فقر، فاصله میان جامعه و حاکمیت را عمیقتر کرده و خواستهها را از اصلاحات مقطعی به مطالبهای بنیادین یعنی سقوط نظام ایران سوق داده است.
سرکوب و قطع ارتباطات
واکنش حکومت، تشدید سرکوب بوده است. قطع سراسری اینترنت و ارتباطات برای بیش از ۶۰ ساعت تلاش آشکاری برای پنهان کردن ابعاد اعتراضات بود، اما با وجود این محدودیتها، اطلاعات مربوط به شمار کشتهها و بازداشتشدگان به بیرون درز کرده است.
در همین حال، رسانههای رسمی ایران نیز ناچار به اذعان به کشته شدن دهها نفر از نیروهای امنیتی در درگیریها شدهاند؛ موضوعی که از شدت بحران و فرسایش ساختار سرکوب حکایت دارد.
آیا سقوط نظام ایران نزدیک است؟
تحلیلگران سیاسی معتقدند وضعیت کنونی، جدیترین تهدید علیه جمهوری اسلامی از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۷۹ بهشمار میرود. شکافهای داخلی، فشارهای خارجی و انزوای بینالمللی، همگی شرایطی را رقم زدهاند که سناریوی سقوط نظام ایران دیگر یک فرضیه دوردست نیست.
اعداد و شواهد سخن میگویند: اعتراضات گسترده، دهها کشته، هزاران بازداشتی و ناتوانی حکومت در کنترل کامل اوضاع. مطالبه سقوط نظام ایران دیگر زمزمهای پنهان نیست، بلکه به فریادی عمومی در خیابانها تبدیل شده است.
با تداوم فشار مردمی و فرسایش مشروعیت حکومت، پرسش از سقوط نظام ایران همچنان باز است؛ اما امروز بیش از هر زمان دیگری واقعی و قابل لمس به نظر میرسد.