فهرست مطالب
در روزهای اخیر، ایران شاهد افزایش نگرانکننده آمار طلاق بوده است؛ پدیدهای که نشاندهنده بحرانی عمیق در ساختار اجتماعی کشور است. دلایل طلاق در ایران دیگر به اختلافات ساده خانوادگی یا سوءتفاهمهای زناشویی محدود نمیشود، بلکه مستقیماً با سیاستهای اقتصادی ناکارآمد، محدودیتهای اجتماعی و دخالت مستمر حکومت در زندگی خصوصی شهروندان گره خورده است.
براى اطلاعات بيشتر :
آمار حوادث جادهای در ایران سه سال اخیر؛ بحران بیپایان
این روند صعودی یک پرسش اساسی را مطرح میکند: آیا ازدواج در ایران شکست خورده، یا این نظام است که در حفاظت از نهاد خانواده ناکام مانده؟
آمار تکاندهنده از عمق بحران
بر اساس دادههای رسمی سازمان ثبت احوال، سالانه بیش از ۲۰۰ هزار مورد طلاق در ایران ثبت میشود؛ بهطوری که تقریباً در برابر هر سه ازدواج، یک طلاق رخ میدهد. گزارشهای مستقل نشان میدهد که رقم واقعی احتمالاً بالاتر است، چرا که بسیاری از زوجها برای فرار از پیچیدگیهای قانونی، به جدایی غیررسمی روی میآورند.
این آمار را نمیتوان جدا از دلایل طلاق در ایران که ریشه در فروپاشی اقتصادی دارد تحلیل کرد؛ جایی که بنا بر برآورد کارشناسان مستقل، بیش از ۶۰ درصد جمعیت زیر خط فقر زندگی میکنند.
بحران اقتصادی؛ عامل اصلی فروپاشی خانواده
وخامت اوضاع اقتصادی، مهمترین عامل در میان دلایل طلاق در ایران به شمار میرود. افزایش بیکاری، سقوط ارزش ریال و گرانی افسارگسیخته، ثبات خانوادگی را به امری دستنیافتنی تبدیل کرده است.
مطالعات اجتماعی نشان میدهد که بیش از ۴۰ درصد موارد طلاق بهطور مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از فشارهای مالی و ناتوانی در تأمین حداقلهای معیشتی است.
در شرایطی که نظام حاکم منابع کشور را صرف پروژههای نظامی و مداخلات منطقهای میکند، خانواده ایرانی در برابر فقر و ناامنی اقتصادی رها شده است.
قوانین تبعیضآمیز و سرکوب زنان
از دیگر دلایل طلاق در ایران میتوان به قوانین ناعادلانه خانواده اشاره کرد؛ قوانینی که قدرت نامتوازن را به نفع مردان تثبیت کرده و حقوق زنان را بهشدت محدود میکند.
زن ایرانی برای درخواست طلاق با موانع حقوقی فراوانی روبهروست و در بسیاری موارد، بهدلیل ترس از از دست دادن حضانت فرزندان یا امنیت مالی، ناچار به ادامه زندگی در روابطی آزاردهنده میشود.
این نابرابری قانونی، نهتنها بنیان ازدواج را تضعیف میکند، بلکه روابطی مبتنی بر اجبار و سرکوب میسازد که اغلب به طلاق یا فروپاشی روانی ختم میشود.
ازدواج زودهنگام و اجباری
آمارها نشان میدهد بخش قابل توجهی از طلاقها در پنج سال نخست زندگی مشترک رخ میدهد، بهویژه در موارد ازدواج زودهنگام.
نظام جمهوری اسلامی با پوشش مذهبی و سنتی، ازدواج دختران کمسن را عادیسازی کرده و در نتیجه، ازدواجهایی شکل میگیرد که از بلوغ روانی لازم برخوردار نیستند و خیلی زود با شکست مواجه میشوند.
در اینجا، دلایل طلاق در ایران بهوضوح نتیجه فرهنگی است که «ازدواج به هر قیمت» را بر سلامت روان و ثبات خانواده ترجیح میدهد.
سرکوب اجتماعی و دخالت حکومت در زندگی خصوصی
نمیتوان نقش نظارتهای اخلاقی، گشت ارشاد و محدودیتهای شدید اجتماعی را نادیده گرفت. حکومتی که حجاب را با زور تحمیل میکند، روابط انسانی را جرمانگاری کرده و زندگی روزمره را زیر ذرهبین میبرد، محیطی خفقانآور میسازد که تنشهای آن مستقیماً به درون خانواده منتقل میشود.
فشار روانی مزمن، اختلافات زناشویی را تشدید کرده و به یکی دیگر از دلایل طلاق در ایران تبدیل میشود.
دلایل طلاق در ایران نه یک ناهنجاری اجتماعی مقطعی، بلکه پیامد مستقیم نظامی است که در مدیریت اقتصاد، تأمین آزادیهای اجتماعی و حمایت از نهاد خانواده شکست خورده است. طلاق در ایران مسئله اصلی نیست؛ بلکه نشانهای آشکار از فروپاشی عمیقتر سیاسی و اجتماعی است.
تا زمانی که ریشههای این بحران اصلاح نشود، ازدواج در ایران همچنان ساختاری شکننده خواهد داشت و هزینه آن را شهروندان میپردازند، نه حاکمیتی که از مسئولیت خود میگریزد.