فهرست مطالب
با گسترش نارضایتی عمومی، بحث درباره شکل حکومت و آینده سیاسی کشور بار دیگر به صدر گفتوگوها بازگشته است. همزمان، در شبکههای اجتماعی گفتمانی پررنگتر شکل گرفته که از حمایت از شاه در ایران بهعنوان نمادی جایگزین برای نظام حاکم یاد میکند.
براى اطلاعات بيشتر :
اهمیت تغذیه سالم؛ وقتی سفره مردم کوچکتر میشود
این حمایت صرفاً محدود به فعالان سیاسی نبوده، بلکه اینفلوئنسرها، خوانندگان و روزنامهنگاران ایرانی – بهویژه در خارج از کشور – نیز آن را بهعنوان یکی از مسیرهای خروج از بحران مطرح کردهاند.
رضا پهلوی؛ محور اصلی گفتمان «حمایت از شاه در ایران»
رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، برجستهترین چهرهای است که نامش مستقیماً با مفهوم حمایت از شاه در ایران گره خورده است. او در هفتههای اخیر با انتشار پیامهایی در شبکه اجتماعی X، ایرانیان را به اتحاد فراخوانده و این مقطع را «لحظهای تاریخی برای بازپسگیری ایران از استبداد» توصیف کرده است.
او در یکی از پیامهای خود نوشت:
«ایران متعلق به مردم آن است و نه سرکوب و نه سلاح، بلکه اراده ملت سرنوشت کشور را تعیین خواهد کرد.»
هرچند این ادبیات بهطور مستقیم خواستار بازگشت سلطنت نیست، اما از سوی هوادارانش بهعنوان مرجع سیاسی برای تقویت گفتمان حمایت از شاه در ایران مورد استفاده قرار گرفته، بهویژه در میان جوانان ایرانی خارج از کشور.
اینفلوئنسرهای دیجیتال؛ بازتعریف سلطنت با زبانی مدرن
در شبکههای اجتماعی، شماری از اینفلوئنسرهای ایرانی با صدها هزار دنبالکننده، تصاویر رضا پهلوی یا ویدئوهای آرشیوی دوران پیش از انقلاب را بازنشر کرده و مقایسههایی صریح میان شرایط اقتصادی آن دوره و وضعیت کنونی ارائه دادهاند.
یکی از این اینفلوئنسرها نوشته است:
«ما گذشته را طلب نمیکنیم، بلکه کرامتی را میخواهیم که از سال ۱۳۵۷ از ما گرفته شد.»
چنین رویکردی نشان میدهد که حمایت از شاه در ایران در حال عبور از نوستالژی تاریخی و تبدیل شدن به ابزاری سیاسی برای اعتراض است؛ ابزاری که با زبانی جوانپسند و فراتر از ایدئولوژیهای سنتی عرضه میشود.
خوانندگان و هنرمندان؛ هنر بهعنوان ابزار نرم سیاسی
در حوزه موسیقی نیز، برخی خوانندگان مخالف – عمدتاً در تبعید – با انتشار نمادهایی مانند شعار «جاوید شاه» یا بازخوانی ترانههای پیش از انقلاب، به این گفتمان دامن زدهاند.
یکی از خوانندگان در پستی پرمخاطب نوشت:
«نسل من دوران شاه را ندیده، اما بدترین نسخه جمهوری را زندگی میکند.»
در اینجا، هنر به ابزاری برای عادیسازی مفهوم حمایت از شاه در ایران تبدیل میشود؛ نه بهعنوان بازگشت به یک نظام اقتدارگرا، بلکه بهمثابه نقطه مقابل حکومت دینی فعلی.
روزنامهنگاران مخالف؛ سلطنت بهمثابه یک گزینه سیاسی
برخی روزنامهنگاران ایرانی فعال در رسانههای مخالف، رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کردهاند. آنان حمایت از شاه در ایران را نه بهعنوان حسرت گذشته، بلکه بهعنوان یکی از گزینههای سیاسی قابل بحث مطرح میکنند.
در تحلیلها و مقالات منتشرشده، بر نکات زیر تأکید شده است:
- امکان سلطنت مشروطه بهعنوان مدل گذار
- نقش رضا پهلوی بهعنوان «نماد وحدت» نه حاکم مطلق
- جامعهای دوپاره، اما آماده شنیدن بدیلها
این نگاه رسانهای، به گفتمان حمایت از شاه در ایران جنبهای عقلانیتر بخشیده و آن را از سطح شعار صرف فراتر برده است.
چرا گفتمان «حمایت از شاه در ایران» اکنون برجسته شده است؟
به باور ناظران، رشد این گفتمان نتیجه مستقیم چند عامل است:
- شکست مزمن اقتصادی
- فروپاشی اعتماد عمومی به اصلاحات درونسیستمی
- نبود رهبری واحد در اپوزیسیون
- تمایل به دولتی کمتر ایدئولوژیک و بازتر
در چنین شرایطی، حمایت از شاه در ایران دیگر صرفاً یک احساس نوستالژیک نیست، بلکه محصول بنبست سیاسی کنونی است.
آنچه امروز دیده میشود، بازگشت سلطنت بهصورت خودکار نیست، بلکه بازگشت بحث و تابوشکنی سیاسی است.
اینفلوئنسرها، هنرمندان و روزنامهنگارانی که از حمایت از شاه در ایران سخن میگویند، گذشته را راهحل جادویی معرفی نمیکنند، بلکه آن را به سلاحی نمادین در برابر وضعیتی بیافق تبدیل کردهاند.
در میان موافقت و مخالفتها، یک نکته ثابت است: جامعه ایران دیگر از شکستن تابوهای سیاسی – حتی آنهایی که حکومت گمان میکرد برای همیشه دفن شدهاند – هراسی ندارد.