فهرست مطالب
ایران بهعنوان کشوری با موزاییک اجتماعی پیچیده شناخته میشود؛ شکاف نه تنها به مذهب شیعهای که حکومت تحمیل کرده محدود نمیشود، بلکه به قومیتهای گوناگون نیز کشیده میشود. بر اساس برآوردهای رسمی، فارسها حدود ۵۱٪ جمعیت را تشکیل میدهند، پس از آن آذریها با ۲۴٪، کردها با ۱۰٪، عربها با حدود ۷٪ و بلوچها با نزدیک به ۶٪ قرار دارند؛ علاوه بر آن، ترکمنها، لرها و اقلیتهای دیگر نیز حضور دارند. این تنوع که پژوهشگران از آن با عنوان تعدد مذاهب و اقوام در ایران یاد میکنند، میتوانست منبع قدرت باشد، اما بهواسطه سیاستهای تبعیض به عاملی برای شکنندگی تبدیل شده است
کردها؛ تحت سرکوبترین
کردها که شمارشان بیش از ۸ میلیون نفر است، در انزوای سیاسی و اقتصادی بهسر میبرند. گزارش عفو بینالملل در سال ۲۰۲۴ تأیید کرد که بیش از ۶۰٪ از اعدامهای سیاسی در ایران مربوط به فعالان کرد بوده است. کردها نمونهای زنده از نحوه برخورد حکومت با تعدد مذاهب و اقوام در ایران هستند؛ از یکسو به دلیل قومیت غیرفارس، و از سوی دیگر بهخاطر پیروی از مذهب سنی با تبعیض مواجه میشوند.
عربهای اهواز؛ ثروت غارتشده
در استان خوزستانِ نفتخیز، حدود ۵ میلیون عرب در شرایط دشوار معیشتی زندگی میکنند. هرچند این استان نزدیک به ۸۰٪ صادرات نفت ایران را تأمین میکند، اما نرخ بیکاری در میان عربها از ۳۰٪ فراتر میرود. تبعیض علیه عربهای اهواز نشان میدهد که تعدد مذاهب و اقوام در ایران به ابزاری اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است: نفت بهجای آنکه محرکی برای توسعه باشد، به عاملی برای حذف و حاشیهنشینی بدل شده است.
بلوچها؛ فقر و گلوله
بلوچها که در سیستان و بلوچستان ساکناند، با بالاترین نرخ فقر در کشور مواجهاند؛ نرخ بیکاری در میان آنان بیش از ۴۰٪ است. افزون بر آن، طبق گزارش مرکز حقوق بشر در ایران، دستکم ۱۲۰ نفر در اعتراضات زاهدان سال ۲۰۲۲ کشته شدند. این استان چهرهای عریان از تعدد مذاهب و اقوام در ایران را نشان میدهد؛ جایی که تنوع به فقر شدید، سرکوب خونین و اتهام «تروریسم» برای حذف فعالان ترجمه میشود.
آذریها؛ نفوذ ناقص
آذریها با جمعیتی نزدیک به ۲۰ میلیون نفر دومین گروه بزرگ پس از فارسها هستند. هرچند چهرههای برجسته آذری در ساختار قدرت حضور دارند، اما زبان آذری همچنان در مدارس رسمی ممنوع است. حتی آذریها، با وجود تعلق به مذهب شیعه، از تبعات تعدد مذاهب و اقوام در ایران در امان نماندهاند؛ حکومت مشارکت آنان را تنها با شرط چشمپوشی از هویت فرهنگیشان میپذیرد.
ابزارهای تفرقه
حکومت ایران از تعدد مذاهب و اقوام در ایران بهعنوان ابزاری برای تجزیه جامعه بهره میبرد:
- امنیت و کنترل: هر فعالیت فرهنگی یا مذهبی خارج از چارچوب شیعهگرایی فارسمحور تهدیدی علیه امنیت ملی تلقی میشود.
- توزیع اقتصادی: تمرکز ثروت در تهران و محرومیت استانهای غیرفارس.
- زبان و آموزش: تحمیل زبان فارسی بهعنوان زبان واحد و منع زبانهای محلی از حضور در آموزش رسمی و رسانهها.
- هویت مذهبی: تثبیت مذهب شیعه دوازدهامامی بهعنوان تنها مرجعیت، در برابر بهحاشیهراندن سنیها و صوفیان.

این گزارش نشان میدهد که تعدد مذاهب و اقوام در ایران بهجای آنکه سرمایهای تمدنی باشد، بهواسطه سیاستهای حکومتی به ابزاری برای تضعیف اقلیتها و تحکیم قدرت مرکزی تبدیل شده است. آمار و ارقام تأیید میکند که سرکوب اتفاقی نیست، بلکه رویکردی نظاممند است: حاشیهنشینی اقتصادی برای عربها، اعدام برای کردها، فقر شدید برای بلوچها و محدودیت فرهنگی برای آذریها. در چنین شرایطی، آینده همبستگی ملی در ایران با تهدید روبهروست و پرسش باقی میماند: آیا حکومت همچنان از تنوع بهعنوان سلاحی برای تفرقه بهره خواهد برد، یا روزی این موزاییک رنگارنگ به قدرتی واقعی تبدیل میشود؟