فهرست مطالب
در حالی که اقتصاد ایران یکی از بحرانیترین دورانهای خود را پشت سر میگذارد، بابک زنجانی با مجموعهای از مواضع جنجالی بار دیگر خبرساز شد. او در سخنانی تند، سیاستهای بانک مرکزی را عامل اصلی افزایش افسارگسیخته نرخ دلار معرفی کرد. در شرایطی که حاکمیت همواره تحریمها و «مکانیسم ماشه» را مقصر جلوه میدهد، تصریحات بابک زنجانی پرده از واقعیتی دیگر برداشت: مشکل نه در خارج، بلکه در داخل کشور است.
بحران دلار؛ مقصر اصلی کیست؟
ماههاست نرخ دلار در برابر ریال ایرانی با شیبی تند افزایش یافته است. مقامات حکومتی همواره تحریمها را دلیل اصلی معرفی میکنند، اما تصریحات بابک زنجانی نشان میدهد که تصمیمات اشتباه بانک مرکزی عامل اصلی این بحران است. او معتقد است سوءمدیریت و سیاستهای نادرست، اعتماد به پول ملی را از بین برده و موجبات تورم گسترده را فراهم کرده است.
طلای توقیفشده؛ بازی با زندگی مردم
یکی از نکات مهم در تصریحات بابک زنجانی موضوع واردات طلاست. به گفته او، محمولههایی از طلا که میتوانستند برای تعدیل قیمتها وارد بازار شوند، توسط بانک مرکزی توقیف شدند. نتیجه این اقدام، افزایش شدید قیمتها، رشد دلالی و ناتوانی مردم در تأمین نیازهای اولیه بود.
بهانه مکانیسم ماشه
حاکمیت سالهاست با تکیه بر «مکانیسم ماشه» و تحریمها، هر شکست اقتصادی را توجیه میکند. اما تصریحات بابک زنجانی روایت متفاوتی ارائه میدهد: ریشه بحران در فساد اداری و تصمیمات اشتباه در داخل ایران است، نه در واشنگتن یا بروکسل.
بازتاب در جامعه
مردم عادی که هر روز شاهد سقوط ارزش ریال و افزایش قیمت دلار هستند، دیگر به روایتهای رسمی باور ندارند. تصریحات بابک زنجانی این باور را تقویت کرد که عامل اصلی بحران، احتکار، فساد و ناکارآمدی داخلی است. بسیاری میگویند سخنان او همان چیزی است که مردم در محافل خصوصی سالهاست تکرار میکنند.
نظام در تنگنا
حکومت اکنون در وضعیتی دشوار قرار دارد. از یک سو نمیتواند تصریحات بابک زنجانی را نادیده بگیرد، زیرا بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشته است. از سوی دیگر، توان پاسخگویی مستقیم به اصل ماجرا را ندارد، چون میداند ادعاهای مطرحشده حقیقتی تلخ را بازتاب میدهد.
چشمانداز آینده
با تداوم سیاستهای کنونی بانک مرکزی، چشماندازی تاریک در انتظار اقتصاد ایران است: تورم بیشتر، فرار سرمایهها و کاهش شدید قدرت خرید مردم. آنگونه که در تصریحات بابک زنجانی آمده است، راهحل نه در تحریمها که در اصلاحات واقعی و شفافسازی درون ساختار اقتصادی است؛ امری که در شرایط فعلی بعید به نظر میرسد.
فارغ از انگیزههای شخصی زنجانی، تصریحات بابک زنجانی این بار به سندی مهم علیه ساختار اقتصادی کشور تبدیل شده است. این سخنان نشان میدهد که دلار و اقتصاد ایران قربانی فساد سیستماتیک و مدیریت ناکارآمد بانک مرکزی هستند؛ واقعیتی که هر ایرانی در زندگی روزمره خود لمس میکند.