فهرست مطالب
بحران وضعیت اضطراری در ایران وارد مرحلهای بیسابقه شده است؛ همزمان با گسترش فروپاشی خدمات اساسی و سکوت معنادار مقامات رسمی، میلیونها شهروند ایرانی با تهدید مستقیم علیه زندگی روزمره خود مواجهاند. قطع همزمان برق و آب، از کار افتادن سیستمهای گرمایشی و فلج شدن بیمارستانها، همگی نشانههای یک شکست ساختاری عمیق است که نمیتوان آن را جدا از سیاستهای حاکمیت دانست.
براى اطلاعات بيشتر :
جنبش اعتراضی در ایران: دعوتی برای واکنش علیه قطع ارتباطات
قطع خدمات اساسی؛ خطری روزمره
گزارشهای میدانی از استانهای مختلف نشان میدهد که بحران وضعیت اضطراری در ایران ابعاد گستردهتری به خود گرفته و شامل موارد زیر است:
- قطع طولانیمدت برق، حتی در شهرهای بزرگ
- توقف یا اختلال جدی در آبرسانی به محلههای کامل
- از کار افتادن سیستمهای گرمایشی در اوج زمستان
- تأثیر مستقیم بر عملکرد بیمارستانها و مراکز درمانی
این وضعیت را نمیتوان صرفاً «اختلال فنی موقت» دانست؛ بلکه بحرانی ساختاری است که مستقیماً حق حیات شهروندان را تهدید میکند.
بیمارستانهای بدون برق؛ بیماران قربانیان خاموش
یکی از خطرناکترین جلوههای بحران وضعیت اضطراری در ایران، اختلال جدی در ارائه خدمات درمانی است. منابع محلی از توقف یا کاهش خدمات در برخی بیمارستانها بهدلیل قطعیهای مکرر برق و کمبود سوخت برای ژنراتورها خبر میدهند.
این شرایط جان بیماران، بهویژه کودکان، سالمندان و بیماران بخش مراقبتهای ویژه را در معرض خطر مرگ تدریجی قرار داده است.
سیاست بیتدبیری به جای راهحل
با وجود تشدید بحران وضعیت اضطراری در ایران، مقامات رسمی همچنان تلاش میکنند مسئولیت را به گردن «شرایط جوی» یا «مصرف بالا» بیندازند و از پذیرش واقعیتهای زیر طفره میروند:
- سوءمدیریت مزمن منابع
- فساد ساختاری در بخش انرژی و آب
- تخصیص بودجه به نهادهای امنیتی بهجای زیرساختها
- نبود شفافیت در مدیریت بحرانها
در عوض، تمرکز اصلی حاکمیت بر کنترل اجتماعی و امنیتی باقی مانده است.
شهروند ایرانی میان سرما و فقر
در مناطق محروم، بحران وضعیت اضطراری در ایران به نبردی روزانه برای بقا تبدیل شده است. خانوادههایی بدون گرمایش، دسترسی محدود به آب سالم و کودکانی که در مدارس بدون برق تحصیل میکنند.
این واقعیت شکاف عمیق طبقاتی را آشکار میکند؛ جایی که مناطق وابسته به مراکز قدرت کمتر آسیب میبینند و حاشیهها عملاً رها شدهاند.
بحران موقت یا الگوی شکست حکمرانی؟
آنچه امروز در ایران جریان دارد، حادثهای مقطعی نیست، بلکه الگویی تکرارشونده از فروپاشی دولت تحت حاکمیت ایدئولوژیک است؛ حاکمیتی که امنیت سیاسی را بر جان شهروندان ترجیح میدهد.
بحران وضعیت اضطراری در ایران بهروشنی نشان میدهد که نظام:
- توان مدیریت بحران را ندارد
- فاقد برنامه نجات واقعی است
- بهجای اصلاح، بر سرکوب تکیه دارد
- بحرانهای انسانی را به پروندههای امنیتی تبدیل میکند
آینده بحران به کدام سو میرود؟
در نبود راهحلهای فوری، انتظار میرود بحران وضعیت اضطراری در ایران تشدید شود و پیامدهای زیر را بههمراه داشته باشد:
- افزایش فشار اجتماعی
- گسترش اعتراضات خاموش
- فروپاشی اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی
- تبدیل بحرانهای خدماتی به جرقه خشم اجتماعی گسترده
بحران وضعیت اضطراری در ایران صرفاً بحران خدماتی نیست؛ بلکه نشانهای آشکار از فروپاشی ساختار حکمرانی است. تا زمانی که بیکفایتی و پنهانکاری ادامه دارد، شهروندان ایرانی بهای سیاستهایی را میپردازند که هیچ نقشی در شکلگیری آن نداشتهاند.
