فهرست مطالب
در روزهای گذشته، اعتراضات سراسری در ایران وارد مرحلهای تازه و خطرناک برای حاکمیت شد؛ مرحلهای که دیگر نمیتوان آن را نارضایتی مقطعی یا اعتراض محدود اقتصادی توصیف کرد. آنچه در خیابانهای ایران جریان دارد، بازتاب مستقیم اعداد، شاخصها و شکستهای انباشتهای است که سالها نادیده گرفته شد.
گسترش جغرافیایی؛ از بازار تا خیابان
بر اساس رصد منابع مستقل، اعتراضات سراسری در ایران طی چند روز گذشته دستکم در بیش از ۳۰ شهر گزارش شده است. آغاز اعتراضات از بازارها و مراکز تجاری، بهویژه در تهران، اصفهان، شیراز و شهرهای جنوبی، نشان داد که بحران از قلب اقتصاد به خیابان سرایت کرده است.
براى اطلاعات بيشتر :
از بازار تا مراسم خاکسپاری؛ نقشه جدید اعتراضات ایران ۲۰۲۶
بستن بازارها و اعتصاب کسبه، پیام روشنی داشت: مشکل فقط سیاسی نیست، معیشت به نقطه انفجار رسیده است.

اعداد هشداردهنده؛ اقتصاد محرک اصلی اعتراضات
آمارهای اقتصادی توضیح میدهد چرا اعتراضات سراسری در ایران بهسرعت گسترش یافت. نرخ تورم رسمی از ۴۸ درصد عبور کرده و قیمت کالاهای اساسی در برخی اقلام نسبت به سال گذشته بیش از ۷۰ درصد افزایش داشته است. همزمان، سقوط ارزش ریال باعث شد هزینه زندگی از توان بخش بزرگی از جامعه خارج شود.
این ارقام، اعتراض را از یک انتخاب به یک واکنش ناگزیر تبدیل کردهاند.
سرکوب و هزینه انسانی اعتراضات
همزمان با تشدید اعتراضات سراسری در ایران، برخورد امنیتی نیز شدت گرفت. گزارشها از کشتهشدن دستکم ۲۰ معترض و بازداشت بیش از ۵۰۰ نفر در جریان اعتراضات اخیر حکایت دارد. در میان بازداشتشدگان، نام دانشجویان، کارگران و بازاریان دیده میشود؛ ترکیبی که نشاندهنده فراگیر شدن اعتراضات است.
سرکوب، برخلاف تصور حاکمیت، نهتنها مانع گسترش اعتراضات نشد، بلکه به عامل تشدید خشم عمومی تبدیل شد.
شکست روایت رسمی
رسانههای حکومتی تلاش کردند اعتراضات سراسری در ایران را به «تحریک خارجی» تقلیل دهند، اما همزمانی اعتراضات با شاخصهای اقتصادی و حضور طبقات مختلف اجتماعی، این روایت را عملاً بیاعتبار کرد.
وقتی بازاری، کارگر و دانشجو همزمان معترضاند، مشکل نه در خیابان، بلکه در ساختار تصمیمگیری است.
از اعتراض اقتصادی تا بحران مشروعیت
آنچه در روزهای اخیر رخ داد، نشان میدهد اعتراضات سراسری در ایران در حال عبور از مرز مطالبات اقتصادی و ورود به بحران مشروعیت سیاسی است. شعارها، گستره جغرافیایی و تداوم اعتراضات، همگی حاکی از آن است که جامعه دیگر پاسخهای مقطعی را نمیپذیرد.
مرور چند روز گذشته نشان میدهد اعتراضات سراسری در ایران محصول مستقیم تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول ملی، گسترش فقر و سرکوب سیستماتیک است. این اعتراضات نه ناگهانیاند و نه بیریشه؛ آنها زبان آمارهایی هستند که سالها نادیده گرفته شد.
تا زمانی که این شاخصها تغییر نکند، خیابان همچنان بهعنوان آخرین تریبون جامعه باقی خواهد ماند.