فهرست مطالب
اعتراضات در ایران دیگر رویدادهای گذرا یا امواج خشم موقتی نیستند، بلکه به یک مسیر تاریخی رو به رشد تبدیل شدهاند که به وضوح ویژگیهای سقوط رژیم ایران را نشان میدهند. از سال ۲۰۰۹ تا امروز در سال ۲۰۲۶، همان رویارویی بین خیابان و قدرت تکرار میشود، اما با تغییر اساسی در توازن قوا و گسترش فاصله بین جامعه و نهادهای حکومتی.
براى اطلاعات بيشتر :
موسیقی و تحریک جهانی علیه ایران: فراخوان جهانی کیهان کلهر
این مقاله تحقیقی به مقایسه تاریخی به عنوان ابزار تحلیل تکیه دارد، تا بفهمیم چگونه سیستم از مهار بحرانها به مدیریت بقای خود منتقل شده است، در سایه شاخصهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی انباشته شده.
يكم: 2009 – آغاز اولین شکست در مشروعیت نظام
اعتراضات جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ اولین آزمون واقعی مشروعیت نظام پس از سه دهه حکومت بود. در آن زمان، حکومت به سرکوب امنیتی مستقیم و مهار نخب سیاسی تکیه کرد و به طور موقت موفق شد از فروپاشی جلوگیری کند.
اما مقایسه تاریخی نشان میدهد که سال ۲۰۰۹ پایان اعتراضات نبود، بلکه آغاز مسیری طولانی به سوی سقوط رژیم ایران بود، زیرا برای اولین بار دیوار ترس شکسته شد، حتی اگر صحنه ظاهراً تحت کنترل به نظر میرسید.
دوم: ۲۰۱۷ – خشم اقتصادی وارد معادله میشود
در اعتراضات سال ۲۰۱۷، صحنه به طور اساسی تغییر کرد. دیگر تحرکات محدود به پایتخت یا نخبگان نبود، بلکه به شهرهای فقیر و حاشیهای گسترش یافت، که ناشی از فروپاشی قدرت خرید و افزایش بیکاری بود.
اینجا سقوط رژیم ایران بعد اجتماعی به خود گرفت، جایی که دیگر قدرت فقط با خواستههای سیاسی مواجه نیست، بلکه با بحران اعتماد کلی از طبقات اجتماعی که همیشه ادعای نمایندگی آنها را داشت.
سوم: ۲۰۱۹ – گلوله به عنوان ابزار حکومت
اعتراضات بنزین در سال ۲۰۱۹ نقطهعطفی بسیار خونین بود. استفاده گسترده از گلولههای واقعی نشان داد که نظام دیگر ابزارهای سیاسی برای مدیریت بحرانها ندارد و به طور فزایندهای به خشونت عریان تکیه میکند.
مقایسه با سال ۲۰۰۹ افزایش واضحی را نشان میدهد:
- سریعترین گسترش اعتراضات
- پاسخ امنیتی خشنتر
- سخنرانی رسمیتر و جدا از واقعیت
همه اینها نشانههایی از تسریع سقوط رژیم ایران به جای مهار آن هستند.
چهارم: ۲۰۲۲ – اعتراض به رویارویی وجودی تبدیل میشود
با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، دیگر نبرد اقتصادی یا انتخاباتی نیست، بلکه مواجههای بر سر هویت خود دولت شده است. مشارکت زنان، جوانان و اقلیتها اعتراض را به یک حرکت اجتماعی جامع تبدیل کرد.
در این مرحله، نظام در بازپسگیری کنترل نمادین، که عنصر اساسی در هر نظام استبدادی است، شکست خورد، و این باعث شد که سقوط رژیم ایران برای اولین بار بهطور علنی در گفتوگوی عمومی مطرح شود.
پنجم: ۲۰۲۴–۲۰۲۶ – بحران بقای نه بحران حکومت
اعتراضات مکرر در سالهای ۲۰۲۴–۲۰۲۶ الگوی جدیدی را نشان میدهند:
- اعتراضات کوتاهتر اما مکررتر
- واکنش امنیتی فوری بدون تلاش برای آرامسازی
- عدم وجود هیچ گونه سخنرانی اصلاحطلبانهای قانعکننده
بر اساس مقایسه تاریخی، نظام دیگر به دنبال بازگرداندن مشروعیت نیست، بلکه به مدیریت فروپاشی تدریجی میپردازد، که این امر به جای انکار، نشاندهنده سقوط رژیم ایران است.
چهار شاخص که مسیر را نشان میدهند
هنگام مقایسه تمام مراحل، چهار شاخص ثابت ظاهر میشوند:
۱. گسترش جغرافیایی فزاینده اعتراضات
۲. تسریع استفاده از خشونت به جای گفتگو تسریع در استفاده از خشونت به جای گفتگو
۳. کاهش اعتماد عمومی به سطوح غیرقابل اصلاح تراجع الثقة الشعبية به سطوحی غیر قابل اصلاح
۴. تحول الخطاب الرسمي إلى خطاب تهدید دائم
این شاخصها، بهطور کلی، به یک بحران گذرا اشاره نمیکنند، بلکه به تحولی تاریخی در رابطه جامعه با قدرت اشاره دارند.
تاریخ تکرار نمیشود… اما پایان را فاش میکند
از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۶، شکل اعتراض تغییر کرد، ابزارهای سرکوب تغییر کردند، اما نتیجه یکی بود: نظام بیشتر از جامعه فاصله میگیرد و به لبه سقوط نزدیکتر میشود.
مقایسه تاریخی در اینجا برای پیشبینی استفاده نمیشود، بلکه برای تشخیص است. و همهی دادهها نشان میدهند که سقوط رژیم ایران دیگر سوال “آیا” نیست، بلکه سوال “کی” است و در چه زمینهای هزینهاش بر جامعه و دولت خواهد بود.
