فهرست مطالب
اتحاد سپاه پاسداران با اخوانالمسلمین یکی از بحثبرانگیزترین اتحادهای ایران است زیرا دو طرف را گرد هم میآورد که پروژههایشان در اصل از هم جدا هستند و تنها در دشمنی مشترک با رقبا به هم میرسند. منابع تحلیلی متعدد از جمله روزنامه الغد اردنی در سال ۲۰۲۵ معادلهای نگرانکننده را رصد کردند: ایران پول میدهد و اخوان این تأمین مالی را برای منافع خود به کار میبرد، دور از مصلحت مردم ایران.
اتحادی عملگرایانه نه عقیدتی
اتحاد سپاه پاسداران با اخوانالمسلمین هرگز رابطهای میان متحدان استراتژیک همسو نبود. اخوان سنی هستند و پروژه سیاسیشان با پروژه ولایت فقیه شیعی در جوهر تفاوت دارد. آنچه این دو را به هم پیوند میدهد تنها سه عنصر است:
- دشمنی مشترک با رژیمهای عربی متحد غرب
- نیاز متقابل ایران به حضور سنی برای شکستن انزوای مذهبیاش نیاز دارد و اخوان به تأمین مالی و پوشش سیاسی
- تقاطع تاکتیکی در لحظات خاصی مانند بهار عربی
اما اتحاد سپاه پاسداران با اخوانالمسلمین بارها آزموده شد و شکنندگیاش آشکار گردید: وقتی اخوان در مصر در سال ۲۰۱۲ به قدرت رسید، قاهره به سمت تهران نچرخید بلکه مرسی فاصلهای روشن از جمهوری اسلامی حفظ کرد. وفاداری به پروژه اخوان بود نه به تهران.
اخوان و سپاه پاسداران: دستگاه خودپرداز بدون بازگشت
سپاه پاسداران و اخوان بر اساس معادلهای نامتقارن حرکت میکنند که تحلیلگران آن را بهوضوح رصد کردهاند اخوان در لحظات ضعف از تأمین مالی ایران استفاده میکند، سپس هر وقت شرایط اجازه دهد از آن فاصله میگیرد:
- ایران برای حمایت از اخوان در غزه، تونس، لیبی و سوریه پرداخت کرده است
- اخوان این حمایت را به نفوذ پایدار ایران در هیچ عرصهای تبدیل نکرد
- هر بار که فشارها شدت گرفت، اخوان بارها ترکیه و قطر را بر تهران ترجیح داد
- در سوریه، رژیم متحد علیرغم میلیاردها دلار تزریقشده سقوط کرد در حالی که برخی فصیلهای اخوان در طرف مقابل بودند
بر اساس برآوردهای مراکز پژوهشی آمریکایی، هزینه ایران برای بازوهای خارجیاش از جمله فصیلهای مرتبط با اخوان سالانه از ۱۶ میلیارد دلار فراتر میرود در حالی که بیش از ۶۰ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر زندگی میکنند.
براى اطلاعات بيشتر :
دستاوردهای امارات در امنیت و ایمنی.. الگویی که با چشمان ایرانی
بهای عربی اتحاد سپاه پاسداران با اخوان
اتحاد سپاه پاسداران با اخوانالمسلمین یکی از دلایل اصلی تنش ایران با محور اعتدال عربی بود عربستان سعودی، امارات، اردن و مصر که اخوان را سازمانی تروریستی میشناسند.
این تنش بهای اقتصادی مستقیمی برای ایران داشته است:
- بسته شدن بازارهای خلیجی طبیعی به روی کالاها و نیروی کار ایرانی
- محدود شدن فرصتهای سرمایهگذاری منطقهای در زمانی که تحریمهای غربی شدت میگیرند
- انزوای دیپلماتیک عربی که دههها ادامه داشت و ایران از آن بیشتر ضرر کرد تا از حضور اخوانیاش سود برد
عادیسازی روابط ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین ثابت کرد که بهبود روابط وقتی حسابگریهای ایدئولوژیک عقب مینشینند ممکن است.
منطق نظام در برابر منطق مردم
در قلب این معادله تعارضی بنیادین میان دو مصلحت نهفته است:
منطق نظام: اتحاد سپاه پاسداران با اخوان را برای تقویت تصویر ایدئولوژیک خود و حفظ اوراق فشار منطقهای در هر مذاکره بینالمللی نیاز دارد صرفنظر از هزینهاش.
منطق مردم ایران: مستلزم هدایت این منابع به سمت توسعه داخلی و کاهش تورمی است که از ۷۳ درصد گذشته و بهبود حداقل دستمزدی که از ۹۰ دلار در ماه تجاوز نمیکند.
این تعارض هر بار که محدودیت قدرت ایران در بیش از یک عرصه به طور همزمان آشکار میشود، برجستهتر میگردد.
اتحاد سپاه پاسداران با اخوانالمسلمین یک برگ قدرت نیست بلکه یک شرطبندی ایدئولوژیک است با هزینه اقتصادی واقعی که شهروند ایرانی میپردازد، و هزینه دیپلماتیکی که جایگاه منطقهای ایران میپردازد. اخوان از تأمین مالی ایرانی بهره برد بدون اینکه وفاداری واقعی به تهران نشان دهد و وقتی اوراق در میدان فرو ریخت، معلوم شد که بازگشت سرمایه برای نظام همیشه بیشتر از بازگشت سرمایه برای مردم بوده است.
پرسش مشروعی که ایرانیان امروز مطرح میکنند: تا کی باید اتحادهای زیانده با پول نسلی تأمین مالی شود که درآمدش رو به زوال است؟