فهرست مطالب
صحبت درباره سقوط نظام ایران دیگر تنها آرزوهایی نیست که از سوی منصات مخالفان پخش میشود، بلکه واقعیتی است که با ورود به سال 2026، اعداد و حقایق میدانی آن را تحمیل میکنند.
براى اطلاعات بيشتر:
اعتراضات سراسری در ایران ، آمارها چه میگویند؟
از قلب بازار تهران که اعتصاب کرده، تا فریاد گرسنگان در کرمانشاه و سیستان و بلوچستان، امروز نشانههای پایان نظام حکومتی که بیش از چهار دهه منابع ایرانیان را به تاراج برده، شکل میگیرد.
انتفاضه بازار: موتور اقتصادی اعلام نافرمانی میکند
آنچه امروز در اعتصابات گسترده در بازارهای طلا، ارز و پارچهها مشاهده میکنیم، آخرین میخ بر تابوت مشروعیت اقتصادی است. رسیدن نرخ ارز به سطوح بیسابقه (بیش از ۱.۴ میلیون ریال برای هر دلار) ایده سقوط نظام ایران را به خواستهای فوری تبدیل کرده است حتی برای طبقه تجاری که روزگاری ستون فقرات ثبات بودند.
سقوط معیشتی سوختی برای انقلاب است.
- تورم افسارگسیخته: نرخ فقر به ۴۴٪ رسید و شهروند را در برابر دو گزینه قرار داد: گرسنگی کشیدن یا رفتن به خیابان.
- اعدامهای سیاسی: اجرای احکام اعدام، و آخرین آنها علیه “علی اردستانی”، دیگر خیابان را نمیترساند، بلکه بر شدت تنشها افزوده است.
میلیشیای خارجی: بزرگترین دلیل بر ضعف قدرت
گزارشهای منتشر شده از رسانههای مخالف تأیید میکنند که تهران شروع به اعزام شبهنظامیان وابسته به خود از عراق برای سرکوب اعتراضات کرده است.
این استمداد از عناصر خارجی اعتراف ضمنی به این است که نیروهای محلی دیگر کافی یا قابل اعتماد نیستند، و این یک نشانه کلاسیک است که معمولاً پیش از سقوط نظام ایران در تجربیات تاریخ معاصر رخ میدهد.
فشار بینالمللی: هشدارهای ترامپ و اظهارات برلین
نمیتوان صحنه داخلی را بدون توجه به تحولات بینالمللی در سال ۲۰۲۶ خواند. هشدارهای رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ درباره “پاسخ سخت” در صورت ادامه کشتار معترضان، همزمان با محکومیت وزیر امور خارجه آلمان، فشار دیپلماتیک بر تهران را افزایش میدهد. هرگونه ماجراجویی نظامی جدید از سوی رژیم میتواند سناریوی سقوط نظام ایران را به واسطه مداخله خارجی یا فروپاشی دفاعی ناگهانی تسریع کند.
چرا ۲۰۲۶ سال سرنوشتساز است؟
تحلیلگران بر این باورند که آنچه اکنون در حال وقوع است معادل “لحظه سقوط دیوار برلین” است. تداخل بحرانهای بعدی ادامه وضعیت موجود را غیرممکن میسازد:
«فلج نهادی: منازعات درون مجلس خبرگان رهبری پیرامون جانشینی رهبر.»
آیا میخواهی این جمله را در قالب متن تحلیلی یا گزارشی سیاسی هم بازنویسی کنم تا کاربرد بیشتری داشته باشد؟
۲. عسکرسازی جامعه: تبدیل بیمارستانها و بازارها به پادگانهای نظامی (همانطور که در ایلام اتفاق افتاد).
۳. آگاهی جوانان: نسل جدیدی که “پرچم شیر و خورشید” را در خیابانهای تهران و اصفهان به چالش میکشد.
ارادهی ملتها همیشه حرف آخر را میزند. واقعیتها تأکید میکنند که ما درباره “اگر” صحبت نمیکنیم بلکه درباره “کی”، جایی که سقوط نظام ایران تنها راه برای بازگرداندن ایران به جایگاه طبیعیاش به عنوان یک کشور دموکراتیک که به حقوق بشر احترام میگذارد و به ثبات منطقه کمک میکند، است.