فهرست مطالب
آنفلوانزا در ایران همچنان در سطح هشدار بالا قرار دارد؛ موضوعی که بر اساس آمار رسمی وزارت بهداشت تأیید شده، اما مدیریت آن بار دیگر با ضعف اطلاعرسانی و نبود برنامه پیشگیرانه مؤثر همراه است. همزمان با فصل سرما، افزایش مراجعات بیماران تنفسی و بالا بودن نرخ نمونههای مثبت، نگرانیها درباره توان نظام سلامت کشور را تشدید کرده است.
براى اطلاعات بيشتر :
نرخ جرم در استانهای ایران ۲۰۲۵؛ شکاف واقعیت و روایت رسمی
آمار رسمی؛ نشانههای یک بحران پنهان
بر اساس دادههای منتشرشده، در هفته نخست دیماه ۱۴۰۴، ۱۱.۲ درصد از مراجعات سرپایی مربوط به بیماران با علائم شبه آنفلوانزا بوده است. همچنین ۱۱.۳ درصد از بیماران بستریشده، علائم تنفسی شدید داشتهاند؛ آماری که نشان میدهد آنفلوانزا در ایران از یک موج عادی فصلی فراتر رفته است.
از میان ۲۵۱ نمونه تنفسی بررسیشده، ۲۱.۵ درصد نتیجه مثبت PCR آنفلوانزا داشتهاند؛ رقمی که بیش از دو برابر آستانه هشدار بالا محسوب میشود.
سویه غالب و گسترش جغرافیایی
طبق گزارشهای رسمی، سویه غالب آنفلوانزا در ایران، نوع H3N2 است؛ سویهای که معمولاً با شدت علائم بالاتر و دوره بیماری طولانیتر همراه است.
در استانهایی مانند هرمزگان، آذربایجان شرقی و فارس، میزان موارد مثبت بیش از سه برابر حد هشدار گزارش شده؛ مسئلهای که نشاندهنده نبود کنترل مؤثر و نابرابری در مدیریت سلامت منطقهای است.
مدیریت بحران یا تکرار الگوی فرسوده؟
با وجود تداوم هشدارها، واکنش وزارت بهداشت بار دیگر به صدور اطلاعیههای کلی و توصیههای تکراری محدود شده است. آنفلوانزا در ایران هر سال با همین الگو تکرار میشود:
افزایش ناگهانی بیماران، فشار بر بیمارستانها، کمبود امکانات و در نهایت، عادیسازی بحران بدون پاسخگویی شفاف.
هیچ گزارش روشنی درباره میزان پوشش واکسیناسیون، دسترسی گروههای پرخطر به واکسن یا برنامه پیشگیرانه ملی منتشر نشده است.
نظام سلامت زیر فشار؛ بیماران قربانیان خاموش
افزایش موارد آنفلوانزا در ایران بار دیگر ضعف زیرساختهای درمانی را آشکار کرده است. بیمارستانهای دولتی با کمبود تخت و نیروی انسانی مواجهاند و هزینههای درمان، بهویژه برای اقشار کمدرآمد، به مانعی جدی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، نبود شفافیت آماری و تأخیر در هشدارهای جدی، عملاً بیماران را به قربانیان خاموش سوءمدیریت تبدیل میکند.
در مجموع، آنفلوانزا در ایران تنها یک چالش فصلی نیست، بلکه نشانهای از بحران ساختاری در مدیریت سلامت عمومی است. آمارهای نگرانکننده، گسترش جغرافیایی بیماری و نبود برنامه پیشگیرانه مؤثر، همگی بیانگر این واقعیتاند که بدون اصلاح جدی در سیاستگذاری و شفافیت، هر موج بیماری میتواند به بحرانی تازه تبدیل شود.