فهرست مطالب
گرانی دارو در ایران بار دیگر به یکی از نگرانیهای جدی خانوارها تبدیل شده است. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، روز ۹ شهریور ۱۴۰۵ در خراسان رضوی افزایش قیمت دارو را «طبیعی» دانست و دلیل آن را رشد هزینه حملونقل و مواد اولیه عنوان کرد. او در عین حال گفت کشور با کمبود دارو مواجه نیست و پیشنهاد کرد بیمهها افزایش قیمت را پوشش دهند.
گرانی دارو در ایران؛ روایت رسمی چیست؟
وزیر بهداشت توضیح داده است که تولید دارو تنها به ماده اصلی دارویی وابسته نیست و افزایش قیمت مواد مورد استفاده در بستهبندی نیز مستقیماً بر قیمت نهایی اثر میگذارد.
به گفته ظفرقندی، موادی مانند آلومینیوم و پروپیلن که در بستهبندی دارو استفاده میشوند، با افزایش شدید قیمت مواجه شدهاند و همین مسئله هزینه تولید را بالا برده است.
این توضیح از منظر هزینه تولید قابل بررسی است؛ اما برای بیمار، مسئله نهایی سادهتر است: قیمت دارو بالا میرود و هزینه درمان از درآمد خانوار بیشتر میشود.
بیمهها قرار است هزینه را پرداخت کنند
راهکاری که وزیر بهداشت مطرح کرده، انتقال بخشی از فشار گرانی دارو در ایران به شرکتهای بیمه است.
اما این پیشنهاد یک پرسش اساسی ایجاد میکند: آیا منابع بیمهها برای جبران افزایش هزینه دارو کافی است؟
اگر بیمه نتواند تمام افزایش قیمت را پوشش دهد، بخش دیگری از هزینه مستقیماً به بیمار منتقل خواهد شد. در چنین شرایطی، افزایش قیمت دارو میتواند برای بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن فشار بیشتری ایجاد کند؛ گروهی که امکان حذف دارو از سبد هزینه خانوار را ندارند.
«کمبود نداریم»؛ اما مسئله فقط کمبود نیست
وزیر بهداشت تأکید کرده است که مشکل کمبود دارو وجود ندارد و دولت تلاش میکند از مسیرهای دیگری دارو وارد کند.
اما بحران دارو را نمیتوان فقط با شاخص «موجود بودن یا نبودن» سنجید.
دارویی که در داروخانه وجود دارد اما قیمت آن برای بیمار سنگین است، عملاً برای بخشی از جامعه دسترسی آسانی ندارد. بنابراین میان کمبود دارو و دسترسی اقتصادی به دارو تفاوت مهمی وجود دارد.
براى اطلاعات بيشتر :
اعتراضات ایران؛ هراس حکومت از موج تازه نارضایتی
چرا هزینه درمان به دغدغه خانوارها تبدیل شده است؟
گرانی دارو در ایران بخشی از مسئله بزرگتر افزایش هزینههای زندگی است. وقتی هزینه حملونقل، مواد اولیه، بستهبندی و سایر نهادههای تولید افزایش پیدا میکند، قیمت نهایی کالاها نیز تحت فشار قرار میگیرد.
در حوزه سلامت، این فشار حساستر است؛ زیرا مصرفکننده نمیتواند بسیاری از داروهای ضروری را مانند یک کالای عادی از سبد خرید حذف کند.
از همین رو، سیاستگذاری در حوزه دارو فقط مسئله اقتصادی نیست؛ مستقیماً با سلامت عمومی ارتباط دارد.
دولت میان تورم و توان پرداخت مردم
اظهارات وزیر بهداشت درباره «طبیعی» بودن افزایش قیمت دارو، اگرچه توضیحی درباره افزایش هزینههای تولید ارائه میدهد، اما پاسخ کاملی برای نگرانی بیماران نیست.
پرسش اصلی این است که اگر قیمت دارو بر اثر تورم افزایش پیدا میکند، درآمد خانوارها با چه سرعتی افزایش یافته است؟
اگر فاصله میان رشد هزینه درمان و رشد درآمد مردم بیشتر شود، حتی نبود کمبود فیزیکی دارو نیز نمیتواند مسئله دسترسی را حل کند.
در نهایت، گرانی دارو در ایران آزمونی برای سیاست سلامت کشور است؛ زیرا موفقیت یک نظام درمانی فقط به تولید یا واردات دارو وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که بیمار بتواند داروی مورد نیاز خود را بدون تحمل فشار مالی غیرقابلتحمل تهیه کند.