فهرست مطالب
سرکوب مطبوعات در ایران دیگر موضوعی پنهان یا قابل انکار نیست. آنچه امروز جریان دارد، تقابل مستقیم میان قدرتی است که از «کلمه» میترسد و جامعهای فرهنگی که تصمیم گرفته سکوت نکند.
براى اطلاعات بيشتر :
بحران سیاسی در ایران؛ گفتمان تقابلی برای پنهانکردن بنبست
در همین چارچوب، بیش از ۵۰۰ چهره فرهنگی و هنری با امضای نامهای رسمی از رئیس قوه قضائیه خواستند اجرای احکام زندان علیه نیلوفر حامدی و الهه محمدی متوقف شود. این نامه، در واقع یک اتهام سیاسی آشکار علیه ساختار حاکم است.
چرا روزنامهنگاری به دشمن نظام تبدیل شده است؟
در منطق حاکمیت، روزنامهنگار نه بهدلیل خطا، بلکه بهخاطر دیدن، نوشتن و منتشر کردن حقیقت مجازات میشود.
نیلوفر حامدی و الهه محمدی تنها وظیفه حرفهای خود را در پوشش پرونده مهسا (ژینا) امینی و پیامدهای آن انجام دادند. اما در نظامی که قوه قضائیه با نگاه امنیتی اداره میشود، حقیقت به «جرم» تبدیل میشود.
اینجاست که سرکوب مطبوعات در ایران چهره واقعی خود را نشان میدهد:
- تبدیل روزنامهنگار به متهم امنیتی
- جایگزینی قانون با مجازات سیاسی
- استفاده ابزاری از «حجاب» و «اخلاق» برای حذف رسانه مستقل
بیش از ۵۰۰ امضا؛ و نظام در جایگاه متهم
این حجم از امضا، یک حرکت احساسی نیست؛ کنشی سیاسی و آگاهانه است.
وقتی نویسندگان، هنرمندان و روزنامهنگاران از سکوت خارج میشوند، پیام روشنی دارند:
سرکوب مطبوعات در ایران به مرحلهای رسیده که دیگر قابل تحمل نیست و قوه قضائیه از جایگاه عدالت به ابزار فشار تبدیل شده است.
این پیام بهروشنی میگوید:
شما دو روزنامهنگار را محاکمه نمیکنید؛ حق دانستن جامعه را محاکمه میکنید.
قوه قضائیه یا نهاد امنیتی با پوشش قانون؟
احکام صادرشده علیه حامدی و محمدی، نشانه یک بحران عمیقتر است: نبود استقلال قضایی.
پروندهها نه بر اساس تخلف حرفهای، بلکه بر پایه تفسیرهای سیاسی و امنیتی شکل گرفتهاند؛ تفسیری که هر زمان نظام به حذف صدایی مزاحم نیاز دارد، فعال میشود.
در این شرایط، سرکوب مطبوعات در ایران به یک سیاست سیستماتیک بدل شده است:
- بازداشت پیش از محاکمه
- احکام سنگین بدون مستندات حرفهای
- وثیقههای سنگین برای فرسایش روانی و مالی
- تهدید دائمی زندان حتی پس از آزادی موقت
پیامی که نظام هنوز درک نکرده است
آنچه حاکمیت نمیفهمد این است که سرکوب مطبوعات در ایران دیگر کارکرد بازدارنده سابق را ندارد.
هر حکم زندان، هر احضار امنیتی، هر رسانه تعطیلشده، دامنه اعتراض را گستردهتر میکند و روزنامهنگار را از فردی تنها به نماد مقاومت مدنی تبدیل میسازد.
نامه ۵۰۰ چهره فرهنگی پایان ماجرا نیست؛ آغاز آن است.
این نامه اعلام میکند که جامعه فرهنگی دیگر شریک سکوت نیست و مشروعیت سرکوب، هرچقدر هم با قانون تزئین شود، در حال فروپاشی است.
