فهرست مطالب
تحولات سیاسی در ایران در فوریه ۲۰۲۶ وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان آن را صرفاً «تنش مقطعی» یا «بحران قابل مدیریت» توصیف کرد. آنچه امروز در خیابان، اقتصاد، اینترنت و گفتمان رسمی دیده میشود، نشانههای آشکار فروپاشی تدریجی اعتماد عمومی و ناتوانی ساختار قدرت در پاسخگویی به مطالبات جامعه است.
حاکمیتی که با زبان تهدید سخن میگوید
در تازهترین اظهارات رسمی، مقامهای حکومتی از یکسو مدعی «عدم تمایل به درگیری» هستند و از سوی دیگر، بهصراحت از هدف قرار دادن پایگاههای نظامی خارجی سخن میگویند.
این دوگانگی زبانی، که به بخشی ثابت از تحولات سیاسی در ایران بدل شده، نه نشانه اقتدار، بلکه علامت سردرگمی و فقدان راهبرد روشن است
حاکمیتی که به جای گفتوگو با جامعه خود، مدام پیام تهدید به بیرون مخابره میکند، در واقع تلاش دارد بحران مشروعیت داخلی را با بحرانسازی خارجی پنهان کند.
براى اطلاعات بيشتر :
شاهزاده پهلوی: اتحاد مردم ایران با وجود سرکوب نظام، پیروز خواهد شد
آمارهایی که دروغ رسمی را افشا میکنند
یکی از مهمترین شاخصهای تحولات سیاسی در ایران، انفجار استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ است.
برآوردهای فنی نشان میدهد که تقاضا برای این ابزارها در بازهای کوتاه، حدود هفت برابر افزایش یافته است.
این عدد بهروشنی میگوید:
- مردم به رسانههای رسمی اعتماد ندارند
- سانسور دیگر کارایی ندارد
- حکومت در جنگ روایتها شکست خورده است
کنترل اینترنت، آخرین سنگر حاکمیتی است که از کنترل افکار عمومی ناتوان مانده.
سرکوب کور؛ از فعال سیاسی تا پزشک
در ادامه تحولات سیاسی در ایران، دامنه بازداشتها به شکلی بیسابقه گسترش یافته است. اینبار، حتی پزشکان و کادر درمان نیز از تیغ سرکوب در امان نماندهاند.
جرم نانوشته آنان چیست؟
درمان مجروحان، ثبت واقعیت، و ایستادن در سمت انسان.
وقتی حکومت به سراغ پزشک میرود، یعنی حقیقت برایش خطرناکتر از اعتراض خیابانی شده است.
اقتصاد؛ قربانی همیشگی ماجراجویی سیاسی
در سطح کلان، تحولات سیاسی در ایران مستقیماً به فروپاشی معیشت مردم گره خورده است.
تحریمها، انزوای دیپلماتیک و سوءمدیریت ساختاری، نتیجهای جز:
- سقوط مداوم ارزش پول ملی
- افزایش افسارگسیخته قیمتها
- گسترش فقر و مهاجرت
نداشته است.
در این میان، هزینه تصمیمهای سیاسی را نه تصمیمگیران، بلکه شهروندان عادی میپردازند.
شکاف عمیق میان حکومت و جامعه
شاید مهمترین بُعد تحولات سیاسی در ایران، شکافی باشد که دیگر قابل ترمیم نیست.
گفتمان رسمی از «ثبات» سخن میگوید، اما جامعه بیثباتتر از همیشه است.
از «اقتدار» حرف میزنند، اما ابزار اصلیشان قطع اینترنت و بازداشت است.
این شکاف، نشانه ورود کشور به مرحلهای است که در آن، ترس جای خود را به بیاعتمادی و خشم خاموش داده است.
