فهرست مطالب
در حالی که تورم و فشارهای اقتصادی کماکان ادامه دارد، تأمین شیر و محصولات لبنی برای خانوارهای ایرانی به یکی از جدیترین مشکلات معیشتی تبدیل شده است. طبق گزارشهای انجمن صنایع لبنی ایران و آمار منتشرشده توسط مرکز آمار، بحران لبنیات در ایران در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ با جهش قیمت شیر خام و کاهش شدید سرانه مصرف همراه بوده و امنیت غذایی میلیونها نفر را تهدید میکند.
ریشههای بحران لبنیات در ایران
بحران لبنیات در ایران ریشه در چند عامل همزمان دارد: شیوع بیماری تب برفکی در دامها، کمبود شدید علوفه و نهادههای دامی به دلیل اختلال در واردات، و افزایش سرسامآور هزینههای تولید. قیمت شیر خام از حدود ۱۸ هزار تومان به بیش از ۳۲ هزار تومان در هر کیلو رسیده و در برخی دورهها تا ۵۲ درصد افزایش داشته است. این جهش مستقیماً روی قیمت تمامشده ماست، پنیر و شیر بستهبندی تأثیر گذاشته و باعث چهار بار گرانی در یک سال شده است.
براى اطلاعات بيشتر :
بحران غلات غذایی در ایران ۱۴۰۵ ، ميان واقعیت و آمار
تأثیر بحران بر معیشت خانوارها
بحران لبنیات در ایران بیش از همه بر طبقات کمدرآمد و حاشیهنشین ضربه زده است. سرانه مصرف لبنیات از حدود ۱۳۰ کیلوگرم در سال ۱۳۹۰ به کمتر از ۵۵-۷۰ کیلوگرم در سال ۱۴۰۴ سقوط کرده که نصف میانگین جهانی است. گزارشهای وزارت بهداشت تأیید میکند که مصرف شیر، ماست و پنیر در بسیاری از خانوادهها حذف یا به حداقل رسیده و این کاهش، خطر سوءتغذیه، کمبود کلسیم و مشکلات رشد کودکان را به شکل جدی افزایش داده است.
مقایسه با کشورهای همسایه
بحران لبنیات در ایران در مقایسه با کشورهای همسایه، عمق ناکارآمدی سیاستهای داخلی را به خوبی نشان میدهد. ترکیه و امارات با مدیریت بهتر واردات علوفه و حمایت هدفمند از دامداران، توانستهاند ثبات نسبی در بازار لبنیات حفظ کنند، در حالی که در ایران بخش عمده هزینهها به دلیل سوءمدیریت آب، یارانههای ناکارآمد و اولویت دادن به هزینههای خارجی، بر دوش تولیدکننده و مصرفکننده افتاده است.
پیام بحران لبنیات برای آینده ایران
در شرایطی که تولید شیر خام کشور به دلیل بیماری و کمبود خوراک دام رو به کاهش است و حتی صادرات لبنیات برای جبران افت مصرف داخلی افزایش یافته، بحران لبنیات در ایران دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ تهدیدی جدی برای سلامت عمومی و ثبات اجتماعی به شمار میرود. میلیونها خانوار که هر ماه با افزایش قیمت شیر و پنیر مواجهاند، هزینه سیاستهایی را میپردازند که اولویتشان تأمین نیازهای واقعی مردم نبوده است.
در نهایت، بحران لبنیات در ایران ۱۴۰۵ درس تلخی دارد: بدون بازنگری اساسی در سیاستهای کشاورزی، واردات نهاده و مدیریت منابع، این چرخه معیوب ادامه خواهد یافت. تا وقتی صدای دامداران و مصرفکنندگان عادی شنیده نشود، هر وعدهای برای کنترل قیمتها فقط پوشاندن واقعیت تلخ خواهد بود.