فهرست مطالب
در دو دهه گذشته، سرکوب روزنامهنگاری آزاد در ایران به یک رویه ساختاری و سازمانیافته تبدیل شده است؛ رویهای که نه بهعنوان واکنشی موقت، بلکه بهمثابه راهبردی دائمی برای کنترل حقیقت و حذف هر صدای مستقل یا منتقد به کار گرفته میشود
در این ساختار، روزنامهنگاری آزاد به دشمن مستقیم قدرت بدل شده و روزنامهنگاران با اتهامهای مبهمی چون «تبلیغ علیه نظام» یا «اقدام علیه امنیت ملی» تحت پیگرد قرار میگیرند؛ در حالی که دادگاههای انقلاب به ابزار سرکوب سیستماتیک تبدیل شدهاند.
نقض گسترده آزادی مطبوعات؛ آمار و نمونهها
بر اساس گزارش نهادهای مدافع آزادی رسانهها، تنها در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۸۵ مورد اقدام قضایی و امنیتی علیه روزنامهنگاران و رسانهها در ایران ثبت شده است؛ اقداماتی که شامل بازداشت، محاکمه، احکام زندان و جریمههای سنگین مالی بودهاند.
در سال ۲۰۲۴، دستکم ۲۵۶ روزنامهنگار و رسانه هدف این سرکوبها قرار گرفتند؛ مجموع احکام صادرشده شامل ۶۹ سال زندان، ۱۱۰ ضربه شلاق و جریمههایی بالغ بر ۲۰۰ میلیون تومان بود.
در آغاز سال ۲۰۲۵ نیز روند سرکوب روزنامهنگاری آزاد در ایران ادامه یافت و دستکم ۹ روزنامهنگار، از جمله شهروندان ایرانی و خارجی، در زندانهای ایران نگهداری میشدند.
این آمارها تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد؛ زیرا بسیاری از پروندهها به دلیل فضای امنیتی شدید، تهدید خانوادهها و نبود شفافیت قضایی هرگز رسانهای نمیشوند.

بازداشتها و پیامهای هشدارآمیز به جامعه رسانهای
گزارشهای فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران نشان میدهد که در یک سال گذشته، بیش از ۱۰۰ روزنامهنگار در ایران بازداشت شدهاند، بیش از ۱۱۰ مورد احضار قضایی ثبت شده و دستکم ۲۰ روزنامهنگار مجبور به ترک کشور و تبعید شدهاند.
از جمله پروندههای شاخص میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
نیلوفر حامدی – بازداشت و محاکمه به دلیل پوشش خبری پرونده جانباختن مهسا امینی.
الهه محمدی – محکومیت و زندان به دلیل فعالیت حرفهای روزنامهنگارانه در همان پرونده.
اتهامهای مطرحشده علیه این روزنامهنگاران، از «همکاری با دولتهای خارجی» تا «اخلال در نظم عمومی»، نمونهای آشکار از استفاده ابزاری از قانون برای ارعاب رسانههاست؛ در شرایطی که اصول دادرسی عادلانه بهطور کامل نادیده گرفته میشود.

ابزارها و روشهای سرکوب روزنامهنگاری آزاد در ايران
سرکوب روزنامهنگاری آزاد در ایران تنها به بازداشت محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از ابزارهای هماهنگ را در بر میگیرد:
امنیتیسازی فعالیت رسانهای: تبدیل گزارشنویسی و انتشار خبر به پروندههای امنیتی.
سانسور پیش از انتشار: نظارت شدید بر محتوا، تیترها و حتی واژگان مورد استفاده در رسانهها.
مجازاتهای تحقیرآمیز: صدور احکام شلاق یا جلسات دادگاه علنی با هدف شکستن روحیه روزنامهنگاران.
کنترل و قطع اینترنت: استفاده از اختلال یا قطع اینترنت برای جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات و ارتباط روزنامهنگاران با منابع خبری.
این روشها در مجموع فضایی ایجاد کردهاند که در آن، فعالیت حرفهای روزنامهنگاری به عملی پرهزینه و پرخطر تبدیل شده است.
پیامدهای اجتماعی سرکوب مطبوعات
پیامدهای سرکوب روزنامهنگاری آزاد در ایران فراتر از آسیب به چند رسانه یا فرد خاص است.
سرکوب روزنامهنگاری آزاد در ايران ، جامعه را از دسترسی به اطلاعات دقیق و مستقل محروم میکند، اعتماد عمومی را از بین میبرد و امکان نظارت شهروندان بر قدرت را تضعیف میسازد.
در غیاب رسانههای آزاد، فساد ساختاری پنهان میماند، نقض حقوق بشر عادیسازی میشود و روایت رسمی حکومت، تنها منبع اطلاعاتی قابل دسترس برای بخش بزرگی از جامعه خواهد بود. این وضعیت، جامعه ایران را در چرخهای از سکوت اجباری و ترس دائمی نگه میدارد.

روزنامهنگاری آزاد در ایران همواره یکی از معدود ابزارهای افشای فساد، مستندسازی ظلم و بازتاب صدای مردم بوده است.
با این حال، سرکوب روزنامهنگاری آزاد در ایران همچنان یکی از ستونهای اصلی بقای نظام حاکم محسوب میشود.
مطالعه بيشتر: سرکوب سینماگران در ایران؛ قتل جواد گنجی و تشدید سرکوب فرهنگی
آمارها، پروندهها و نمونههای ذکرشده در این گزارش نشان میدهد که هیچ نشانه جدی از بهبود وضعیت آزادی مطبوعات وجود ندارد. با تشدید کنترل و سرکوب، روزنامهنگار مستقل ایرانی هر روز بیش از پیش در خط مقدم نبردی نابرابر برای حفظ حقیقت قرار میگیرد.
