فهرست مطالب
ایرلند در گفتمان رسمی اروپا بهعنوان کشوری سبز، برخوردار از منابع طبیعی فراوان و بارندگی مستمر معرفی میشود. اما پشت این تصویر پرزرقوبرق، بحران آب در ایرلند بهعنوان یکی از خطرناکترین بحرانهای ساختاری این کشور خودنمایی میکند.
بحران آب در ايرلند ریشه آن نه در طبیعت، بلکه در سوءمدیریت مزمن منابع آب است؛ سوءمدیریتی که برای ما، روزنامهنگاران برخاسته از تجربه نظامهای ناکارآمد، یادآور این واقعیت است که بیکفایتی مدیریتی نه مرز میشناسد و نه اقلیم.

وفور باران، کمبود آب
از تناقضهای تکاندهنده این است که کشوری با یکی از بالاترین میزان بارندگی در اروپا، با کمبود آب در ایرلند مواجه باشد. مشکل در منابع نیست، بلکه در شبکهای فرسوده است که نزدیک به نیمی از آب آشامیدنی را پیش از رسیدن به مصرفکننده، به دلیل نشت از دست میدهد.
این واقعیت بهروشنی نشان میدهد که بحران آب در ایرلند یک بحران طبیعی نیست، بلکه بحران تصمیمگیری سیاسی و مدیریتی است؛ جایی که مشکلات به آینده موکول میشوند، نه اینکه ریشهای حلوفصل شوند.
زیرساختها؛ میراثی از بیتوجهی
زیرساختهای آبی در ایرلند از فرسودگی شدید رنج میبرند؛ بهطوریکه در برخی مناطق قدمت شبکهها به بیش از یک قرن میرسد. با وجود هشدارهای مکرر کارشناسان، دولتهای پیدرپی سرمایهگذاری اساسی را به تعویق انداخته و به راهحلهای موقت بسنده کردهاند؛ راهحلهایی که در برابر هر فشار اقلیمی یا رشد جمعیت، بهسرعت فرو میریزند.
این الگوی حکمرانی برای ما آشناست؛ همان الگویی که در آن برنامهریزی بلندمدت قربانی آرامشبخشی رسانهای میشود.

خشکسالی و تغییرات اقلیمی؛ بهانهای آماده
نمیتوان تأثیر خشکسالی در ایرلند و تغییرات اقلیمی را انکار کرد، اما تقلیل بحران آب در ايرلند به عامل اقلیم، نوعی فریب افکار عمومی است. کشورهایی که آیندهنگر هستند، سامانههای انعطافپذیر میسازند؛ در حالیکه ایرلند تنها پس از وقوع بحران، دست به واکنش میزند.
انداختن تمام تقصیرها بر گردن تغییرات اقلیمی، بسیار شبیه رفتار نظامهایی است که ناکارآمدی خود را پشت تحریم یا توطئه پنهان میکنند و از پذیرش مسئولیت میگریزند.

شهروند؛ قربانی اصلی
در نهایت، این شهروند ایرلندی است که بهای بحران آب در ایرلند را میپردازد؛ از قطعهای مکرر آب و هشدارهای محدودیت مصرف گرفته تا تهدیدهای آینده برای افزایش هزینهها. و همه اینها در کشوری که جزو بالاترین سطح درآمد در اروپا محسوب میشود.
مطالعه بيشتر: شایعات برق عدن و شبوه؛ رسوایی دروغپردازی دولت
این تناقض، شکاف عمیق میان منابع موجود و نتایج واقعی را برملا میکند و پرسشی اساسی را مطرح میسازد: دولت دقیقاً به نفع چه کسی اداره میشود؟
